ای دگر می افزاید:
امروز هم من احساس میکنم برخی به افراط دچار شده اندکه این افراط میتوانداز بعضی افراد هم باشد که خیلی هم حسن نیت نداشته باشند و به طور جدی معتقدم که افراط در درون خودش انهدام حرکت را طراحی میکند و مثل بمب ساعتی است ضن اینکه در نهایت به نابودی خودش می انجامد بالاخره جامعه را با جند آدم شعاری نمیتوان شناخت مردم میخواهند زندگی کنند میخواهند سعادتمند باشند می‎خواهند آرام باشند اینها انواع افراط و تفریط نسبت به مسایل هویت ملی را دیده اند. قاعدتا بدنه ی اصلی جامعه ما طالب اعتدال و آرامش است من اینگونه می‎پسندم و حداقل بخش قابل توجهی از جامعه این مسیر را می‎پسندند.
مع الوصف حامل گفتمان اصلاحات و توسعه ی اقتصادی خود را واقع بین تر و معتدل تر مدعیان گفتمان سنت گرایی ایدیولوزیک قلمداد میکردند و به همین جهت تلاش نمودند تا برخی گزاره های گفتمانی پیشین را واسازی و یا طرد کنند

4-24-3) تاثیر انتخابات دوم خرداد 1376و رویکرد اصلاحات برتحکیم و تداوم ناسیونالیزم ایرانی
درباره ی دوم خرداد تحلیل های متعدد و تفسیر های گوناگونی به عمال امده است عده ای آن را به نوعی زمین لرزه سیاسی در دو سطح فرهنگ سیاسی نخبگا ن و فرهنگ سیاسی عامه تشبیه نموده و برخی دیگر از اصطلاح انقلاب در انقلاب بهره گرفته و نظایر آن اما آنچه مسلم است اینکه واقعه ی دوم خرداد به مثابه ی نقطه ی عطف عظیمی در تحول گفتمان فرهنگ سیاسی نخبگان و همچنین یکی از مهم ترین حادثه های پس از انقلاب اسلامی است بنابراین گفته میشود که دوم خرداد طرح اصلاح گونه آرمان های انقلاب متناسب با شرایط سیاسی اجتماعی و فرهنگی معاصرو همراه ادبیات و شعارها و گزاره های گفتمانی ایدیولوزیک است. در این مقطع نخبگان سیاسی عمدتا به سطحی نگری و شکل دادن به جامعه توده وار دل بسته وبه اموری نظیر سیاسی کردن واقعی نسل جوان به جای رشدو شکوفانمودن استعداد ها در مسیر علمی و فن آوری و انحصاری کردن قلمرو سیاست و محصور کردن جامعه فقط در مسیر فضای باز کشمکش سیاسی اجتماعی در قالب گزاره های ایدیولوژیک را هدف قرار داده بودند و در یک کلام حقوق و آزادی شهروندی وتعلق به ملیت و احساس ایرانی بودن در چارچوب احکام الهی را فقط بصورت شعاری به رسمیت شناخته و شهروندان متعلق به یک هویت ملی را به چند درجه و سلسله مراتب سیاسی ایدیولوژیک تقسیم کرده بودند.
به هر ترتیب و به زعم حاملان این گفتار دوم خرداد را باید نوعی رویکرد مبانی نیمه دموکراتیک جامعه اسلامی ایران دانست و لذا مفاهیم ناشی از گزاره های گفتمانی مردم سالاری دینی ازجانب مقام معظم رهبری در این دوران را بایستی تداوم مستقیم مفاهیمی تلقی نمود که در انقلاب اسلامی 1357 تجلی یافت منتها با نوعی واکاوی و بازنگری گزاره های گفتمانی به منظور انطباق با شرایط متحول معاصر زمانی که از جانب نخبگان سیاسی موضوع اصلاحات اهمیت پیدا کرده وزمینه های تحقق آن فراهم می گردد، درحقیقت این وضعیت نشانگر واکاوی وباز تولیدبرخی گزاره های گفتمانی مسلط است که درنتیجه گزاره های گفتمان نوین، خودش رابا نسل جدیدوچالش های جدیدوبحران هایی از قبیل ((بحران هویت ملی)) انطباق داد. (متقی، 1380، ص 261-251)

4-24-4) تاثیرروی کار آمدن دولت نهم و رویکرد دولت اسلامی برتحکیم و تداوم ناسیونالیزم ایرانی
احمدی نژادخواهان یک حرکت توده ای وسیع جهت تشکیل یک دولت اسلامی تحت لوای حکومت جمهوری اسلامی و مقام معظم رهبری بود که تبلور آرمانهای توده مردم بود.
از همان روزهای نخستین پس ازروی کار آمدنبه تبعیت ازحضرت امام (ره) و رهبری انقلاب نظریه جهان گرایی انقلاب اسلامی را مطرح ساخت. وی گفت اراده مستضعفان، سرانجام رهبری جهان را از آنِ خود خواهد ساخت. وعده خداوند به زودی تحقق خواهد یافت و محرومان جایگزین ثروتمندان خواهند شد. البته پی بردن به همراهی اسلام گرایی و جهان گرایی دشوار نیست؛ زیرا تأسیس امت “پان اسلامی” که می‎تواند مسلمانان را صرف نظر از ملیتهای مختلف و نیز موانع قومی و سیاسی موجود به هم پیوند دهد، از اعتقادات مسلمانان است. تاکید شدید اوبه لزوم متابعت از کتاب مقدس قرآن و احکام اسلامی و پیروی از مهدی موعود (عج)، نیز تلاشی است برای تحکیم جهانی اصول بنیادین اسلام در میان افرادی که با بزرگترین ابهامات در دنیای متحول مواجه هستندوبست کامل آن در حیطه جغرافیایی ایران بود. که سخنان وی در سازمان ملل متذکر این گفتمان است. بیان خادم بودن درمقابل ملت ایجاد عدالت اسلامی، مبارزه با اسراییل، ایجاد طرح های کالبد شکافی اقتصادی و همیاری مردم با این گفتمان برپررنگ نمودن نقش هویت ملی واقتدار ملی در چارچوب جغرافیای سیاسی ایران افزوده است که نتایج واثرات آن را باید درزمانی پس از پایان هردولت مورد بررسی قرار داد ونتیجه گیری نمود.
همگان معترف اند که انتخابات سال 84 ریاست جمهوری انتخاباتی براساس گفتمان سازی مبتنی بر انقلاب اسلامی شکل یافته بود. این گفتمان سازی پس از سال ها حاکمیت گفتمان تکنو کرات و سکولار برخاسته از دولت های هاشمی رفسنجانی و محمد خاتمی توانست نگاهها را به سمت انقلاب اسلامی و حقیقت آن جلب نماید. اما به راستی این انقلاب گفتمانی یا بلوغ گفتمانی که باعث شد تا پایه های چند ین ساله حاکمیت تکنوکراسی را در کشور متزلزل نماید حاصل چه تلاش ها و چه برنامه هایی بود و از این پس برای ارتقای سطح ان چه باید کرد؟
واقعیت آن است که بنیانگذار انقلاب اسلامی- رحمت الله علی
ه- و رهبری فرزانه انقلاب – مدظله- تدابیر ارتقای سطح معرفتی جامعه و نیل به اهداف بلند مرتبه انقلابی را از سال های دور طراحی کرده و به اجرا نهادند. اینکه مقام معظم رهبر ی در مقطعی در جمع بسیجیان فرمودند که اگر شبکه سلطه برای پیشبرد برنامه های خود همواره به برنامه ریزی مشغول است، انقلاب اسلامی نیز در راستای نیل به اهداف دارای برنامه های کوتاه وبلند مدت است، نشان می دهد که سطح فعالیت انقلابی، سوای سطح بیرونی و رسانه ای و یا حتی سطوح نخبگی دارای سطوح عمیق برنامه ریزی و هدایت آفرینی در لایه های انقلابی است.
اینکه هر از چندی مقام معظم رهبری بر اساس همان برنامه های بلند مدت، به ترغیب یا انذار جامعه پرداخته و فراز ها و فرودهای حرکت انقلابی را ترسیم می نمایند از همین حقیقت حکایت دارد. اینکه هم ایشان اهتمام جدی به برنامه ریزی هایی نظیر سند چشم انداز یا تولید سند مهندسی فرهنگی یا برنامه ریزی باری طراحی الگوی راهبردی پیشرفت و عدالت دارند و تمام ظرفیت کشور را در همین راستا به خط می‎کنند حاکی است که نظام اسلامی در حال جهش از سطح یک پوسته انقلابی به سطح عمق بخشی انقلاب در تمامی ابعاد است و اتفاقا در همین راستاست که دولت ها و مجالس باید به صحنه آمده و با بر دوش کشیدن وظایف، این اهداف را محقق نموده و یا حداقل گام هایی برای نیل به آنان برداشته شود.
اما وقتی سخن از گفتمان حاکم شده در طی دولت های نهم و دهم به میان می آید به واقع نباید زمینه چینی‎های گسترده رهبری برای این حکومت را نادیده انگاشت. این نشان می دهد که رهبری برای تحقق بلند مدت اهداف انقلاب اسلامی حاکمیت گفتمان انقلابی را برگزیدند. و اتفاقا تاکید دوباره و چند باره رهبری در دیدار با اعضای هیئت دولت بر غلبه نگاه انقلاب اسلامی در این دولت و تجلیل ایشان از آن نشان می دهد که ایشان همواره همین نگاه را پیش برنده و تکمیل کننده در ادامه مسیر می دانند.
از سوی دیگر این تاکیدات نشان می دهد که از نظر رهبری اهداف عالیه گفتمان انقلابی هنوز محقق نشده و اینجاست که وظیفه نخبگان برای پالایش و ارتقای هر روزه این گفتمان جدی تر می نماید. اگر سال ها خون دل خوردن های رهبری و سربازان خط مقدم پاسداری از ولایت باعث شد تا سطح اول گفتمان انقلاب اسلامی در دولت های نهم و دهم به منصه ظهور رسد، بایستی اندیشمندان و نخبگان دلسوز انقلاب اسلامی برای معرفی ابعاد جدید تر گفتمان انقلاب و نشان دادن آن به مردم در دستور کار قرار گیرد. بی‎شک اگر در تاکنون ساده زیستی، سر دادن شعارهای عدالت خواهانه، مبارزه با اشرافی گری و تجمل خواهی، پر کاری و خستگی ناپذیری و دهها صفت برجسته دیگر مورد تحسین رهبری قرار گرفته است، ابعاد دیگر اثباتی و ایجابی گفتمان انقلاب اسلامی نظیر ایده پردازی برای مدیریت صحنه بین المللی بر اساس الگوهای اسلامی و ایرانی و تقویت باورهای جهانیان بر کارآمدی تفکر انقلاب باید واتکاوی شود. این محتاج آن است که نخبگان سیاسی بدون ورود به منازعات بی حاصل و سطحی سیاسی، وارد سطوح عالیه شده و برنامه سطح دوم گفتمانی انقلاب اسلامی را به جامعه عرضه نمایند. بدون تردید انتخابات آتی ریاست جمهوری فرصتی برای این عرضه عمومی است. بر این اساس اگرپس از فرارسیدن موعد برگزاری انتخابات – حتی بر اساس پیش بینی ها بار دیگر فردی در قامت مجری گفتمان انقلابی به توفیق کسب رای عمومی دست یابد
– فرد منتخب تازه بخواهد در اندیشه تعالی گفتمان بر آید فایده ای به این فرآیند نخواهد داشت.
بنابراین اولا نخبگان باید برنامه های خود در این زمینه را طراحی کرده و در ثانی باید به دنبال مجری مطلوب متناسب با این سیاست ها بگردند. این بار نباید نخبگان بدان فکر باشند که کدامیک از حاضرین در صحنه می توانند به پیشبرد گفتمان یاری رسانند بلکه باید درصدد شناسایی واجدین شرایط بر آمده و آنان را برای پیش بری این گفتمان ترغیب به ورود به صحنه نمایند.
باید خاطر نشان ساخت که وظیفه نخبگان سیاسی درفرآیند اصلاحات ودموکراتیزاسیون، در درجه اول کوشش برای ایجاد مبانی پایدار دولت اسلامی مدرن ورویکرد عقلانی ورهیافت قانون گرا درجغرافیای سیاسی ایران است (بشریه، 1380، ص228-227) که انشاءا. . بتوان اهداف عالیه جمهوری اسلامی ایران را طی آن محقق نمود.

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   منابع پایان نامه ارشد دربارهof، and، Economics، pattern

5-1) مقدمه
این فصل که بعنوان فصل آخر پایان نامه محسوب می شود ابتدا فرضیه های پایان نامه با استفاده مطالعات توصیفی، تحلیلی ومبتنی بردو روش کتابخانه ای و پژوهش میدانی انجام گرفته است تابه رد یا اثبات فرضیات مطرح شده مبادرت گردد. در ادامه جمع بندی از عوامل تاثیر گذار برجغرافیای سیاسی ایران با توجه به گفتمان نخبگان مهم ترین مولفه های اثرگذار مشخص و در نهایت نتیجه گیری از پایان نامه آورده می شود.
همانطوری که در فصل اول پایان نامه ذکر گردید این پژوهش جهت تحلیل عوامل تا ثیر گذارگفتمان نخبگان سیاسی بر جغرافیای سیاسی ایران انجام پذیرفت، بی تردیدتاریخ معاصر ایران وخصوصا دوره های زمانی مورد پژوهش، مشحون ازنظرات مختلف وکنش های متفاوت و بعضا متعارض گفتمان سیاسی نخبگان در ارتباط با رویکرد جغرافیای سیاسی می باشد. گفتمان های نخبگان سیاسی در دوره های مختلف تاریخی و بخصوص انقلاب اسلامی وتاثیر گذاری آنان برجغرافیای سیاسی مورد توجه می باشد و جهت پاسخگوئی به سوال آیا گفتمان نخبگان سیاسی بر جغرافیای سیاسی ایران تاثیر گذار بوده است؟ انجام گرفت.
اکنون به آزمون فرضیات مطرح شده این پژوهش پرداخته می شود.

5-2) ارزیابی فرضیه ها
فرضیه های این پایان نامه با توجه به مطالب ارائه شده در فصول دوم، سوم وچهارم و نتایج حاصله از مطالعات کتابخانه ای، فرضیه اول ودوم تایید می شود.

5-2-1) فرضیه اول
در ارزیابی فرضیه اول که عبارت بود از ((به نظرمی رسدنقش نخبگان سیاسی ایران در دوره های مختلف بر جغرافیای سیاسی ایران متغیر بوده است.)) بود، باید گفت که بی تردیدتاریخ معاصر ایران وخصوصا دوره‎های زمانی مورد پژوهش، مشحون ازنظرات مختلف وکنش های متفاوت وبعضا متعارض گفتمان سیاسی نخبگان در ارتباط با رویکرد جغرافیای سیاسی می باشد که البته حسب دلایل مذکور، ما در اینجاصرفا به قدر مشترک گزاره های گفتمانی فرهنگ سیاسی نخبگان اکتفا نموده ایم وبه همین جهت گزاره‎های گفتمانی مورد بررسی را تحت عناوین کلی و متمایز و در عین حال مرتبط به هم از جمله “گفتمان انقلاب اسلامی”، “گفتمان اصلاحات وتوسعه اقتصادی وتوسعه اقتصادی “و بلاخره ” گفتمان مردم سالاری دینی” می باشد، مورد ارزیابی علمی قرار داده ایم. نخبگان

دسته‌ها: پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید