بیرون، باد لای درختها می پیچد. آخرای بهمنه و هوا حسابی سرد شده. لباسهایم رو روی سر و صورتم کش می آورم اما افاقه نمی کنه. کیفم رو همیشه دست به دست می کنم تا دست دیگرم رو در جیبم بذارم. باران ریزی شروع به باریدن می کنه. مشکلم دوبرابر می شه. در اوج کلنجار و کلافگی، کسی برایم بوق میزند. نمی شناسمش، حال و روزم رو دیده و من رو بی منت و چشمداشت تا نزدیک خونه میرساند. در طول راه، به قطرات باران که روی شیشه ماشین کم کم می شینه خیره میشم. این قطرها من رو یاد مردم میندازه. براتون توضیح می دم.

بی رو دربایستی، ما خیلی به هم نگاه می کنیم. همدیگه رو زیر نظر داریم. این عادت مردم ماست. این، تا حدود زیادی حریم من درونگرا رو میخراشد. در خیابون، مترو، جاده، پارک و چیزای دیگه ای به جز اینا به هم خیره میشیم. از سر عادته یا کنجکاوی، یا حتی یک شاخصه فرهنگی، نمیدانم. کمتر پیش میاد که کمه کم دو چشم مراقب، تو رو نپایند و به حال خودت رهایت کنن. من هم به اونا نگاه می کنم و این داستان تا جایی که از دید هم خارج شیم ادامه داره. که چه؟ چه چیز عایدمان می شه. بارها شده، سوالی یا آدرسی رو از کسی می پرسی و دیگری جواب میده. انگار، همه حواسشون به هم هست.

این یک تیغ دو لبه. هم نگاه و توجه بیشتر از حد، تو رو می آزارد و آزادی عمل رو ازت میگیرد و هم میتوانی بعضی وقتا از منافع این دخالتا بهره ببری. درست مثل بارانی که می بارد بطوریکه بعضی وقتا دردسر آفرینه و بعضی وقتا، قشنگ و دلنشین.

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   استرس والدینی عامل خطرآشکاربرای اختلال سلامت روانی

من، خیلی کوتاه بهشون چشم می دوزم و بعد، نگاهم رو با نارضایتی،از اونا برمیگیرم، تا بدونن که گزینه مناسبی براشون نیستم و منو به حال خود آزاد کنن و دنبال سوژه مناسبتری بگردند که جذابتر باشه و حتی با اونا همکاری هم بکنه.

بعضی وقتها با خودم فکر می کنم که ای کاش، مردم، در جاهایی مثل مترو یا روی نیمکتای خیابون، بیشتر از اینکه به هم خیره شن، سرشون در کتاب بود، مطالعه می کردن، موسیقی گوش می دادن یا کمه کم با موبایلشان ( موبایل خودشون و نه بغل دستی!) مشغول می شدن و در دنیای خود فرو می رفتند. نه اینکه تا سر میچرخانی و جم می خوری، نظاره گرانی رو ببینی که رفتارهای عادی تو رو به تماشا نشسته ان. انگار می خوان ازت و کارات خرده بگیرن و چیزی رو به تو گوشزد کنن.

باری، عاطفه جمعی ما رد نشدنیه، اما بدونیم که این، احتیاجی به مراقبت شبانه روزی نداره. سرتون به زیر باشه و امیدمون به بالا. محیط شهری رو واسه همدیگه امن و راحت تر کنیم.

ای کاش، نگاه خیره مون رو از هم بدزدیم، اما محبتمون رو هیچوقت.

دسته‌ها: بهترین ها

دیدگاهتان را بنویسید