منابع و ماخذ پایان نامه دولت اقتدارگرا، آموزش زنان، سطح مهارت

اقدامات صورت گرفته در این برنامه انجام دادن اصلاحات ارضی با هدف عمده برقراری تعادل و توزیع عادلانه زمین و خدمات بین روستاییان بود که برای دستیابی به آن هدف، فعالیت هایی از طریق تغییر مالکیت و شیوه های بهره برداری، تلفیق کشاورزی با فعالیت های صنعتی و زمینه سازی برای تنوع اشتغالات روستایی، سرمایه گذاری در زیر ساخت های کشاورزی، به کارگیری نهاده های جدید و توجه به آموزش و ترویج صورت گرفت. در برنامه پنج ساله چهارم عمرانی نیز، سعی شد با تشکیل شرکت های کشت و صنعت با مشارکت شرکت های چند ملیتی و جذب بیشترین اعتبارات بخش کشاورزی در قطب های رشد به تسریع کشاورزی تجاری کمک شود که با این روند، رویکرد فن سالارانه و برنامه ریزی متمرکز ادامه یافت. در برنامه پنجم عمرانی هم، با توجه به انتقاد از نتایج اجتماعی توسعه در برنامه های گذشته، شکست برنامه های ایجاد اشتغال در روستاها و افزایش توزیع نابرابر درآمدی و فقر در مناطق روستایی، تامین نیازهای اساسی و حداقل استاندارد زندگی برای فقرا مورد توجه قرار گرفت.
در مجموع، برنامه های عمرانی قبل و بعد از انقلاب اسلامی در خصوص توجه به زمینه های شکوفایی استعدادها، توانایی ها، خلاقیت ها، نوآوری ها، خطر پذیری و غیره جامعه روستایی ناموفق بود؛ زیرا اصولا ماهیت نوگرایی، که در کل این دوران بر ورند برنامه ریزی ایران به صورت عام و برنامه ریزی روستایی به صورت خاص احاطه داشته، ایجاد نوعی نوآوری و خلاقیت و غیره به تبعیت از الگوهای غرب در جامعه روستایی بوده است که عمدتا ضرورت ایجاد تغییر در ابعاد اقتصادی و اجتماعی روستایی را مد نظر قرار می داد. از طرف دیگر، دولت اقتدارگرا مانع از بروز خلاقیت ها و نوآوری ها در جامعه روستایی می شد و اگر اندکی خلاقیت وجود داشت به دلیل بی توجهی دولت، روستاییان به مناطق شهری مهاجرت می کردند تا بلکه استعدادهای خود را در زمینه های دیگر به کار گیرند(افتخاری و سجاسی قیداری، 1389: 120).
کارآفرینی و اشتغال زایی روستایی پس از نقلاب اسلامی
قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران کار را برای همه و ایجاد اشتغال کامل را از وظایف دولت می داند؛ به طوری که در اصل 28 آن آمده است” هرکسی حق دارد شغلی را که بدان مایل است و مخالف اسلام و مصالح عمومی و حقوق دیگران نیست برگزیند. دولت موظف است با رعایت نیاز جامعه به مشاغل گوناگون، برای همه افراد، امکان اشتغال به کار و شرایط و امکانات کار برای احراز مشاغل ایجاد نماید” یا در اصل 43 بند 2 به” تامین شرایط و امکانات کار برای همه به منظور رسیدن به اشتغال کامل و قرار دادن وسایل کار در اختیار همه کسانی که قادر به کارند، ولی ولی وسایل کار در اختیار ندارند” اشاره شده است.
در جهت تحقق این اصول، به عنوان میثاق دولت-ملت، توجه به چشم انداز، سیاست های کلی و برنامه های پنج ساله و قوانین بودجه، جهت گیری های توسعه ای و برنامه ای را درباره کارآفرینی پیش رو قرار می دهد(افتخاری و سجاسی قیداری، 1389: 121).
سیاست ها و راهکارهای توسعه کارآفرینی روستایی
عوامل مهمی که فرآیند کارآفرینی روستایی را به شکل موثری می بخشند و توسعه می دهند عبارتنداز:
زیرساخت های اجتماعی
زیرساخت کسب و کار خوب پشتیبانی موثری برای فعالیت های تجاری است و باعث رشد مهم ترین عامل تولید، یعنی مردم و سرمایه معنوی آنان و همچنین تسهیل کننده توزیع منابع و جریان اطلاعات می شود و محیط طبیعی کسب وکار را ارتقا می بخشند و همین امر، رقابت پذیری را توسعه می دهد و نیروهای انسانی را تشویق به انجام کار و خلق کارآفرینی می کند.
تحقیق و توسعه
تحقیق و توسعه رابطه متقابلی با فرآیند کارآفرینی دراد. سرمایه گذاری بلند مدت به ابداعات و فناوری های جدید منجر می شود و زمینه را برای رشد پایدار فراهم می آورد. فقر اطلاعات و دانش و تجربه، به مدیریت ضعیف و بهره وری پایین منابع انسانی منجر می شود و این عامل به نوبه خود به فرآیند تولید ضعیف می انجامد که در نهایت، عملکرد ضعیف شرکت ها را به دنبال دارد.
کیفیت نیروی انسانی
نیروی کار ماهر، انگیزه و نگرش مثبت به رشد و توسعه در عرصه کارآفرینی موجبات افزایش بهره وری و تقویت کسب وکارهای کوچک را فراهم می آورد. در این راستا، آموزش و کسب مهارت نیروی کار موجب افزایش قدرت کسب درآمد می شود و زمینه رشد اقتصادی و توسعه را پدید می آورد. در این باره، انعطاف پذیری و قابلیت انطباق بالا یکی از مشخصه های نیروی انسانی کارآفرین است و تبعاتی را در پی دارد(افتخاری و سجاسی قیداری، 1389: 93).
کیفیت مدیریت
کیفیت مدیریت و رهبری کسب و کار در سازمان های کوچک و بزرگ معرف سطح کارآفرینی و مهارت در فعالیت ها کسب و کارند. چون بر اهمیت و قابلیت های مدیریت در دنیا هر روز افزوده می شود، بنابراین کیفیت کارفرمایان از لحاظ جذب، رشد و نگهداری استعدادها ممکن است. کارآفرینی بالا را در پی داشته باشد. امروزه یکیاز عوامل موثر در توسعه کارآفرینی ایجاد فضای کسب و کار دوستانه و دارای انگیزه برای همه افراد است که می توانند به کارآفرینان موثری در حوزه کاری خود تبدیل شوند(هزارجریبی، 1384: 77-76). البته باید در نظر داشت که بین مدیران و کارآفرینان، به لحاظ ویژگی ها، تفاوت های زیادی وجود دارد. جان استوارت میل و بروکهاوس، مخاطره پذیری را عامل اصلی تمایز بین مدیر و کارآفرین معرفی می کنند(هزار جریبی، 1384: 149).
یکی از عمده ترین وظایف مدیریت سازمان ها استفاده از نیروی ابتکار، خلاقیت و نوآور
ی است؛ زیرا سازمان با ارائه ایده های نو همواره در راستای کارایی و اثربخشی مطلوب حرکت می کند و با بهره مندی از نیروی اصلاحی و ایجاد تحولات، سازمان ها به صورت پویا و متحرک و قابل تغییر و متناسب با شرایط زمان نگه داشته می شوند. به عبارت دیگر، بالا بردن سطح کارآیی عملی حیاتی برای بقا و رشد سازمان ها محسوب می شود و رسیدن به سطح مطلوب کارایی تنها در سایه مدیریت صحیح امکان پذیر است. یکی از مشکلات سازمان های سنتی عدم تشویق حامیان نوآوری در سازمان است؛ از این رو، سازمان ها، به ویژه مدیریت ارشد آنها، برای ایجاد چنین محیطی نیازمند شناخت نقش های مختلف افراد در سازمان ها هستند تا ضمن حمایت و تشویق نوآوری، خطر و اشتباهات آنان را بپذیرند و سازماندهی کنند(هزار جریبی، 1384: 50).
دانش فنی و کارآفرینی روستایی
عقب ماندگی فناوری کشورهای در حال توسعه یکی دیگر از موانع بروز قوه ابتکار و خلاقیت است. به علاوه همان طور که هوزلتز15 اشاره می کند:”در این اقتصادها به دلیل وجود تعداد زیادی از نیروهای مقاوم اداری، اجتماعی و اقتصادی، مردم روش های کهنه تولید را ترجیح می دهند و هیچ واکنشی در مقابل پذیرش روش های نوی تولید از خود نشان نمی دهند”. هنری والیچ16 درباره برداشت شومپیتر از نوآوری می گوید:”به زحمت می توان گفت که نوآوری در کشورهای درحال توسعه جزء ضروریات این جوامع است. به هر حال، هیچ کس منکر این حقیقت نیست که برای سازماندهی طرح های جدید استفاده از هنر ظریف و حساس مبتکر الزامی است”. بنابراین در کشورهای در حال توسعه، نوآوران و افراد خلاق به دلیل وجو موانع مختلف اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و اداری نقش دوم را در اقتصاد دارند(قره باغیان، 1373: 698).
امروزه توسعه فناوری با قدرت تولید فراوان و با کیفیت بالا می تواند از طریق ارازان کردن نهاده ها، ابزار، ماشین آلات و غیره برای کشاورزان بهره وری را بالا ببرد و انعطاف پذیری را افزایش دهد. علاوه بر این، تغییرات سریع فناوری زمینه مناسبی را برای روستاییان وکشاورزان فراهم می کند تا سطح آگاهی شان را درباره فعالیت های تخصصی خود بالا ببرند و از قدرت رقابت، خطرپذیری و مخاطره جویی بالایی برخوردار شوند. توسعه فناوری در بین کشاورزان به یک نوع پویایی در اقتصاد ملی، منطقه ای و محلی منجر می شود.
بین کارآفرینی کشاورزی و توسعه فناوری سه گانه ارتباط قابل شناسایی است:
فناوری به عنوان نیرو تشویقی برای کارآفرینی در بخش کشاورزی است؛
اهمیت کسب و کارهای کوچک صنعتی وابسته به بخش کشاورزی در توسعه و نوآوری است(Verheul et al., 2001: 12).
بسیاری از کشاورزان موفق در محیط های رشد می کنند که فناوری مناسب روزآمدتری برخوردارند و سطح آگاهی بالایی نسبت به محیط درونی و بیرونی(رقبا) دارند(Krugman, 1991: 10).
آموزش و کارآفرینی
دیوید مک کللند در بررسی رفتار کارآفرینان به این نتیجه رسید که روحیه انسان برای موفقیت در دوران کودکی شکل می گیرد، ولی در عین حال، می توان با یک برنامه صحیح آموزشی روحیه خلاق و رسالت کاری را در افراد به وجودآورد(احمد پور دارایانی، 1380: 78). به همین دلیل، مطالعات اخیر، گویای این مطلب است که کارآفرینی فعالیتی چند لایه ودارای ابعاد گوناگون است و باید در زمینه های گسترده ای اطلاعات داشته و آموزش دیده باشند(Chamers & Shaw,2004: 9). در گذشته معتقد بودند که کارآفرینان دارای ویژگی های ذاتی هستند و این ویژگی ها همراه با آنان متولد می شود؛ مانند ابتکار، روحیه تهاجمی ، تحرک، تمایل به خطر پذیری، توان تحلیلی و مهارت در روابط انسانی؛ اما امروزه کارآفرینی به عنوان یک رشته علمی شناخته می شود که بر هیچ فردی اهمیت نقش آموزش در آن پوشیده نیست. به طور کلی، آموزش در کارآفرینی به کسب دانش مربوط، کسب مهارت در استفاده از فنون تحلیل فرصت های اقتصادی و ترکیب برنامه های عملیاتی، شناسایی و تحریک استعدادها و مهارتهای کارآفرینانه و غیره منجر می شود؛ به طوری که آموزش و برگزاری دوره های آموزشی کارآفرینی مورد توجه قرار گرفته است. این دوره ها برای رشد، بقا و کارآفرینی مورد توجه قرار گرفته است. این دوره ها برای رشد، بقا و کارافرین کردن سازمان های بزرگ طراحی می شوند و هدف اولیه از توسعه کارآفرینی همان تربیت افراد متکی به نفس و آگاه به فرصت ها و به طور کلی کسانی است که تمایل بیشتری به راه اندازی کسب وکارهای مستقل دارند. آموزش کارآفرینی را می توان نقطه آغازی در بهبود و انگیزش گرایش های افراد، همچون تمایل به استقلال، فرصت جویی، ابتکار، تمایل به خطرپذیری، تعهد به کار، تمایل به حل مشکلات و لذت بردن از عدم قطعیت و ابهام دانست(هزارجریبی، 1384: 142-143). در این خصوص برای نوآوری و خلاقیت در محیط روستایی، به ویژه کشاورزی، نباید تنها به توان فکری و ذهنی و استعداد ذهنی افراد بسنده کرد، بلکه باید توجه خاصی به اثر آموزش و پرورش شود. البته باید اشاره کرد که یادگیری و آموزش در این عرصه، صرفا به آموزش مبانی نظری، مدل ها، فرآیند، تعاریف و مفاهیم خلاقیت ختم نمی شود، بلکه نیازمند برگزاری کارگاههای آموزشی و به کارگیری روش های مختلف است تا روستاییان کشاورز بتوانند با آثار منفی و مثبت تفکر منطقی منطبق با قابلیت های ذهنی خود آشنا شوند و با مهارت و تمرین الگوهای ذهنی و رفتاری خود را تغییر دهند.
راه اندازی و اداره یک واحد اقتصادی فعال در روستاها نیازمند آشنایی با طیف وسیعی از دانش ها و مهارت هاست که در این زمینه، جوانان روستایی اغلب از سطح مهارت کمتری برخوردا
رند. در این باره برگزاری دوره های آموزش کارآفرینی و ارئه مشاوره از سیاست های عمده توسعه کارآفرینی در روستاهاست. در این برنامه های آموزشی بر چهار گروه از مهارتهای مورد نیاز کارآفرینان تاکید می شود:
مهارت های علمی و فنی. براساس نوع فعالیت صنعتی؛
مهارت های مدیریتی. شامل مدیریت مالی، بازاریابی، اداری و اکورکارکنان؛
مهارت های کارآفرینی. شامل توانایی تشخیص و استفاده از فرصت های جدید در بازار و ارائه راه حل های نوآورانه در مقابله با چالش ها؛
مهارت های کارکنان. شامل خوداتکایی، اعتماد به نفس، خلاقیت، مسئولیت پذیری و غیره(افتخاری و سجاسی قیداری، 1389: 98).

کارآفرینی روستایی و تجارب کشورهای مختلف
کارآفرینی روستایی در هند
یکی از سیاست های دولت مردان کشور هند برای کمک برای روستاییان ایجاد اشتغال برای کشاورزان بدون زمین در بخش های غیرکشاورزی و بیکاری های فصلی بوده است. برنامه دولت در این زمینه ایجاد فرصت های شغلی برای نیروی کار روستایی در کشاورزی و بخش های وابسته به آن است”برنامه ملی اشتغال روستایی” از طرح های عمده دولت هند برای حمایت از روستاییان است که با حمایت مالی دولت مرکزی و دولت های محلی در سال 1979 به اجرا درآمد و تنها در سال های 1981 تا 1982بودجه ای برابر 6/3 میلیارد روپیه به آن اختصاص یافت. 6/50 درصد افراد تحت پوشش این برنامه را کارگران بخش کشاورزی و 7/19 درصد را کارگران غیر کشاورزی تشکیل می دادند.
این برنامه تاثیر قابل ملاحظه ای بر شرایط زندگی جامعه روستایی داشته است. برنامه دیگری نیز در سال 1979 با هدف”ایجاد اشتغال برای جوانان بیکار ” تدوین و اجرا شد. در این برنامه با آموزش جوانان 18 تا 35 ساله مهارت ها و توانمندیهایشان افزایش یافت و آنان تشویق شدند که به کارآفرینی و خود اشتغالی روی آورند. هدف دیگر این برنامه آموزش زنان روستایی برای کارآفرینی بود(افتخاری و سجاسی قیداری، 1389: 108).
تاسیس و فعالیت” موسسه توسعه کارآفرینی” در سال 1983 نیز تاثیر عمده ای بر توسعه کارآفرینی در هند گذاشت. این موسسه، موسسه ای غیر انتفاعی است که از سوی برخی از موسسات دولتی، مانند بانک توسعه صنعتی هند، اتحادیه سرمایه گذاران صنعتی و بانک ایالتی هند، از نظر مالی حمایت می شود. موسسه توسعه کارآفرینی برنامه های عمده ای را برای توسعه کارآفرینی در روستاها و حوزه های مختلف به اجرا می گذارد که هدف از آنها تشویق و آموزش خرده کارآفرینان روستایی17 است. این موسسه با حمایت های ارزنده بنیاد فورد18 طی سه سال، طراحی آزمایشی را در سه ایالت هند اجرا کرد. این طرح، که از سال 1986 تا 1990 به طول انجامید، الگویی را برای توسعه کارآفرینی روستایی ارائه داد. موسسه توسعه کارآفرینی از حمایت برخی از سازمان های غیر دولتی نیز برخوردار است و با اجرای 610 برنامه توسعه شرکت های کوچک در طول یک دهه حدود 15 هزار و 481 نفر از روستاییان را آموزش داده است. توسعه کارآفرینی روستایی بر استفاده از فناوری های مناسب تاکید می کند. این برنامه ها با هدف آموزش 3 هزار و375 کارآفرین روستایی و راه اندازی 2 هزار و 700 شرکت کوچک تدوین شده است. اجرای موفقیت آمیز این طرح حدود 100 هزار و 800 فزصت شغلی جدید روستاها ایجاد خواهد کرد(میرزا امینی، 1383: 45).
کارآفرینی و اشتغال روستایی در چین
در طول سال های 1988-1995 بیش از 30 میلیون کارگر خوداشتغال در روستاهای چین وجود داشته

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *