دانلود پایان نامه

از ملانی کلاین که مشاور روانکاوش بود تاثیر پذیرفت (کلاین 1971، نقل ازسنت کلر1940، ترجمه طهماسب ، علی آقایی،1386).
وینی کات بر خلاف کلاین و فیربرن علاقه‌ی زیادی به درمان تحلیلی نداشت . با این وجود شهود قابل ملاحظه و مهارت های مشاهده‌ای او را یاری‌اش کردند تا در حیطه ی تحول کودک به ادراک و دستاورد های چشمگیری برسد (حسینی،1390).

مفاهیم اصلی نظریه ی وینی کات
محیط و غریزه
وینی کات بر نقش محیط در شکل گیری “خود”تاکید داشت و معتقد بود محیطی که نسبتاٌخوب باشد، در قالب فرایند های رسشی 130نوزاد را تسهیل می کند. نوزاد بر امکانات محیط تکیه می کند.و محیط(در قالب شخص مادر) خود را با نیاز های دگرگون نوزاد سازگار می کند. در جریان رشد، وابستگی نوزاد به محیط یا مادر تدریجا ٌکاهش می یابد.
وینی کات اگرچه مفاهیم فرویدی غریزه و پویایی ها ی درونی فرد را رد نکرد اما از منظر متفاوتی به آن ها نگریست و بر تعامل کودک یا محیط متمرکز شد. از این منظر، رشد غریزی در بافتی اجتماعی و تعاملی جای می‌گیرد. در نتیجه، وینی کات رشد هیحانی کودک خردسال را تقریبا ٌبه تمامی در قالب روابط کودک با مادر، و نه در قالب غرایز، تعبیرکرد(سنت کلر،11940؛ ترجمه طهماسب، علی آقایی1386).
محیط مساعد
شرایط محیطی، اعم از مطلوب یا نا مطلوب، رشد نوزاد را شکل می دهد. به گفته وینی کات: “در آغاز، محیط مساعد، خود مادر است. در صورت وجود محیطی مساعد131 ،نوزاد نمو می‌یابد و در جریان رسش به پیش می‌رود.” مشخصه‌ی محیط مساعد، سازگاری132 آن است . وینی کات این اصطلاح را توصیف سازگاری محیط با نیازهای نوزاد به کار می برد. نیازهای نوزاد و فرایندهای رسش اهمیتی اساسی دارند و وظیفه، والدین است که خود را با آن ها سازگار کنند. در این معنا، مادر ابتدا خود را کاملاٌ وقف مراقبت از نوزاد می‌کند و سپس به سمت سازگاری زدایی133 حرکت و استفلال134 خود را مجدداٌ تثبیت می‌کند. به بیان دیگر محیط مساعد نوعی احساس مطلق در نوزاد به وجود می‌آورد نوزاد از برقراری ارتباط با موضوع های سویژکتیو-یعنی موضوع های تخیلی یا ذهنی آغاز می‌کند و سپس در تحولی دشوار و از طریق نوعی فرایند تولید و باز تولید ذهنی موضوع، به برقراری ارتباط با “موضوع‌های عینی ادراک شده 135″می‌پردازد.(همان جا)
توهم قدرت مطلق
در نخستین مراحل نمو، کودک با واقعیت هیچ ارتباطی ندارد و گویی باید جهان را با منابع بسیار محدودی خلق کند. یک منبع قابل استفاده برای نوزاد، تخیل یا توهم است به دلیل برخی تنش های غریزی، مانند گرسنگی، نوزاد مستعد است وجود چیزی را باور کند و بدین شکل، ممکن است موضوعاتی را توهم کند و انتظاری غیر واقعی برای وجود موضوع در او به وجود آید. مادر خوب از طریق پستانش خود را با نیاز کودک سازگار می‌کند و در نتیجه کودک موضوع مورد انتظارش را می‌یابد. در این دوران حساس نخستین و اساسی‌ترین رابطه‌ی نوزاد با جهان خارج، اوضاع چنان است که گویی دو حط (نیازهای کودک و امکانات محیطی) از جهات مقابل پیش می‌آیند و به یکدیگر نزدیک می‌شوند. اگر نوعی همپوشی یا تلاقی میان این دو خط به وجود آید، نوزاد برای لحظه‌ای دچار توهم می‌شود.
وینی کات این پدیده را “لحظه‌ی ایهام”136 نام گذاشته: لحظه‌ی ایهام زمانی است که “توهم نوزاد137″اموضوعی بیرونی”کاملاٌ همسان به نظر می‌رسند نتیجه بروز مستمر و مکرر لحظه های ایهامی در ذهن “احساس همه توانی138” در اوست و از نظر وینی کات سر آغاز رشد یک احساس سالم پیرامون سلف است (حسینی 1390).
مادر به نوزاد اجازه فرمانروایی می‌دهد و اگر همه چیز خوب پیش رود، موضوع ذهنی نوزاد بر پستان ادراک شده‌ی عینی تحمیل می‌شود و مادر با تکانه های نوزاد دمساز است و برای او امکان این توهم را فراهم می‌کند که آن چه وجود دارد (مثلاٌ پستان یا دست نوازشگر) مخلوق خودش است (سنت کلر،1940؛ طهماسب ، علی آقایی، 1386)
مادر رضایت بخش
وینی کات اصطلاح جالب مادر رضایت بخش139 را برای توصیف یکی از کارکردهای مادرانه ابداع کرد. مادر رضایت‌بخش آنچه را کودک در روابطش با مادر در یک دوره از رشد خود نیاز دارد، به قدر کافی فراهم می‌آورد. او متناسب با نیازهای متغیر کودکش، خود را دگرگون و سازگار می‌کند. تا آن که به تدریج در میزان وابستگی کودک در حال رشد کاهشی به وجود می‌آید.(وینی کات،1965،1963
وینی کات این از خود گذشتگی مادرانه با ویژگی تمایل مادر جهت وقف کردن دلسوزانه‌ی خویش برای رشد نوزاد را “دلمشغولی مادرانه‌ی اولیه140″نامیده است. بنابر این “هماهنگی141″، احساس “همه توانی توهمی142″را در طفل ایجاد می‌کند و تحت چنین شرایطی، نوزاد نیز هماهنگی با کارکردهای جسمانی و تکانه هایش را یاد می گیرد (حسینی ،1390).
مادر رضایت بخش در سازگاری موفقیت آمیز با نوزاد خود، احساس قدرت مطلق نوزاد را پاسخ می‌دهد و تقویت می‌کند. چنین مادری با موفقیت و مکرراٌ اطوارهای خود انگیخته‌ی او، را پاسخ می‌دهد و توهمات حسی او را به واقعیت بدل می کند. چنین تجربه‌ای را که برای قدرت نارسیستیک نوزاد لازم است، برقرار نگه دارد وانهاندن تدریجی احساس قدرت مطلق و توهم زدایی تدریجی در نتیجه‌ی شناسایی عناصر توهم آمیز و برقرار کردن تماس با واقعیت(سنت کلر،1940).
خود حقیقی و خود کاذب:
وینی کات در بحث از اهمیت سازگاری محیط با نوزاد، از مفاهیم خود حقیقی و خود کاذب سخن می گوید که هر دو در نتیجه‌ی تعامل کودک با محیط شکل می‌گیرند. فرایند دست کشیدن از احساس قدرت مطل
ق و توهم زدایی باعث می‌شود نوزاد از طریق تکانه‌هایش (که توسط مادر تشخیص داده و تائید می‌شوند) محیط و جهان جز- من143 را کشف و من144 راتثبیت می‌کند. ارتباط با موضوع، زمانی حاصل می شود که مادر به کودک اجازه دهد موضوع (پستان،بطری و……)را بیابد.و با آن خو بگیرد. خود حقیقی، من و جز- منی کاملاٌ تثبیت شده دارد. مادر دلسوز همچنین باید از نوزاد در برابر آشفتگی‌ها و تعدی‌های جهان خارج که نوزاد قادر به درکشان نیست، محافظت کند. اگر محیط امن نباشد واکنش احتمالی نوزاد تسلیم شدن و وادادن خواهد بود. این وادادن ممکن است به دور شدن نوزاد از ذات خود انگیخته و حیات‌بخش‌اش منجر شود. در اولین مرحله‌ی روابط، اگر مادری رضایت بخش وجود نداشته باشد یعنی اگر مادر احساس قدرت مطلق کودک را پاسخ ندهد و جامه‌ی عمل نپوشاند خودی کاذب شکل می گیرد. اگر مادر به کرات متوجه اطوار کودک نشود، اطوار خود را جایگزین آن می‌کند و کودک نیز با تسلیم شدن واکنش نشان می‌دهد. وقتی سازگاری مادر رضایت بخش نباشد، نیروگذاری روانی بر موضوع خارجی به جریان نمی‌افتد و نوزاد منزوی می‌شود و به طورکاذب زندگی می‌کند. خود کاذب، خود حقیقی را مدفون می‌کند. تنها خود حقیقی می‌تواند خودانگیخته باشد واحساس واقعی و اصیل بودن داشته باشد. حضور خود کاذب موجب می‌شود فرد احساس نادرستی و پوچی کند و در روابط خود صادق نباشد.(همان منبع)
مو ضوع
وینی کات اصطلاحات و مفاهیمی مانند موضوع را از ملانی کلاین اقتباس کرد اما مایل بود تعبیر و معنای خود را به آن ها ببخشد .او اصطلاح موضوع ادراک شده به شیوه‌ی ذهنی145 را به کار برد که مشابه مفهوم موضوع درونی کلاین بود. در مقابل این مفهوم، موضوع ادراک شده به شیوه عینی قرار دارد که موضوع بیرونی یا همان شخص واقعی است.
به اعتقاد وینی کات، نوزاد در جریان رشد از رابطه با موضوعی ذهنی تدریجاٌ به توانایی برقراری رابطه با موضوع های ادراک شده به شیوه عینی می‌رسد. مادری رضایت بخش و به ویژه حما یت‌گر اجاره می‌دهد کودک از حالت وحدت و آمیختگی با مادر به سوی نوعی وضعیت مستقل و قادر به برقراری روابط موضوعی، پیش رود. مقصود وینی کات از برقراری روابط موضوعی، ارتباط با موضوع‌های خارجی است که وجودی مستقل-یعنی وجودی بیرون از حیطه‌ی کاملاٌ تحت اختیار ذهنیت و خیال پردازی فرد دارند. در جریان رسش، به تدریج این ظرفیت در فرد به وجود می‌آید که روابطی راستین با موضوع ها برقرار کند، تماسی زنده با واقعیت بیابد، خود را واقعی و زنده حس کند و جهان را حقیقی ببیند.(وینی کات، 1965،1963)
کنترل واقعیت با قدرتی مطلق، حاکی از خیال پردازی در باب واقعیت است و این خود نوعی کوشش برای مواجهه با واقعیت درونی یا فرار از آن به واقعیت بیرونی است. تا از واقعیت درونی اش خلاصی یابد .وینی کات در این مورد مثال هایی چندی ارائه داده است. ممکن است یک کودک خیال پردازی های سادیستیک ناهشیاری نسبت به والدین درونی اش داشته باشد و در همان حال با والدین بیرونی اش رفتاری حمایت گرانه داشته باشد.ماجراجویی برون گرایانه ی یک فرد ممکن است نقابی برای فرار او از افسردگی درونی پنهان و زیرینش، و احترام بیرونی فرامانی که حکمرانان دریافت می کنند، چه بسا بدین سبب باشد که بسیاری از مردم در واقعیت درونی، پدر درونی شده را کشته و مثله کرده اند و همین پدر درونی شده است که در قالب مردی واقعی و شایسته ی احترام خدمتگزاری همگان ، شخصیتی بیرونی یافته است(، سنت کلر، 1940؛ ترجمه طهماسب ، علی آقایی،1386)
موضوع گذاری
یکی از قابل توجه ترین خدمات وینی کات به نظریه‌ی روابط موضوعی ، معرفی مفهوم موضوع گذاری 146است. نوعی فضای تجربه که واسطه ای است میان موضوع های ذهنی و روابط موضوعی حقیقی. موضوع گذاری نه موضوع درونی و ذهنی است و نه موضوعی کاملا ٌبیرونی؛ این موضوع نخستین مایملکی است که به منزله ی جز-من تجربه می شود. از موضوع گذاری متعارف می توان به پتوی نرم – فوراٌ پتوی امن یکی از شخصیت های کارتون :بادام زمینی ها147 “به نام لینوس به ذهن می آید. غان و غون وادا و اطوار و یا بخشی از بدن کودک که هنوز از سوی او متعلق به واقعیت بیرونی دانسته نشده نیز تحت مقوله ی پدیده های گذاری جای می گیرند و به عنوان نوعی مایه ی آرامش هنگام خواب رفتن یا سپری در برابر اضطراب و تنهایی، ارزشی حیاتی می یابد(سنت کلر،1940)).
وینی کات تاکید می کند که در طول این دوره ضروری است کودک “توهم زدایی تدریجی148” شود مادر دوباره بتدریج به زندگی شخصی خود و علاقه های پیشین خود علاقه نشان می دهد ودر این هنگام کودک باید واقعیت محدودیت های خودش برای کنترل مادر را تجربه کند. افزون بر این کودکان گرایش تحولی طبیعی دیگری نیز دارند. این حرکت گرایش به سوی جدایی-تفرد است.مهمترین فرایند جدایی-تفرد،وجود ابژه انتقالی است.ابژه انتقالی چیزی مثل یک پتوی گرم ونرم یا اسباب بازی مورد علاقه و نرم است و می تواند بو یا نشانی از مادر را با خود داشته باشد او نه موضوع است و نه خود، اما نوزاد طوری در نظرش می گیرد و طوری با آن رفتار می کند انگار که هم مادر است و هم خود را در خود دارد مهم اینجاست که والد و کودک هر دو در اینکه روابط موضوعی انتقالی،موجودی تماماٌ تحت کنترل کودک است توافق نظر دارند(حسینی،1390)
فرایند های رشد و مراقبت های مادرانه
در نوشته های وینی کات مضمون غالب، نقش محیط در رشد کودک است و او رشد را بر حسب رابطه ی کودک با محیط- یعنی با والد، که نزد وینی کات همواره به معن
ای مادر است تعریف می کند .وقتی وینی کات به نحو شگفت انگیزی ادعا می کند« چیزی به عنوان کودک وجود ندارد»، مقصودش آن بود که در کنار هر نوزاد مادری مراقبت گر می توان یافت و بدون مراقبت مادرانه، نوزادی وجود ندارد. رشد کودک خرد سال با مراقبت مادر پیوندی نا گسستنی دارد: “نوزاد و مراقبت مادر با هم یک واحد را تشکیل می دهند”. بدین شکل وینی کات در رشد عاطفی به منزله ی نوعی تکامل بین شخصی از وابستگی به استقلال، و نه پیشرفتی در زندگی غریزی فرد، تاکید داشت. وینی کات در جایی نوشت “توصیف نخستین مراحل زندگی کودکان هیچ ارزشی ندارد مگر در پیوند با عملکرد مادر”. کودکی که در فضای مادری رضایت بخش رشد کند، از یک وضعیت نامنجسم اولیه به سوی وحدتی ساختار یافته توام با ظرفیت ایجاد روابط موضوعی و “همزیستی 149”-یعنی ایجاد رابطه با موضوع های بیرونی و کلی –پیش می رود. نوزاد از وابستگی مطلق به وابستگی نسبی و از آن به استقلال سیر می کند و این سه نوع وابستگی


دیدگاهتان را بنویسید