دانلود پایان نامه

مالکانه هستند، که همان ارزش حقوق مالکانه است. صورت سود و زیان، سود اقتصادی را گزارش خواهد کرد. زیرا این ‌صورت، تغییرات ناشی از ارزش را طی دوره بیان می‌کند.
برطبق اصول اقتصادی که تغییرات جاری در ارزش، تغییرات آینده در ارزش را پیش‌بینی نمی‌کنند، درآمدهای جاری نمی‌توانند درآمدهای آینده را، پیش‌بینی کنند. ولی این مسئله منجر به نگرانی در مورد ارزشیابی نخواهد شد زیرا ترازنامه اطلاعات مربوط به ارزشیابی را ارائه می‌دهد. از طرفی درآمدها نشان‌دهنده‌ مباشرت مدیران در افزایش ثروت و ارزش سهامداران خواهد بود. و درآمدهای غیرمنتظره، تغییر ناگهانی در ارزش هستند که در ریسک سرمایه‌گذاری مالکان گزارش می‌شوند. نوسان در درآمدها، حاوی اطلاعاتی در مورد ارزش مبتنی بر ریسک است.
بطور خلاصه، ترازنامه به‌عنوان ابتدایی‌ترین ابزارها جهت انتقال اطلاعات به سهامداران و اعتباردهندگان، اهداف مربوط به ارزشیابی و صورت سود و زیان اطلاعات مربوط به عملکرد مدیران و افشاء ریسک را پوشش خواهد داد (پنمن، 2007).
در این قسمت روش‌های ارزش‌گذاری دارایی‌ها معرفی و مورد بررسی قرار گرفت. در مجموع می‌توان بیان نمود که در دوره‌های تورمی استفاده از ارزش‌های تاریخی به ارائه اطلاعات نامربوط و گمراه‌کننده برای استفاده‌کنندگان منجر خواهد شد و از طرف دیگر بکارگیری ارزش منصفانه و روش تجدید ارزیابی، واقعیات اقتصادی را درگزارشات مالی ارائه می کند و به استفاده‌کنندگان در اخذ تصمیمات بهتر و حفظ منافع خود کمک می‌کند. پس از بررسی روش‌های ارزش‌گذاری و درک اهمیت روش ارزش منصفانه به بررسی دقیق‌تر استانداردهای ایران در خصوص ارزش منصفانه و حسابداری ارزش منصفانه می‌پردازیم.
2-5. حسابداری ارزش منصفانه و استانداردهای حسابداری ایران
مطابق استانداردهای حسابداری ایران، ارزش منصفانه دارایی‌های ثابت مشهود معمولاً براساس ارزش بازار آن‌ها تعیین می‌گردد. این ارزش براساس شواهد بازار و توسط ارزیابان با صلاحیت حرفه‌ای تعیین می‌شود و چنانچه به دلیل ماهیت تخصصی دارایی‌های ثابت مشهود و نیز این امر که اقلام مذکور عمدتاً به‌صورت بخشی از یک واحد تجاری فعال و نه به‌صورت جداگانه، فروخته می‌شود، شواهدی درخصوص ارزش بازار آنها وجود نداشته باشد، آن اقلام به بهای جایگزینی مستهلک شده ارزیابی می‌شود.
زمانی‌که از روش تجدید ارزیابی استفاده می‌کنیم باید بصورت تناوبی این تجدید ارزیابی را در سال‌های مختلف انجام دهیم. به نظر می‌رسد علت اصلی این امر تغییرات اقتصادی است که در یک دوره 3 ساله یا 5 ساله روی می‌دهد. تناوب تجدیدارزیابی به تغییرات ارزش منصفانه دارایی‌های تجدید ارزیابی شده بستگی دارد. چنانچه ارزش منصفانه دارایی‌های تجدید ارزیابی شده، تفاوت با اهمیتی با مبلغ دفتری آن داشته باشد، تجدیدارزیابی بعدی ضرورت دارد. به‌موجب استاندارد شماره 11 حسابداری ایران در شرایط کنونی این تفاوت معمولاً در دوره تناوب 3 یا 5 ساله ایجاد می‌شود.
هرگاه‌ یک‌ قلم‌ از دارایی‌های‌ ثابت‌ مشهود تجدید ارزیابی‌ شود، تجدیدارزیابی‌ تمام‌ اقلام‌ طبقه‌ای‌ که‌ دارایی‌ مزبور به‌ آن‌ تعلق‌ دارد، الزامی‌ است. تجدید ارزیابی همزمان اقلام یک طبقه دارایی ثابت‌مشهود، به آن دلیل ضرورت دارد که از ارزیابی اختیاری دارایی‌ها و گزارش آنها در صورت‌های مالی که منجر به اختلاط بهای تمام شده تاریخی و ارزش‌های منصفانه در تاریخ‌های متفاوت می‌شود، اجتناب گردد. با این‌حال، یک طبقه از دارایی‌ها را به‌شرطی می‌توان به‌طور چرخشی تجدیدارزیابی کرد که تجدیدارزیابی آن طبقه از دارایی‌ها طی یک دوره کوتاه کامل و به‌روز شود.
از آن‌جا که مبالغ دفتری دارایی‌های ثابت‌مشهودی که به مبلغ تجدیدارزیابی در ترازنامه نمایش می‌یابد، مبتنی بر معاملات واقعی واحد تجاری نیست، اعتبار صورت‌های مالی به این امر بستگی دارد که ارزیاب مربوط تا چه حد در زمینه ارزیابی طبقه دارایی ثابت مشهود موردنظر دارای صلاحیت و تجربه است. بدین لحاظ استانداردهای حسابداری ایران مقرر می‌دارد که ارزیابی دارایی‌ها توسط ارزیابان مستقل و دارای صلاحیت حرفه‌ای انجام شود. با این‌حال و باتوجه به اینکه معتبر بودن نتایج ارزیابی مدنظر است، چنانچه واحد تجاری ارزیابان باصلاحیتی در استخدام خود داشته باشد، استفاده از این ارزیابان به‌شرط آنکه نتایج کار آنها مورد تأیید ارزیابان مستقل قرار گیرد بلامانع خواهد بود.
نکته اساسی دیگر در خصوص تجدیدارزیابی دارایی‌ها بحث مازاد(کسری) حاصل از تجدیدارزیابی‌ها می‌باشد که نحوه برخورد استانداردهای حسابداری ایران به‌این شکل می‌باشد که افزایش‌ مبلغ‌ دفتری‌ یک‌ دارایی‌ که از‌ تجدید ارزیابی‌ آن‌ (درآمد غیرعملیاتی‌ تحقق‌ نیافته‌ ناشی از تجدیدارزیابی‌) حاصل شده است باید مستقیماً تحت‌ عنوان‌ «مازاد تجدید ارزیابی»‌ ثبت‌ و در ترازنامه‌ به‌عنوان‌ بخشی‌ از حقوق‌ صاحبان‌ سرمایه‌ طبقه‌بندی‌ می‌شود. از طرف دیگرکاهش‌ مبلغ‌ دفتری‌ یک‌ دارایی‌ در نتیجه‌ تجدیدارزیابی‌ آن‌ به‌عنوان‌ هزینه‌ شناسایی‌ می‌شود.
همان‌طور که می‌دانیم اقلام درآمدی و هزینه‌ای که در ترازنامه و در بخش حقوق صاحبان سهام طبقه بندی می‌شوند باید در صورت‌ سود و زیان جامع‌ انعکاس‌ یابد، لذا مازاد ناشی از تجدید ارزیابی دارایی‌ها به‌جای صورت
سود (زیان) دوره یا انباشته، باید در صورت‌ سود و زیان جامع ارائه شود‌. البته هرگاه‌ افزایش‌ در ارزش دارایی عکس‌ یک‌ کاهش‌ قبلی‌ ناشی از تجدیدارزیابی‌ باشد که به‌عنوان‌ هزینه‌ شناسایی‌ گردیده‌ است‌، دراین‌صورت،‌ این‌ افزایش‌ تا میزان‌ هزینه‌ قبلی‌ شناسایی‌ شده‌ در رابطه‌ با همان‌ دارایی‌ باید به‌عنوان‌ درآمد به‌ سود و زیان‌ دوره‌ منظور شود. در مقابل چنانچه‌ کاهش‌ ارزش دارایی عکس‌ یک‌ افزایش‌ قبلی‌ ناشی از تجدیدارزیابی‌ باشد که‌ به‌ حساب‌ مازاد تجدیدارزیابی‌ منظور شده‌ است‌، دراین‌صورت، این‌ کاهش‌ باید تا میزان‌ مازاد تجدیدارزیابی‌ مربوط‌ به‌ همان‌ دارایی‌ به‌ بدهکار حساب‌ مازاد تجدیدارزیابی‌ منظور گردد و در صورت‌ سود و زیان‌ جامع‌ انعکاس‌ یابد و باقیمانده‌ به‌عنوان‌ هزینه‌ شناسایی‌ شود.
حال‌که مازاد حاصل از تجدید ارزیابی در ترازنامه و در بخش حقوق صاحبان سهام ارائه گردید، با ارقام مندرج در این سرفصل چه باید کرد؟ مطابق استانداردهای حسابداری ایران مازاد تجدید ارزیابی به‌عنوان یک درآمد غیرعملیاتی تحقق نیافته در سرفصل حقوق صاحبان سرمایه منعکس می‌گردد. از آنجا که مازاد مزبور درآمد تحقق نیافته است، لذا افزایش سرمایه به‌طور مستقیم، از محل آن مجاز نیست، مگر در مواردی که به‌موجب قانون تجویز شده باشد. مازاد تجدیدارزیابی منعکس شده در سرفصل حقوق صاحبان سرمایه، به‌استثنای مواردی که نحوه عمل حسابداری آن به‌موجب قانون مشخص شده است، باید در زمان برکناری یا واگذاری دارایی مربوط یا به موازات استفاده از آن توسط واحد تجاری، مستقیماً به حساب سود (زیان) انباشته منظور شود.
در خصوص دارایی‌های تجدید ارزیابی شده که در واحد تجاری مورد‌استفاده قرارمی‌گیرند (پیش از برکناری یا واگذاری)، مازاد تجدید ارزیابی معادل تفاوت بین استهلاک مبتنی بر مبلغ تجدیدارزیابی دارایی و استهلاک مبتنی بر بهای تمام شده دارایی خواهد بود. از آنجا که کاربرد روش تجدید ارزیابی در برخی شرکت‌ها موجب نمایش سود کمتر (به علت افزایش هزینه استهلاک) نسبت به شرکت‌هایی می‌شود که از روش تجدیدارزیابی استفاده ننموده‌اند، و از طرفی این کاهش سود در حساب‌ها منعکس گردیده، لذا معادل افزایش در هزینه استهلاک باید مازاد تجدیدارزیابی به حساب سود (زیان) انباشته منظور می‌شود تا بدین ترتیب سودقابل تخصیص تحت تأثیر قرارنگیرد.
با بررسی استانداردهای حسابداری ایران درخصوص روش تجدید ارزیابی و استفاده از ارزش منصفانه دارایی‌ها، چنین به‌نظر می‌رسد که کلیه پیش‌بینی‌های لازم درخصوص به‌کارگیری این روش در ایران مدنظر قرارگرفته است. و کمبود یا نقصانی در خصوص استانداردگذاری و ارائه مجوزها و رویه‌های لازم برای استفاده از روش تجدید ارزیابی و ارائه و افشاء ارزش‌های جاری وجود ندارد.

 
 
2-6. موانع تجدید ارزیابی
کاهش قدرت خرید پول کشورها درطول زمان یا به عبارت دیگر تورم و همچنین تغییرات عمده در قیمت‌های نسبی کالا و خدمات موجب می‌شود که اطلاعات مربوط به ارزش‌های تاریخی دارایی‌های ثابت و سرمایه‌گذاری‌های بلندمدت که در صورت‌های مالی منعکس می‌باشد از ارزش‌های جاری که بیان‌کننده واقعیات اقتصادی هستند، به‌شدت فاصله بگیرد و در نتیجه، اطلاعات مزبور برای تصمیم‌گیری‌های اقتصادی، نامربوط و غیرقابل استفاده شوند.
برای رفع این نقیصه دو روش حسابداری جامع وجود دارد که عبارتند از «حسابداری برحسب ارزش‌های جاری» و «حسابداری برحسب قدرت خرید». اما اجرای هریک از این روش‌ها نیازمند حسابداران ورزیده، سیستم‌های پیشرفته حسابداری، وجود شاخص‌های مختلف قیمت وملزومات دیگری است که فراهم نمودن آن‌ها پیچیده و دشوار است. راه‌حل دیگر تجدید ارزیابی دارایی‌هاست که از دیرباز در بریتانیا و اغلب کشورهای مشترک‌المنافع و برخی دیگر از کشورهای اروپایی مورد استفاده بوده است. بطور خلاصه هدف تجدید ارزیابی بهبود کیفیت مربوط بودن اطلاعات از لحاظ تصمیم‌گیری است. (علی‌مدد، 1381).
همان‌گونه که پیش‌تر اشاره شد فرآیند بازنگری در ارزش و استهلاک انباشته دارایی‌های ثابت و انعکاس آثار افزایش قیمت‌ها از طریق ثبت در حساب‌ها، با عنوان تجدید ارزیابی دارایی‌ شناسایی می‌شود (کلانتری بنگر، 1384). بنابراین برای انجام تجدید ارزیابی دارایی‌ها، ابتدا باید ارزش جاری دارایی ارزیابی شود و سپس ارزش قبلی دارایی را براساس ارزش ارزیابی شده تعدیل نمود. با بررسی دقیق‌تر تعریف فوق نکاتی مشاهده می‌شود که می‌تواند بر روند تجدید ارزیابی و همچنین انجام یا عدم انجام و اثرات بعدی تجدید ارزیابی تأثیرگذار باشد.

زمانی‌که تجدید ارزیابی را «فرآیند بازنگری در ارزش» تعریف می‌نماییم. در واقع منظور از بازنگری، تعدیل ارزش‌های تاریخی و تبدیل نمودن آن‌ها به ارزش‌های جاری است. همان‌طور که در بخش خصوصیات کیفی اطلاعات بیان شد دو ویژگی اصلی اطلاعات «قابل اتکابودن» و «مربوط بودن» است. با توجه به اینکه ارزش‌های تاریخی براساس معامله واقعی و شواهد عینی حاصل شده است بنابراین دارای قابلیت اتکای بالایی می‌باشند ولی به تغییرات قیمت‌ها و عواملی از این دست از ویژگی مربوط‌بودن این ارزش‌ها کاسته شده‌است. از طرف دیگر ارزش‌های جاری به دلیل ارائه واقعیات اقتصادی ارتباط بیشتری با تصمیم‌گیری دارد ولی به دلیل آن‌که محاسبه ارزش‌های جاری به خاطر نبود بازار فعال برخی دارایی‌ها، روش‌های متفاوت محاسبه و دیگر عوامل، از قابلیت اتکای پایین‌تری برخوردار است. بنابراین قابلیت اتکا پایین ارزش‌های جاری می‌تواند مانعی در مسیر تجدید ارزیابی دارایی‌ها باشد.
در ارزیابی دارایی‌ها جهت تعیین ارزش جاری آن‌ها، موضوعاتی مانند ارزیاب، تداوم ارزیابی، مخارج ارزیابی و بازار دارایی بسیار موثر است. برای تجدید ارزیابی دارایی‌ها نیازمند کارشناس و ارزیاب خبره برای ارزیابی دارایی‌ها هستیم. با توجه به این‌که در روش تجدید ارزیابی با اعمال نفوذ در مبلغ ارزیابی، می‌توان ارزش دارایی‌های شرکت را تحت تاثیر قرارداد، لذا انجام ارزیابی نیازمند کارشناسان و ارزیابان خبره و مستقل از شرکت می‌باشد، تا از تحریف گزارشات مالی جلوگیری شود. علاوه بر این تجدید ارزیابی می‌تواند به علت گستردگی و حجم بالای دارایی‌های شرکت، هزینه زیادی را به شرکت متحمل کند و فزونی مخارج بر منافع تجدید ارزیابی، مانعی برای تجدید ارزیابی دارایی‌ها گردد.
به‌طوری که گفته شد تجدیدارزیابی، انتساب ارزش‌های جدید به دارایی‌های موجود است و از این انتساب عایدی یا درآمدی تحصیل نمی‌شود که مشمول مالیات قرارگیرد. در قوانین کشورهای مختلف مازاد حاصل از تجدید ارزیابی مشمول مالیات نمی‌شود (علی‌مدد، 1381). ولی براساس قوانین آمره ایران اضافه ارزش ناشی از تجدید ارزیابی درمورد دارایی‌های استهلاک‌پذیر، مشمول مالیات مقطوع به نرخ 10 درصد در مورد شرکت‌های پذیرفته شده در بورس و نیز شرکت‌های مشمول اصل 44 قانون اساسی و برای سایر شرکت‌ها به نرخ مقطوع 15 درصد می‌باشد (رحمانی و حمیدی، 1386). با انجام تجدید ارزیابی عایدی یا درآمدی برای شرکت حاصل نمی‌شود و وضعیت مالی واقعی شرکت قبل و بعد از تجدید ارزیابی یکسان است. به‌نظر می‌رسد هدف از برقراری این مالیات، جبران کاهش مالیات ناشی از افزایش هزینه استهلاک دارایی‌های استهلاک‌پذیر شرکت‌ها به قیمت ‌های جاری می‌باشد.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید
رشته مدیریت همه موضوعات و گرایش ها : صنعتی ، دولتی ، MBA ، مالی ، بازاریابی (تبلیغات – برند – مصرف کننده -مشتری ،نظام کیفیت فراگیر ، بازرگانی بین الملل ، صادرات و واردات ، اجرایی ، کارآفرینی ، بیمه ، تحول ، فناوری اطلاعات ، مدیریت دانش ،استراتژیک ، سیستم های اطلاعاتی ، مدیریت منابع انسانی و افزایش بهره وری کارکنان سازمان

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

با در نظر گرفتن این موضوع که مالیات پرداختنی مرتبط با مازاد تجدید ارزیابی دارایی‌ها قابل تقسیط به صورت ده ساله می‌باشد، ولی خروج نقدینگی برای این امر می‌تواند شرکت‌ها را از انجام تجدید ارزیابی دارایی‌ها منصرف نماید. علاوه بر موارد پیش‌گفته روش‌های مورد استفاده در تعیین ارزش جاری دارایی‌ها هریک نیازمند محاسبات و مبانی و معیار‌هایی است که استفاده از آن‌ها را برای شرکت‌ها دشوارتر می کند. برای مثال زمانی‌که از روش تنزیل جریان‌های نقدی برآوردی استفاده می‌نماییم وجود نرخ تنزیل قابل اتکا که نشان دهنده واقعیات بازار باشد ضروریست. در حالیکه محاسبه و استخراج نرخ تنزیل معتبر و متناسب با بازده دارایی‌ها کاری بسیار دشوار است.
با توجه به موارد یاد شده، برخی ایرادات وارد بر روش تجدید ارزیابی دارایی‌ها و موانع محیطی و قانونی، می‌تواند زمینه عدم استفاده از ارزش‌های جاری را فراهم نماید. در این حالت با توجه به ناتوانی ارزش‌های تاریخی در ارائه اطلاعات مربوط برای تصمیم‌گیری، اهداف اولیه حسابداری که همانا ارائه اطلاعات مفید برای تصمیم‌گیری ذینفعان و افزایش توان پیش‌بینی و ارزیابی آنان می‌باشد در هاله ای از ابهام قرار می‌گیرد. در قسمت بعدی از منظر نسبت‌های مالی وعلاقه سرمایه‌گذاران به استفاده از نسبت‌های مبتی بر ارزش بازار به بررسی سودمندی ارزش‌های جاری می‌پردازیم.
2-7. ارزش بازار و نسبت‌های مالی
در مسیر تصمیم‌گیری‌های سرمایه‌گذاری، تجزیه و تحلیل نسبت‌های مالی از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. نسبت‌های مالی با اهمیت برای سرمایه‌گذاران نسبت‌هایی است که به سودتقسیمی و ارزش‌های بازار مرتبط باشد. همان‌طورکه بیان شد ارزش منصفانه دارایی‌ها باید به‌جای اصل بهای تمام شده تاریخی در تهیه صورت‌های مالی مورد استفاده قرارگیرد (بنستون و وال، 2005). مدیران پس از انباشته نمودن درآمدها می‌توانند سودتقسیمی بین سهامداران را اعلام و پرداخت نمایند. سرمایه‌گذاران نیز برای انجام قضاوت صحیح در خصوص ارزش سرمایه‌گذاری‌های خود به صورت‌های مالی اعتماد می کند. به‌نظر بیکر و همکاران (2002) مدیران


دیدگاهتان را بنویسید