علاقه به روانشناسی رهبری طی صد پارسال رو به افزایش بوده و باعث تشکیل تئوریای رهبری شده. این تئوریا در تلاشند تا دقیقا توضیح دهند که چیجوری و به چه دلیل افرادی خاص، تبدیل به رهبرانی فوق العاده می شن. چه چیز باعث می شه که یک نفر رهبری بزرگ باشه؟ ویژگیای شخصیتی خاص باعث می شن تا بعضی افراد در نقشای رهبری بهتر عمل کنن؟ یا ویژگیای موقعیت این امکان رو جفت و جور می کنه تا افرادی مشخص، به رهبر تبدیل شن؟ زمانی که به رهبران دور مون نگاه می کنیم که ممکنه مدیر یا رئیس جمهورمان باشن، شاید این سوال واسه مون ایجاد می شه که به چه دلیل این افراد در اینجور موقعیتایی فوق العاده عمل میکنن. متن زیر رو بخونین تا با شکلای مختلف تئوریای رهبری آشنا شید.

شخصیت

از اول تاریخ، افراد به رهبری علاقه مند بودن اما در سالای گذشته تئوریای رهبری به طور رسمی معرفی شدن. علاقه به رهبری، به ویژه از اول قرن بیستم زیاد شد. تئوریای ساده بر ویژگیای جدا بین رهبران و پیروان متمرکز بودن، در حالی که تئوریای جدیدتر به متغیرهای دیگری مثل عوامل موقعیتی و سطح مهارت توجه داشتن. کلا تئوریای رهبری در ۸ گروه، طبقه بندی می شن:

۱. تئوریای «مرد بزرگ»

تا به حال شنیدین که میگن «فردی به دنیا اومده تا رهبر شه»؟ از این نقطه نظر، رهبران بزرگ با ویژگیای داخلی مورد نیاز مثل کاریزما، اعتماد به نفس، هوش و مهارتای اجتماعی به دنیا بین. تئوریای مرد بزرگ فرض می کنن که ظرفیت رهبری، ارثیه و رهبران بزرگ ساخته نمی شن، بلکه زاده می شن. این تئوریا بیشتر رهبران رو قهرمون و اسطوره و مقدر به ظهور در زمان مورد نیاز، ترسیم می کنن. واژه «مرد بزرگ» به خاطر این استفاده شده که در اون زمان، رهبری به ویژه در مورد ی جنگ و ارتش، کاری مردانه فرض می شد.

۲. تئوریای ویژگی

این تئوریا از بعضی جنبها مثل تئوریای مرد بزرگ هستن و فرض می کنن که افراد، ویژگیا و ویژگیای خاصی رو به ارث می برن که باعث می شه در موقعیت رهبری بهتر عمل کنن. تئوریای ویژگی بیشتر به شخصیت خاص یا ویژگی رفتاری مشترک بین رهبران توجه می کنن. مثلا ویژگیایی مثل برون گرایی، خودباوری و شجاعت، ویژگیایی هستن که به طور پنهون در رهبران بزرگ وجود دارن.

اگه ویژگیایی خاص، نشونه های اصلی رهبری باشن، اون وقت چیجوری افرادی که این ویژگیا رو دارن، اما رهبر نیستن رو توجیه کنیم؟ این مسئله یکی از مشکلات استفاده از تئوریای ویژگی واسه توضیح رهبریه. افراد زیادی وجود دارن که دارای ویژگیای مربوط به رهبری هستن، اما خیلی از اونا هیچ وقت به دنبال موقعیتای رهبری نیستن.

۳. تئوریای اقتضایی

تئوریای اقتضایی رهبری بر متغیرهای خاصی که با محیط در رابطه هستن، تمرکز می کنن. این متغیرها تعیین می کنن که بهترین انتخاب واسه یک موقعیت، چه نوع سبک رهبریه. طبق این تئوری ، هیچ سبک رهبری واسه همه موقعیتا بهترین گزینه نیس. ، موفقیت به تعدادی از متغیرها مثل سبک رهبری، ویژگیای پیروان و جنبه های مختلف موقعیت بستگی داره.

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   مضرات نپخته گیاهخواری واسه سلامتی چیه؟ 

۴. تئوریای موقعیتی

تئوریای موقعیتی پیشنهاد می کنن که رهبران، بهترین روش انجام کار رو طبق متغیرهای موقعیتی انتخاب می کنن. شاید واسه هر نوع تصمیم گیری، سبک رهبری متفاوتی مناسبه. مثلا، در موقعیتی که رهبر نسبت به بقیه اعضای گروه از علم و تجربه بیشتری برخورداره، سبک قدرت طلبانه شاید مناسب ترین گزینه. در حالی که وقتی اعضای گروه ماهر و متخصص هستن، سبک دموکراتیک مؤثرتر هستش.

۵. تئوریای رفتاری

تئوریای رفتاری طبق این باور بوجود اومده ان که رهبران بزرگ ساخته می شن و افراد ذاتا رهبر به دنیا . این تئوریا در مقابل تئوریای مرد بزرگ قرار می گیرن. تئوریای رفتاری که ریشه در رفتارگرایی دارن، به اقدامات رهبران و نه ویژگیای ذهنی یا داخلیا، توجه دارن. طبق این تئوری، افراد از راه آموزش و مشاهده یاد می گیرن که چه جوری به رهبر تبدیل شن.

۶. تئوریای مشارکتی

تئوریای رهبری مشارکتی پیشنهاد میدن که سبک رهبری ایده آل اینه که بقیه هم موثر باشن. این رهبران اعضای گروه رو به مشارکت و همکاری تشویق کرده و به اونا کمک می کنن تا احساس تعلق و تعهد بیشتری نسبت به فرایند تصمیم گیری داشته باشن. با این حال، در تئوریای مشارکتی این حق واسه رهبر محفوظه که به بقیه اجازه اعلام نظر بده.

۷. تئوریای مدیریتی

تئوریای مدیریتی که با نام تئوریای تعاملی هم شناخته می شن، بر نقش نظارت، سازماندهی و کارکرد گروهی متمرکز هستن. این تئوریا رهبری رو طبق سیستم پاداش و تنبیه تعریف می کنن. تئوریای مدیریتی بیشتر در بخش ی تجارت و کار و کاسبی به کار می رن؛ زمانی که کارکنان موفق می شن، پاداش دریافت می کنن و زمانی که شکست می خورن، توبیخ یا تنبیه می شن.

۸. تئوریای رابطه ای

تئوریای رابطه ای که به تئوریای تحولی هم معروف هستن، به روابط بوجود اومده بین رهبران و پیروان توجه می کنن. رهبران تغییر گرا با کمک به اعضای گروه واسه دیدن اهمیت و ارزش وظایف، به اونا انگیزه میدن. این رهبران بر کارکرد اعضای گروه تمرکز می کنن، اما هدف شون رسیدن هر فرد به ظرفیتای پنهون اشه. رهبرانی با این سبک، بیشتر استانداردهای اخلاقی بالاتری دارن.

منبع : verywell

جلسات کاری رو تبدیل به وسیله موفقیت خود کنین


۳

دسته‌ها: آموزشی

دیدگاهتان را بنویسید