– نظریه های یادگیری

نظریه های مربوط به آموزش و یادگیری به مرور زمان کامل تر گردیده است . نظریه محرک پاسخ نظریه گشتالت ، نظریه روان کاوی، نظریه کنش گرایی و نظریه یادگیری اجتماعی از جمله نظریاتی هستند که همگی دارای روشها ، مفاهیم و ابزارهای خاصی برای یادگیری می باشند لیکن نتایج حاصله از این نظریه ها عبارتند از: (ساعتچی،1370).

1- اعتقاد به اینکه هرفردی می تواند یاد بگیرد .

– برای یادگیری ، عامل انگیزه اهرم اساسی است .

3- یادگیری فرآیند پویا و فعال است ، در یک فرآیند ثابت و انفعالی .

4- هدایت یادگیرنده جهت جلوگیری از آزمایش و خطای مکرر.

5- از روشهای مناسب و کارآمد و ابزارها و محتوای مناسب بهره برداری گردد .

6- ایجاد فرصت لازم جهت نهادینه ساختن ( درونی کردن ) آموخته ها .

7- بکارگیری روش های متنوع در یادگیری .

8- ایجاد احساس رضایت در یادگیرندگان .

9- تشخیص تفاوت بین افراد در یادگیری

در این نظریه باید بپذیریم که تجربه یا آزمایش و خطا مبنایی برای یادگیری است.

به عبارت دیگر یادگیری ایجاد ارتباط بین یک محرک و یک پاسخ است. پاولف آزمایشهایی را بر روی پرندگان و حیوانات باشد برای شرطی سازی انجام داد. اسکینر نیز معتقد است با ارائه پاداش به رفتار انسان شرطی سازی به وجود می آید .

در طراحی برنامه های آموزشی باید این نکات رعایت گردد:

1- برنامه آموزشی به بخش ها و اجزایی کوچکتر تقسیم شود و بتدریج به افراد بیاموزیم و با این کار او را قادر سازیم تا به سرعت باز خود بگیرد و از پیشرفت خود مطلع گردد .

2- آموزش صرف نظری نباشد ، بلکه با تجربیات عملی همراه شود تا اینکه مدیران فرصت آزمون نظریات آموخته شده را داشته باشند و یادگیرنده فقط شنونده نباشد وبا حالت فعال به مشارکت بپردازد.

3- فرصت تمرین مهارتها به منظور انجام بهتر شغل و ملکه ذهن شدن برای یادگیرنده فراهم گردد .

4- نهادینه شدن مهارتها بر اثر تکرار و ایجاد رفتار دائمی و همیشگی زیر بنای یادگیری در عمل و خود بالندگی نظریه یادگیری رفتاری است(ساعتچی، 1377).

نظریه یادگیری اجتماعی

با توجه به پیچیدگی و گستردگی فرآیند یادگیری و با توجه به اهمیت ارتباطات اجتماعی و تأثیر آن بر یادگیری اجتماعی مطرح شده است . دراین نظریه با توجه به اینکه یادگیری می تواند ناشی از تجربه مستقیم فرد باشد. همچنین می تواند از مشاهده عمل دیگران و نتایج حاصل از ان ناشی شود. به عبارت دیگر یادگیری ناشی از اثر گذاری متقابل و

در طراحی برنامه­ی اموزشی براساس این نظریه رعایت نکات زیر ضروری است: (آدریزس، 1376).

1- الگوسازی بر مبنای مشاهدات و قرار دادن او در موقعیت که شاهد پاداش گرفتن الگو به خاطر رفتار مطلوبش باشد .

– ایجاد اعتماد به نفس گیرنده، به نحوی که او با دریافت بازخورد درجریان پیشرفت کارخود قرار گرفته و تشویق گردد. به علاوه لازم است فرصتی برای تمرین عملی آموخته ها برای او به وجود آید.

3- پذیرش اهمیت و فایده آموختن و سودمندی

این نظریه استفاده از وسایل کمک آموزشی همچون تصویر، فیلم، و ویدئو را به عنوان الگوهای رفتاری توصیه می کند .

زیر بنای یادگیری براساس کار وتفکر گروهی و الگوی ذهنی پویا نظریه یادگیری اجتماعی است .

– نظریه شناختی ( گشتالت )[1]

این نظریه به کلی نگری و شناخت سیستمی توجه دارد

باتوجه به اینکه انسان به عنوان یک موجود کامل مطرح است. کل وجود او دارای نظامی متعادل و پایداری است . ازسوی دیگر در یادگیری یا مواجهه با ناشناخته ها، تعادل فرد به هم ریخته و تعادل جدید فراهم می آید که خود موجب مقاومت فردی می گردد .

در طراحی نظام آموزشی بر مبنای این نظریه کاهش مقاومت فردی به منظور افزایش یادگیری رعایت نکات زیر الزامی است:

1- شناخت تفاوت افراد از نظر جنسیت، سن، تخصص و …

2- شناخت گرایشات فردی به منظور انتخاب روشهای آموزشی مناسب تر برای هر فرد .

3- شناخت اهداف، زمان، روش و ارتباط مطالب و داشتن تصویر کلی توسط یادگیرنده .

4- رعایت سلسله مراتب مفاهیم یادگیری یا آموختن از مفاهیم ساده به مفاهیم کلی و پیچیده تر.

5- ارائه بازخورد برای چگونگی پیشرفت کار.

زیر بنای یادگیری براساس تفکر سیستمی و بصیرت واحد و خود بالندگی، نظریه یادگیری شناختی است