دانلود پایان نامه

2-1) ادبیات نظری تحقیق
جهانی سازی تجارت و سرمایه گذاری، تعاملات بین بازارهای مالی بین المللی را افزایش داده است که این موضوع، تمایل شدیدی برای فهم اثر شوک ها و نوسانات یک بازار بر سایر بازارها به وجود آورده است. همچنین اهمیت این بخش از تحقیقات با ظهور بحران مالی جهانی در سال 2008 افزایش یافته است. معمولا، اثرات خارجی نوسانات به رفتار پوششی بین بازاری و تغییر در اطلاعات مشترک نسبت داده می‏شود، به طوری که ممکن است انتظارات همه بازارها به طور همزمان تغییر کند. مسیر دیگر تحقیقات، توضیح اثر نوسانات و بازدهی ها به وسیله سرایت مالی3 است.
سرایت مالی به صورت شوکی در بازار دارایی یک کشور که از بازار دارایی سایر کشورها تاثیر می پذیرد، تعریف می شود که شبیه به انتقال بیماری های مسری می باشد و یک خصیصه مهم بحران های مالی اخیر بوده است. با بررسی بحران های مالی اخیر، می توان دید که چطور بحران خاص یک کشور به سرعت به بازارهایی که اندازه و ساختارهای متفاوتی از آن دارند منتقل می شود. به نظر می‏آید که اغلب دوره زمانی و سرایت بحران های مالی به مسائل بنیادی که کشورها با آن روبرو هستند وابسته نیست. معمولا، بحران ها، علیرغم وجود رابطه ضعیف تجاری و جریان سرمایه در میان اقتصادها اثرات شدیدی روی دیگر کشورها می گذارند که این باعث ایجاد علاقه زیادی در میان پژوهشگران برای حل معمای سرایت شده است. مخصوصا در بازارهای نوظهور که ضعیف تر و شکننده‏تر هستند و به طور ویژه به ثبات برای توسعه و رشد خود نیاز دارند.
بر اساس تعاریف بانک جهانی از لحاظ مفهومی سرایت را می توان به سه دسته تقسیم بندی کرد:
تعریف گسترده سرایت:
سرایت در این مورد، به صورت انتقال شوک‏ها بین کشورها تعریف می‏شود. طبق کالوو و راینهارت(1996)4 تحت این تعریف، سرایت می تواند از طریق ارتباطات مالی و واقعی(اقتصادی) باشد. گاهی اوقات این تعریف از سرایت، سرایت بنیادی نیز نامیده می شود که وابستگی معمولی را منعکس کند و نیازی به ارتباط با بحران ها ندارد، اگرچه در طول دوره های بحران، مورد تاکید بیشتری قرار می‏گیرند.
تعریف محدود سرایت:
تعریف دوم سرایت، انتقال شوک‏ها در میان اقتصادها، ورای ارتباط بنیادی بین اقتصادها می باشد که
گاهی اوقات به نام هم‌‎حرکتی افراطی نیز شناخته می شود.
تعریف بسیار محدود سرایت:
در تعریف سوم، سرایت وقتی رخ می دهد که همبستگی بین کشوری در طول دوره های بحران در
مقایسه با دوره‏های غیر بحران افزایش می‏یابد. این تعریف خیلی محدودی از سرایت می باشد و اغلب
در تحلیل های تجربی بروز بحران ها استفاده می‏شود.
در این رساله، بیشتر تعریف گسترده و تا حدی محدود سرایت مد نظر است و به بررسی اثرگذاری
شوک‏ها و نوسانات بین چهار کشور ایران، امریکا، ترکیه و مالزی در طول دوره مورد بررسی پرداخته
می شود.
2-1-1 کانال‏های ممکن انتقال شوک‏ها
طبق چیونگ، تام و زتو(2009)5 انتقال شوک‏‎ها از یک اقتصاد به دیگر اقتصادها تا حد زیادی به آسیب پذیری سیستم مالی و بخش واقعی وابسته است . اگر بنیادهای اقتصاد کلان یا سیستم مالی ضعیف باشد، آسیب پذیری بیشتر خواهد بود. همچنین درجه آسیب پذیری با افزایش ارتباط اقتصاد و سیستم مالی با دیگر کشورها افزایش می یابد بنابراین، کانال های انتقال می توانند واقعی یا مالی باشند. در ادامه این بخش هر کدام از این کانال ها بحث می کنند که شوک ها چه واقعی و چه خاص داخل، ممکن است از یک اقتصاد به دیگر اقتصادها انتقال یابند.
ارتباط واقعی
ارتباطات تجاری، یکی از بیشترین کانال های واقعی مطالعه شده می‏باشد. اگر بازار صادراتی کشوری شوکی تجربه کند به طوریکه تقاضای واردات آن اقتصاد کاهش یابد، آنگاه حساب تجاری اقتصاد صادر کننده به طور متضاد تاثیر می پذیرد. تخریب حساب تجاری، رشد اقتصادی را تحت تاثیر قرار می‏دهد و اگر این تخریب ارتباط قوی با دارایی‏های خارجی داشته باشد، سرمایه گذاران ممکن است با توجه به ریسک های سرمایه گذاری از سرمایه گذاری در این کشور امتناع کنند.
در سناریوی دیگر، وقتی که در واقع ارزش پول شریک تجاری اصلی اقتصاد کاهش می یابد، رقابت‏پذیری آن کم می شود. ممکن است سیاست‏گذاران رقابت پذیری اقتصاد را با کاهش ارزش پول
حفظ کنند. اگر سرمایه گذاران این تصمیم را به خوبی پیش بینی کنند، تقاضایشان را برای دارایی‏های این کشور کاهش می‏دهند. در پایان، ممکن است با کاهش ارزش پول و سقوط قیمت دارایی‏ها، بحران ایجاد شود. گلیک و رز(1998)6 نشان دادند که رابطه تجاری پس از کنترل کردن فاکتورهای اقتصاد کلان به توضیح همبستگی بین کشوری در بازارهای ارز در طول دوره های بحران کمک می کند. کامینسکی و رینهارت(1998)7 نشان دادند که عضویت در یک گروه تجاری باعث خواهد شد که اقتصاد به ویژه در سرایت از اعضای دیگر، آسیب پذیر باشد.
در واقع طبق کورستی، پرسنتی، روبینی و تایل(1999)8 رقابت کاهش ارزش پول می تواند ، ارزش
پول را بیشتر از میزانی که برای بازسازی ابتدایی بنیادها نیاز بود ، کاهش دهد. شواهدی از کاهش
ارزش پول رقابتی در شیوع بحران مالی آسیا وجود داشته است.

ارتباطات مالی
در حالی که ارتباطات تجاری، سرایت بین اقتصادهایی که وابستگی نزدیکی دارند را توضیح می‏دهند، ولی با این وجود در بعضی موارد سرایت بی جواب مانده است، برای مثال سرایت بین روسیه و برزیل در اواخر دهه90 میلادی که در این دو
ره، دو کشور ارتباط تجاری مهمی نداشتند.
گاهی اوقات ممکن است ارتباطات مالی، کانال های مهم دیگری داشته باشند بحران مالی در یک اقتصاد می تواند منجر به کاهش در اعتبار تجاری، سرمایه گذاری ها ی مستقیم خارجی و سایر جریانات سرمایه شود. راه های زیادی وجود دارند که ارتباطات مالی به توضیح سرایت کمک می‏کنند که برخی از آن ها در ذیل آورده شده است.
الف) طلبکار مشترک
یک شوک می تواند با یک بانک بین المللی شروع شود و سپس روی دیگر بخش های اقتصاد با کاهش وام دهی اثر بگذارد. در بحران اقتصادی اخیر، تعدادی بانک ها در کشورهای صنعتی ، بعد از متحمل شدن زیان در سرمایه گذاری اوراق بهادار، از وام دادن به اقتصادهای نوظهور امتناع کردند. طبق کامینسکی و راینهارت(2001)9، ممکن است طلبکار مشترک از وام دادن در یک اقتصاد وقتی یک شوک واقعی در اقتصاد دیگر جایگاه سرمایه اش را تضعیف کرده است، امتناع کند.
ب) وام دهنده های به هم پیوسته
ارتباطات مالی از طریق سرایت می تواند در سلسله مراتبی از وام دهنده های به هم پیوسته پیچیدگی بیشتری داشته باشد. تحت این مدل دومینو مانند، برای مثال اگر یک بانک بین‏المللی مثلا A از بانک B در کشور دیگر قرض کرده باشد و بانک B نیز از بانک C قرض کرده باشد آنگاه ورشکستگی در بانک A بر بانکB و سپس بر بانکC اثر می گذارد. به طور مشابه شوک در کشور A می تواند باعث متحمل شدن زیان بانک A در وام دهی هایش در این کشور شود . اگر بانک A
سپرده هایی در بانک دیگر مثلا B که وام هایی در کشورB دارد داشته باشد آنگاه مشکلات بانک A
می تواند باعث بیرون کشیدن سپرده هایش از بانک B و بنابراین ایجاد مشکلات برای B شود. بانک B نیز ممکن است در عوض پورتفوی وام دهی اش در کشور B را تغییر دهد. هر دو مثال، نتیجه می دهد که شوک از کشور A از طریق یک سلسله مراتب وام دهنده ای به هم پیوسته به کشور B منتقل می شود.
ج) برهم کنش های تحت سیستم مالی بر پایه بازار
ارتباطاتی که در بالا بیان شد، سرایت مالی را به وسیله قصور در پرداخت بدهی ها نشان می دهد. به هر حال در یک سیستم مالی بر پایه بازار، سرایت می تواند به وسیله تغییرات قیمت و ریسک های سرمایه نهادهای مالی منتقل شود. وقتی صورت های مالی بازار به بازار تنظیم شده باشند ، تغییرات
قیمت دارایی ها در یک بازار، فورا در صورت های مالی منعکس خواهد شد و این، واکنش سهام‏داران بازار مالی را در پی‏خواهد داشت. درصورتی که این اخبار در درون سیستم مالی پخش شود اثر شوک می تواند از طریق تغییرات قیمت چند برابر شود.
د) توازن مجدد پورتفوی
طبق کامینسکی و رینهارت(1998) سرایت مالی بازار می تواند به دلیل متعادل کردن پورتفوی رخ دهد انگیزه های متفاوتی برای موسسات مالی برای توازن در میان بازارها وجود دارد . یک انگیزه به سبب شوک های نقدینگی همبسته رخ می دهد. برای مثال صندوق های سرمایه گذاری که بحران‏های نقدینگی بعد از شوک در اقتصاد را پیش بینی می کنند ممکن است نیاز به افزایش نقدینگی به وسیله فروش دارایی ها در دیگر اقتصادها داشته باشند.
همچنین ممکن است نیاز به نقدینگی وقتی رخ دهد که شوک منفی در یک اقتصاد ، ارزش دارایی سرمایه گذاران را کاهش می دهد و آنها را مجبور کند تا بخشی از دارایی ها را در اقتصادهایی که اثرنپذیرفته اند، بفروشند. برای مثال، صندوق های سرمایه گذاری ممکن است نسبت اهرمی (بدهی به دارایی) بالایی داشته باشند. به دلیل اینکه زیان ها در یک اقتصاد منجر به کاهش سرمایه می‏شود.
بنابراین، آنها نیاز دارند تا اندازه پورتفوی را کوچک کنند که این، منجر به از بین رفتن دارایی ها در
تعدادی از بازارها می شود.
به علاوه با توجه به شین و آدرین(2008)10 شواهدی وجود دارد که نسبت اهرمی در جهت سیکل های تجاری حرکت می کند‏. یعنی داشتن نسبت بدهی به دارایی بالا در طول دوره های رونق و نسبت پایین در دوره های رکود. این موضوع، ارزش واسطه های مالی را به تغییرات قیمت و جابجایی در ریسک، خیلی حساس تر می سازد.
انگیزه دیگر متعادل سازی پورتفوی تامین پوششی بین بازاری می باشد. سرایت از طریق کانال تامین پوشش بین بازاری رخ می دهد زیرا سرمایه گذاران به شوک ها با تعدیل مجدد داد و ستدهایشان با ریسک های اقتصاد کلان واکنش نشان می دهند. به علاوه اگر یک سرمایه گذار یک شوک ثروتی تجربه کند، ممکن است او به ارزیابی مجدد ریسک پذیری پورتفویش تحریک شود و در نتیجه موجب یک کاهش داوطلبانه در نسبت اهرمی شود. برای مثال ممکن است سرمایه گذاران سبد سهامشان را وقتی که ثروتشان کاهش می یابد به سمت دارایی‏های با ریسک کمتر حرکت دهند.

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   پایان نامه با کلمات کلیدیشوکران، باغی، میوه، BHT

2-2) پیشینه تجربی پژوهش
بریل اسفرد(1996)11 در مقاله ای با عنوان ” اثرات خارجی نوسانات در میان کشورهای تاسمان12″ به بررسی اثرات خارجی نوسانات بازارهای سهام استرالیا و نیوزلند می پردازد. او ادبیات اثر نوسانات را به دو گروه دسته بندی می‏کند: گروه اول مقالاتی که روی سری های بازدهی تمرکز می کنند و به بررسی انتقال شوک ها و خطاهای مدلسازی سری های بازدهی در میان بازارها می پردازند و گروه دوم مقالاتی هستند که مستقیما نوسانات را بررسی می کنند.
در گروه اول برای مثال این و شیم(1989)13 در مقاله خود با عنوان ” انتقال شوک ها بین بازار های سهام بین المللی” مکانیسم انتقال تحرکات بین بازارهای سهام کشورهای امریکا، کانادا، ژاپن، آلمان، انگلیس، فرانسه، سوییس، استرالیا و هنگ کنگ را با استفاده از یک مدل VAR و داده های روزانه
شاخص سهام برای دوره زمانی دسامبر 1979 تا دسامبر 1985 بررسی کردند. نتایج آنها نشان داد که تقریبا 26% واریانس خطای بازدهی های بازار سهام می تواند به وسیله تغییرات بازارهای سهام دیگر توضیح داده شود. آنها همچنین نشان دادند که بازار سهام امریکا بیشترین اثر را روی بازار های سهام دیگر دارد.
در تحقیقی مشابه، چیونگ و ماک(1992)14 در پژوهش خود با عنوان “انتقال تغییرات بازار سهام بین کشورهای توسعه یافته و کشورهای آسیای پاسیفیک” نشان دادند که بازار سهام امریکا بیشترین تاثیر را روی بازارهای نوظهور منطقه آسیای پاسیفیک دارد.
همچنین، بکر، فینرتی و تاکر(1992)15 در مقاله خود با عنوان ” ساختار وابستگی روزانه بین بازارهای سهام امریکا و ژاپن” وابستگی بازارهای سهام امریکا و ژاپن را بررسی کردند. آنها یافتند که تغییرات زیاد قیمت در یک بازار با نوسانات زیاد در باز شدن بازار دیگر همراه است.
پیرو، کوئسادا و اوریل(1998)16 در مقاله خود با عنوان “انتقال تحرکات در بازارهای سهام” به بررسی انتقال تغییرات در بازارهای سهام نیویورک، توکیو و فرانکفورت پرداختند. نتایج آنها نشان داد تاثیرگذارترین بازار، بازار سهام نیویورک و تاثیرپذیرترین بازار سهام، بازار سهام توکیو می باشند.
همان گونه که ذکر شد گروه دوم مقالاتی هستند که مستقیما نوسانات را بررسی می کنند.
برای مثالکینگ و وادهانی(1990)17 در تحقیق خود با عنوان “انتقال نوسانات بین بازارهای سهام” به بررسی سقوط شاخص بازار سهام امریکا در اکتبر 1987 پرداختند. آنها شواهدی ارائه کردند که انتقال اطلاعات قیمت در میان بازار ها را از طریق تغییر نوسانات حتی وقتی که اطلاعات مخصوص یک بازار است، تایید می‏کرد. آنها همچنین، بیان کردند که یک اثر سرایتی در میان بازارها وجود دارد که از طریق آن بازارها از حوادث بازارهای دیگر صرف‏نظر از ارزش اقتصادی اطلاعات اثر می‏پذیرند.
اثر نوسانات در مطالعه هاماو، ماسیلیس و انجی(1990)18 با عنوان” همبستگی در تغییرات قیمت و نوسانات بازارهای سهام بین المللی” بررسی شد و آنها وجود اثرات خارجی از نیویورک به توکیو، لندن به توکیو و نیویورک به لندن را یافتند.
در مطالعه ای مشابه، لین انگل و ایتو(1994)19 در مقاله خود با عنوان “آیا گاوها و خرس ها در حاشیه حرکت می کنند؟ انتقال بازدهی ها و نوسانات سهام” اثرات خارجی دوجانبه بین بورس نیویورک و توکیو را یافتند.
بای و کارولیی(1994)20 در پژوهش خود با عنوان” اخبار خوب، اخبار بد و اثرات خارجی نوسانات بازدهی بین بازارهای سهام کشورهای ژاپن و امریکا” اثر بازدهی ها و شوک ها را در دو بازار سهام توکیو و نیویورک در طول دوره 1988 تا 1992 بررسی کردند. ایشان یافتند که ابعاد اثرات دوجانبه امریکا و ژاپن به علامت تغییرات در این دو بازار بستگی دارد.
ایتو و لین(1993)21 به بسط تحقیق فوق با شامل ساختن حجم تجارت در مقاله شان با عنوان “اثرات حجم تجارت و نوسانات قیمت بین بازارهای سهام امریکا و ژاپن” پرداختند و یافتند که انتقال شوک ها بین توکیو و نیویورک نتیجه امواج نوسانی و نه حجم تجارت است. این شواهد بیان می کنند که انتقال شوک ها بین بازارها بیشتر به سبب عکس العمل مناسب به اطلاعات جدید به نسبت اثر سرایت می باشد.
به هرحال، کینگ، سنتانا و وادهانی(1994)22 در مقاله خود با عنوان “نوسانات و ارتباط بین بازارهای سهام” یافتند که فقط نسبت کمی از کواریانس بین بازارها می تواند به وسیله فاکتورهای اقتصادی از قبیل نرخ بهره،


دیدگاهتان را بنویسید