دانلود پایان نامه

ها قابل تبدیل به یکدیگر هستند به این ترتیب که سرمایه اقتصادی می تواند سریعاً به سرمایه اجتماعی و فرهنگی تبدیل شود. آنچه که به میدان معنا می دهد سرمایه است. حجم و ترکیب انواع سرمایه ها نزد فرد، جایگاه وی را در سلسله مراتب میدان تعیین می کند. در میان انواع سرمایه، سرمایه فرهنگی نقش بسیار مهمی در اندیشه بوردیو ایفا می کند. جامعه شناسی مصرف و تحلیل وی درباره سبک زندگی بر همین نوع سرمایه متکی است.
سرمایه فرهنگی: شامل “سلیقه های خوب، شیوه و راه و رسم پسندیده و پیچیده شناختی، شناخت و توانایی پذیرش محصولات فرهنگی مشروع از قبیل هنر، موسیقی کلاسیک، تئاتر و ادبیات … است” . سرمایه فرهنگی بدان معناست که فرد می تواند خود را از الزامات زندگی روزمره جدا کند و نوعی گزینش دلخواه در عرصه فرهنگ انجام دهد (فاضلی1382، 38).
2-2-3-3 مفهوم عمل
مفهومی که مستقیماً بر مبنای نظر بوردیو درباره منش ارائه می شود، عمل است . این مفهوم ابتدائاً دال بر هر نوع کنش انسان به نظر می رسد؛ اما عمل، نوع عادت شده رفتار است که چندین جزء دارد:
– شکل فعّالیت های بدنی؛
– شکل فعّالیت های ذهنی؛
– چیزها و کاربردشان؛
– دانش پیش زمینه ای در قالب های شناختی؛
– راهکار؛
– حالت عاطفی و آگاهی انگیزشی.
با این توصیف، عمل، منش فعلیت یافته است . تأکید بر مفهوم عمل زائیده گرایش بوردیو به تبیین رفتار بر اساس اصل عقل ورزی عملی است؛ بنابراین اصل، مردم می دانند چه می کنند اگر چه غالباً نمی توانند آن را توضیح دهند (فاضلی 1382، 41).
2-2-3-4 مفهوم نماد
مفهوم نماد مفهوم دیگری است که در اندیشه بوردیو جایگاه محوری دارد و یکی از نمودهای گسست وی از مارکسیسم است. وی به عوض تعریف نماد، از امر نمادین سخن می گوید؛ در نظر بوردیو، امر نمادین قادر است مادی بودن خود را پنهان کند. نظام های نمادین ربط وثیق با دانش و قدرت و بازتولید نظم اجتماعی دارند. نقش نظام های نمادین در ساختار سلطه، تعریف کردن امر درست و مشروع است (چولی 1389، 147).
2-2-3-5 مفهوم طبقه
مجموعه ای از کنش گران که پایگاه های یکسانی را اشغال می کنند، در شرایط یکسانی قرار دارند و محتمل است که تمایلات و علایق یکسانی نیز داشته باشند و به همین دلیل محتمل است که اعمال مشابهی انجام دهند و مواضع مشابهی اتخاذ کنند.
هر طبقه اجتماعی بر اساس ترکیبی از سه نوع سرمایه اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی تعریف می شود. اعضای هر طبقه در هر میدان جایگاهی مخصوص به خود دارند که بر اساس ترکیب انوع سرمایه تعیین شده است؛ تحلیل سرمایه در نزد هر طبقه نیز به سه وجه است:
– میزان سرمایه (کم / زیاد)
– ساختار سرمایه (اقتصادی/ فرهنگی)
– بعد زمانی سرمایه (کاهش بین نسلی/ افزایش بین نسلی)
وی با تلفیق ایده های مارکس و وبر، درکی کامل تر در باب طبقات اجتماعی ارائه کرده است. وی ابعاد اقتصادی و فرهنگی را در بحث طبقه لحاظ می کند؛ یعنی مانند مارکس طبقات را برمبنای عامل اقتصاد لایه بندی و همچون وبر درون هر طبقه را بر مبنای سبک های زندگی مختلف از یکدیگر متمایز می کند. اگر مارکس طبقه را صرفاً اقتصادی می دید، بوردیو بر مبنای سرمایه های اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی طبقه را تشریح می کند. به نظر وی، حجم و انواع سرمایه ها طبقه را شکل می دهد و منش افراد، درون هر طبقه را به یکدیگر وصل می کند و بر مبنای این منش مشترک سبک های زندگی شکل می گیرد؛ البته به معنای دقیق تر باید گفت مصرف، اجازه بازنمایی سبک های زندگی مختلف و ذائقه های مختلف را می دهد و نهایتاً اینکه سبک های زندگی و ذائقه هایی که بر مبنای سرمایه های بالا شکل می گیرد به مصرف کالاهایی می انجامد که تمایز اجتماعی ایجاد می کند. این منطق تمایز در مصرف، در کانون توجه بوردیو قرار دارد.(ساترتون21 2001، 186).
تحلیل بوردیو از طبقه در مقابل سنت مارکسیستی قرار می گیرد، به خصوص در مورد تعریف طبقات اجتماعی که بوردیو تأکید مارکس بر عامل اقتصادی را رد می کند و برای تعریف طبقه عامل های دیگر اجتماعی را هم دخیل می داند. در کل آنچه تحلیل بوردیو را متمایز می کند، اهمیتی است که به روابط معنا داده می شود، به کالای نمادین و به سلطه نمادین در روابط طبقاتی نزد او مفهوم مبارزات طبقاتی به مبارزات نمادین بدل می شود. از نظر بوردیو “مارکس در مدل خود، حقیقت ذهنی جهان اجتماعی را کنار گذاشته است و حقیقت عینی این جهان را به عنوان روابط قدرت نهاده است. در حالی که حقیقت ذهنی جهان اجتماعی، جزئی از کل حقیقت این جهان است”. بوردیو در تعریف کنشکر و کنش از وبر تأثیر پذیرفته است؛ از نظر وبر فعالیت انسانی را برحسب معنایی که صورت می گیرد باید در نظر گرفت و منظور از کنش، رفتار انسانی است که عامل اجتماعی یک معنی ذهنی به آن می دهد. این تعریف مستلزم در نظر گرفتن بعد نمادین در تبیین پدیده های اجتماعی است، موضوعی که بوردیو آن را بسط و گسترش داده است. مفهوم دیگر وبر که بر بوردیو تأثیر داشته مفهوم مشروعیت است. وبر برای این مشروعیت سه نوع قائل می شود، اما علاوه بر مشروعیت برای بوردیو فرایند مشروعیت است که ذهن او را مشغول می دارد؛ به عبارتی نشان دادن اینکه چگونه کنشگران اجتماعی مشروعیت را ایجاد می کنند تا توانایی پایگاه یا قدرتی را که در اختیار دارند نشان دهند..
بنابراین از نظر بوردیو هر طبقه اجتماعی براساس ترکیبی از سه نوع سرمایه اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی تعریف می شود. اعضای هر طبقه در هر میدان جایگاهی مخصوص به خود دارند که بر اساس ترکیب انواع سرمایه تعیین شده است و تحلیل سرمایه بر سه وجه ذیل است:
– میزان سرمایه؛
– ساختار سرمایه (اقتصادی، فرهنگی)؛
– بعد زمانی سرمایه (کاهش بین نسلی، افزایش بین نسلی).
آخرین وجه مهم از مفهوم طبقه در نزد بوردیو گسست از مارکسیسم به معنای تعریف کردن طبقه بر مبنای چیزی فراتر از رابطه با تولید در فضای اقتصادی است. وی طبقه را همچنین بر مبنای رابطه اش با جایگاه ها و عادات مشترک که در فضای مصرف فعلیت یافته اندر، تعریف می کند. مصرف کردن وجهی از منازعه بر سر کسب سرمایه است و در شکل دادن به طبقه نقش دارد. همچنین بنا به تعریف بوردیو ذائقه عبارت است از ظرفیت (توانایی) آنکه گروهی از اشیاء یا اعمال را به صورت مادی و نمادین و به معنای مجموعه ای از ترجیحات متمایز کننده به کار گرفت و یکی از کارکردهایش این است که به افراد ادراکی از جایگاهشان در نظام اجتماعی می دهد. ذائقه آنهایی را که ترجیح های همسانی دارند به هم نزدیک می سازد و از دیگرانی که ذائقه های متفاوت دارند جدا می سازد. که در این فرایند آدم ها خودشان را طبقه بندی می کنند. بوردیو در کتاب تمایز نظریه ای درباره طبقه را ساخته و پرداخته می کند که در آن اصرار بر علیت اقتصادی در شکل گیری طبقات از دیدگاه مارکس، با شناخت وبری درباره تمایز و تفاوت نظم فرهنگی با مسئله مورد توجه دیدگاه دورکیم در مورد طبقه بندی ادغام شده است. وی فضای اجتماعی را به سه طبقه تقسیم می کند. طبقه مسلط که با برتری سرمایه مشخص می شود. و اعضای آن معمولاً سرمایه های مختلف را انباشته می کنند و در جستجوی هویت متمایزی از دیگران هستند (چولی 1389، 156).
طبقه مسلط به دو زیر طبقه مقابل هم تقسیم می شود :
– یک زیر طبقه که خاصه اش سرمایه اقتصادی است که خود به دو گروه قابل تقسیم است؛ طبقه مسلط سنتی و کهن و طبقه بورژوازی جدید.
– طبقه دیگری که بیشتر دارای ظرفیت فرهنگی هستند تا اقتصادی و عمدتاً شامل کارگزاران اقتصادی و مهندسان مشاور و مشاغل روشنفکری است.
طبقه دوم خرده بورژوازی است که از لحاظ فرهنگی در مقایسه با بورژوازی فاقد استقلال است. و از الگوهای فرهنگی بورژوازی تقلید می کند. در این طبقه سه زیر شاخه فرعی تشخیص می دهد که به سنتی، اجرایی و کادرهای متوسط واحدهای خصوصی و تکنسین تقسیم می شوند که از جهت سرمایه اجتماعی در حد وسط قرار دارند و بخش هایی از آنها سرمایه های فرهنگی قویتری دارند. طبقه سوم توده های مردم اند که خصیصه اصلی آنها فقدان مالکیت است و در انتهای فضای اجتماعی قرار می گیرند و سلطه پذیر هستند. در فضای طبقاتی جامعه جایگاه کنشگران اجتماعی بر حسب یک منطق دوگانه توزیع می شود. در اولین تقسیم بندی که شکل عمودی دارد کنشگرانی که مقادیر زیادی از هر یک از سرمایه ها را در اختیار دارند یعنی طبقه فرادست – در تقابل با کنشگرانی که از همه سرمایه ها محرومند – قرار می گیرند. دومین تقابلی که شکلی افقی دارد، در بین طبقه فرا دست، بین کسانی که سرمایه اقتصادی زیاد اما داراییهای فرهنگی کمی دارند و آنهایی که سرمایه شان عمدتاً سرمایه فرهنگی است، بروز می کند. در بحث تحلیل طبقاتی بوردیو و تعریف او از طبقه عنصر مصرف جایگاه ویژه ای دارد. طبقات مختلف شیوه های مصرف گوناگون به ویژه مصرف فرهنگی گوناگونی دارند. هر طبقه براساس ذائقه خاص طبقاتی و سرشت طبقه خود نوع خاصی از کالاها را مصرف می کنند و این مصرف فقط جنبه ای فیزیکی و ظاهری ندارد بلکه عملی نمادین است که طی آن کنشگران جایگاه طبقاتی خود را باز تولید می کنند و از طریق این عادات و ذائقه ها خود را در طبقات مختلف جای می دهند (استونز22 1379، 339).
در پدیده مصرف طبقاتی، مفهوم سرشت می تواند ویژگی مصرف را در نزد هر طبقه تبیین کند. ذائقه های برآمده از سرشت طبقات دارای سرمایه فرهنگی اندک، بر کارکرد آنچه که مصرف می شود تأکید دارد. اما ذائقه ناب بر فرم و شکل تکیه دارد. ذائقه طبقات پایین بر مقدار مصرف تأکید دارد و ذائقه ناب بر کیفیت آنچه که مصرف می شود؛ و فقط در ذائقه ناب است که شیوه و راه و رسم مصرف اهمیت دارد. عمده ترین میراث اندیشه بوردیو؛ تحلیل ترکیب انواع سرمایه برای تبیین الگوهای مصرف، بررسی فرضیه تمایز یافتن طبقات از طریق الگوهای مصرف و مبنای طبقاتی ذائقه ها و مصرف فرهنگی است. از طرف دیگر تأکید بوردیو بر الگومند بودن اعمال مصرف، که نتیجه الزامات سرشت (هابتیوس) است، تکنیک های پژوهشی درباره سبک زندگی است که خود آن را در کتاب تمایز به کار گرفته است.
بوردیو معتقد است که این جایگاه های طبقاتی و نابرابری های، مداوماً در جامعه در حال باز تولید هستند. به نظر او حتی در کشوری مثل فرانسه، مدرسه ابزاری مخفی برای استمرار فرهنگ طبقه مسلط است. بدین ترتیب طبقه ای که از حجم و ترکیب سرمایه ای بالاتر برخوردار باشد توانایی آن را دارد که فرهنگ خود را به صورت فرهنگ غالب عرضه کند و آن را به صورت مکانیسمی نامرئی به دیگر طبقات بقبولاند و آنها را وادار به باز تولید فرهنگ آن طبقه خاص گرداند. در نظریه مارکسیستی جایگاه طبقات در ارتباط با تولید و در فضای صرفاً اقتصادی تعریف می شود؛ اما بوردیو برخلاف این نظریه استدلال می کند که به وجود آمدن طبقات با جایگاه مشترک در فضای اجتماعی و عادات مشترکی که در فضای مصرف فعلیت یافته مرتبط است. باز نمودهایی که گروه ها و افراد به شکل اجتناب ناپذیری آن را در اعمال و رویه های خود به کار می گیرند، جزء و مؤلفه ای از واقعیت اجتماعی آنهاست.
طبقه همان گونه که به واسطه هستی خود تعریف می شود، به واسطه هستی ادراک شده اش نیز تعریف می گردد. از آنجایی که طبقه بندی اجتماعی جزئی از هر ساخت طبقاتی است، ابزاری برای تفوق نمادین به شمار می رود و نشانه اصل جدال بین طبقات است ، چرا که هر یک از طبقات یا اجزای هر طبقه در تلاش است تا کنترل چارچوبهای کمی طبقاتی را به دست گیرد؛ چارچوبهایی که با تثبیت یا تغییر باز نمودهای واقعیت نیروی حفظ یا تغییر واقعیت را در اختیار می گیرد (استونز 1379، 341).
روابط طبقاتی برای بوردیو یک میدان است؛ در این میدان، سرشت یا عادات باعث وحدت

دسته‌ها: No category

دیدگاهتان را بنویسید