(عطاران، 1383).
تعین خط مشی عبارت است از ترسیم نقشه‌‌ای برای نیل به اهداف مورد نظر. در نتیجه ،‌ خط مشی یک ابزار مدیریتی است که مانند دیگر ابزارها به ایشان کمک می‌کند تا سازمان تحت نظر خود را در نیل به اهداف و انجام وظائف مورد نظر هدایت کنند. پس از تعیین خط مشی میتوان حرکت کلی و جزئی مؤسسه و بخصوص عملکرد اعضاء و نیروی انسانی را در جهت نیل به اهدافی که از قبل تعین شده‌اند مورد ارزیابی قرار داد. بعلاوه میتوان اثر عوامل محیطی و خارجی را بر حرکت مؤسسه ، و احیاناً انحراف در آن را مورد ارزیابی و اندازه گیری قرار داد. (عطاران، 1383).
در آموزشهای سنتی عوامل محیطی و مؤثر در امر آموزش بسیار آهسته تغیر می‌کنند. بطوری که می توانیم در برهه ای قابل توجه از زمان (دوره‌های ده ساله) عوامل مؤثر خارج از سیستم را ثابت در نظر بگیریم. در چنین شرائطی می توان از خط مشی بلند دامنه3 استفاده کرد. در چنین الگوهائی برنامه‌ریزی برای ده سال آینده امری منطقی و معمول است. لکن امروزه محیط فراگیران آموزش محیطی است بسیار پویا و در عین حال دارای تغییرات سریع و ناگهانی. همانطور که اشاره شد مهمترین عامل مؤثر در آموزشهای الکترونیکی محیط حاکم بر آن یعنی فن‌آوری اطلاعات و ارتباطات میباشد که لحظه به لحظه در حال تغیر و تحول است. لذا در چنین شرائطی باید از خط مشی استراتژیک و کم دامنه‌ای استفاده کرد که اولاً به سادگی بتوان آنرا پیاده سازی نمود و ثانیاَ امکان تغیر و تحول آن آسان باشد. از این پس هر جا که به عبارت خط مشی اشاره می‌شود منظور همان Strategic Plan میباشد. لغت Strategy بمعنای فن تدابیر جنگی بکار رفته است. زیرا در میدان نبرد نیز عوامل مؤثر بسرعت در حال تغیر می‌باشند و بنابراین نقشه جنگی باید از قابلیت انعطاف پذیری بسیار بالائی برخوردار باشد. در آموزشهای الکترونیکی بر خلاف آموزشهای سنتی نمیتوان از یک الگو یا خط مشی بلند دامنه استفاده کرد. آنچه برای آموزشهای الکترونیکی میتواند خط مشی مناسبی باشد ،‌ خط مشی است که ضمن در نظر گرفتن شرائط حاضر و امکانات موجود ،‌ آماده برخورد با هر نوع تغیر ،‌ تحول و حتی مخالفت ناگهانی باشد.
بنابر این، خط مشی فرآیندی ساخت یافته است برای تصمیم سازی و به اجرا درآوردن تصمیمات و بمنظور هدایت یک سازمان در نیل به اهداف از قبل تعین شده. این فرآیند حیاتی است ، زیرا باید بتواند سازمان مورد نظر را در مقابل شرائط متغیر و ناگهانی آماده نگهدارد خواه این اتفاقات از قبل قابل پیش بینی شده باشند یا نشده نباشند (عطاران، 1383).
سطح کیفی و استانداردهای پذیرفته شده برای محتوای دروس الکترونیکی از دیگر عناصر تعیین کننده و تاثیرگذار در انتخاب خط مشی می باشند. متاسفانه یکی از عناصر مهم در آموزشهای الکترونیکی که به درستی مورد توجه قرار نمی گیرد کیفیت محتوای دروس الکترونیکی است. محتوای دروس الکترونیکی بر خلاف دروس سنتی فقط به مجموعه اطلاعات و دانش های نهفته در یک درس اطلاق نمی شود. بلکه به نوعی شامل روش ارائه درس و برخورداری از تعامل موثر و انگیزه ساز بین فراگیر و سیستم آموزشی نیز می شود. بنابراین، محتوای دروس الکترونیکی هم از نظر کمی و هم از نظر کیفی یکی از عوامل مهم در تعیین اولویت ها و انتخاب راهکارهای مورد نظر برای ساختن یک سیستم آموزشی است (گریسون و اندرسون، 1383). برای داشتن کیفیت مورد نظر در محتوای دروس الکترونیکی، تعریف و تعیین اولویت ها بسیار دشوارتر است. شاید یکی از مشکل تربن مراحل در تعیین اولویت ها و انتخاب خط مشی تعریف چارچوب روشنی برای کیفیت یا ویژگی های دروس الکترونیکی است. استفاده از رسانه های مختلف میتواند عامل موثری در تعیین اندازه های کیفی دروس الکترونیکی باشد. یک درس الکترونیکی در ساده ترین شکل می تواند فقط با استفاده از متن های ساده و از طریق صفحات پی در پی به فراگیران ارائه شود. پرداختن به این عنوان که چنین محتوایی برای چه موضوعاتی مناسب است و تا چه اندازه می تواند در انتقال دانش و مهارتهای لازم موفق باشد خود جای بحث جداگانه ای را دارد. در اینجا می خواهیم به این مطلب اشاره کنیم که در صورت نیاز می توان از رسانه های مختلف همچون متن، صوت، تصویر، پویا نمایی و فیلم در کنار هم و به منظور انتقال دانش مورد نظر به فراگیران استفاده کرد. در این صورت با افزایش تنوع رسانه ها پیچیدگی و هزینه های مربوط به طراحی و ساخت دروس الکترونیکی افزایش می یابد.
از طرف دیگر استفاده از الگوهای مختلف آموزشی می تواند بر بعد کیفی محتوای دروس الکترونیکی اثر بگذارد. علاوه بر الگوهای آموزش4 تنوع روشهای تعاملی5 کاربر و سیستم آموزشی نیز می تواند بر کیفیت آموزشهای الکترونیکی تاثیر گذار باشد. بنابراین، ملاحظه می شود که محتوای دروس الکترونیکی یکی از مهمترین و در عین حال حساسترین عوامل در تعیین اولویت ها و انتخاب خط مشی لازم برای آموزشهای الکترونیکی است (گریسون و اندرسون، 1383).
2-2-1- تعریف آموزش
در واقع می توان گفت که تعریف یکسانی از آموزش وجود ندارد، که اولاً هم ابعاد آموزشی را به تصویر بکشد و ثانیاً همه متخصصین و اهل فن به آن اجماع داشته باشند. از این رو متخصصین آموزش با توجه به دیدگاه و نقطه نظری که به آموزش دارند تعاریف خاصی را بیان نموده اند.
آموزش عبارت است از افزایش معلومات و مهارت های یک فرد در یک شغل بخصوص (فتحی و اجارگاه ،کوروش،1389) .
آموزش عبارت است از باز کردن ابواب مغزی فرد برای پذیرش معلومات و اطلاعات.
آموزش چیزی نیست جزء یک روش منظم که به وسیله آن افراد یک اجتماع مهارت ها و کاردانی را فقط به دلیل مخصوص می آموزند(کیان پور، 1358).
آموزش عبارت است از انتقال دانستنی ها، و اطلاعات و مهارت ها به فرد به شرطی که در او ایجاد تغییر کند. ( هوشیار،1379)
اصولاً آموزش راهی است که مقصد آن پدیده آوردن دگرگونی و تحول است و آموزشی که به هیچ گونه تحولی نیانجامد از معنی حقیقی خود دور است . با وجود اختلاف نظری که در تعاریف بالا وجود دارد، بنظر می رسد که وجه اشتراکی در این تعاریف حداقل ازاین نقطه نظر وجود داشته باشد که هدف اصلی آموزشی ارتقاء دانش، اطلاعات و مهارت های افراد است این اعتبار آموزشی دریک زمان فرایندی است مستمر که مقصد نهایی آن بالا بردن توانایی ها، لیاقت ها و اطلاعات افراد برای انجام وظایف محوله و رشد شخصی آن ها می باشد (فتحی واجارگاه، 1386).
برخی از صاحب نظران بین تعلیم و تربیت با کارورزی6و آموزش7 تفاوت های قایل هستند این صاحب نظران تعلیم و تریبت را در حوزه ی عمل و دامنه وسیع و هدف های گسترده می دانند که در سطوح دبستان ، دبیرستان، دانشگاه با گرایش موضوعی8 مختلف ارائه می گردد. آموزش یا کارورزی را در حوزه ی عمل و دامنه محدودتر ومشخص تر می دانند که بوسیله آن افراد برای انجام کار با وظایف خاصی بصورت مشکل گرا9 آماده می شوند. (فتحی واجارگاه، 1386).
با توجه به تعبیر فوق ، تعلیم و تربیت در قالب تئوری آموزش کودکان و نوجوانان و آموزش و کارورزی در قالب تئوری آموزش بزرگسالان مطرح می گردد.
در اولین کنفراس بین المللی درباره آموزش بزرگسالان و کارکنان در سال 1949 در السنور دانمارک شرایط زیر برای آموزش بزرگسالان ارائه شد.
آموزش بزرگسالان فرایندی که بر اساس آن افرادی که دیگر به آموزشگاه نمی روند و برنامه تمام وقتی را دنبال می کنند، آگاهانه عهده دار فعالیت های مستمر و سازمان یافته ای به منظور ایجاد تغییرات و هماهنگ کردن اطلاعات ، دانش، درک مهارت ها، گرایش و پذیرش ذهن ویا شناخت و حل مسائل شخصی و یا محلی خویش می گردند. صاحب نظری تعریف آموزش را به صورت زیر ارائه کرده است.
آموزش آن فرایندی مستمر و مداوم ودر عین حال اصلی است که مدیریت تنها از طریق آن می تواند تلاش های کارکنان را با مجموعه امکانات فیزیکی و مادی سازمان تلفیق و هماهنگ نماید و اهداف سازمان را تحقق بخشد. (ابطحی، 1382: 19) .
اما در هر صورت آموزش نیروی انسانی معنای وسیع و گسترده ای دارد و به صورت زیر تعریف می شود ” آموزش کارکنان عبارت است از انجام یک سلسله عملیات مرتب، منظم، پشت سر هم،و پیوسته و با هدف یا اهداف مشخص و معین که به منظور
ایجاد یا ارتقاء سطح دانش و آگاهی کارکنان
ایجاد یا ارتقاء سطح مهارتهای شغلی کارکنان
ایجاد رفتار مطلوب و متناسب با ارزش های پایدارجامعه که درکارکنان بکار گرفته می شود.” (ابطحی، 1382: 19) .
بطور خلاصه و با توجه به تعریف فوق پی خواهیم برد که آموزش کارکنان معنی وسیع و گسترده ای دارد و تنها مفهوم کار آموزی، کارورزی ویا تمرین عملی دریک زمینه بخصوص را در بر نمی گیرد. بلکه دامنه آن به قدری وسیع تر و گسترده تر است که از فراگیری یک حرفه و فن ساده شروع می شود و به احاطه کامل بر علوم و فنون بسیار پیچیده ورزیدگی ودر امور سرپرستی و مدیریت در سازمان های دولتی وصنعتی و بازرگانی و همچنین چگونگی رفتار و برخورد های مناسب درمقابل مسائل انسانی،اقتصادی و فرهنگی بسط می یابد.(ابطحی،1382 ) .
2-2-2- اهمیت دانش و آموزش در جهان امروز
انسان تاکنون دو دوره اقتصادی را پشت سر گذاشته است . در ابتدا اقتصاد مبتنی بر کشاورزی بود . سپس با ابزار گرایی و آشنایی با علوم برق و مکانیک دوره اقتصاد صنعتی پایه گذاری شد .در این دوره ها زمین و کار اصلی ترین عناصر و سرمایه های آدمی تلقی می شدند . اما در عصر کنونی که به عصر “اطلاعات و دانش ” موسوم است هرچند زمین و کار دو مزیت مناسب در برتری جویی ها محسوب می شوند ولیکن مزیت اصلی در ” سرمایه دانشی ” نهفته است . هم اکنون بزرگترین شرکتهای دنیا برتری اصلی خود را نه در داراییهای انباشته ناشی از کارخانجات و حتی بازار بزرگ ، بلکه در” دانش در جریان فرآیندهای خود ” کسب نموده اند .
نمودار 2-1 نشانگر حضور ” نیروی کار ” ، ” سرمایه ” ، ” زمین ” و ” دانش ” در سه اقتصاد مذکور می باشد . همچنان که ملاحظه می شود ، اقتصاد امروز آن چنان برپایه دانش شکل گرفته که از آن به عنوان ” اقتصاد دانش محور ” یاد می شود .
نمودار 2-1: روند تعمیق و میزان استفاده از منابع سازمان در بستر زمان (حق شنو، 1387: 164)
می دانیم که فراهم آوری ، کسب و توسعه دانش توسط فرآیندی به نام آموزش شکل می گیرد بنابراین در عصر اطلاعات و دانش، آموزش یکی از مهمترین فرآیندهای هر سازمانی است که باید به آن توجه خاص نمود . آموزش و کسب علم و دانش تا جایی حایز اهمیت است که در سال 1995 فرانک کاروبا 10 شعار چشم انداز اصلی شرکت HP با بیش از 112000 کارمند را بدین صورت مطرح کرد: ” HP آن چه را که می دانست ( آنچه را که در ذهن خبرگان متخصص HP بود )، می دانست” (حق شنو، 1387: 165)
مفهوم «آموزش» برخلاف مفهوم «پرورش» یک نظام نیست، بلکه آموزش فعالیتی است هدفمدار و از پیش طراحی شده، که هدفش فراهم کردن فرصتها و موقعیتهایی است که امر یادگیری را در درون یک نظام پرورشی تسهیل کند و سرعت بخشد. بنابراین آموزش وسیلهای است برای پرورش، نه خود پرورش. آموزش یک فعالیت مشخص و دقیق طراحی شده است؛ لذا هدفهای آن دقیقتر، و مشخصتر و زودرستر از هدفهای پرورشی است. آموزش ممکن است با حضور معلم و یا بدون حضور معلم از طریق فیلم، رادیو، تلویزیون سایر رسانهها صورت گیرد (شعبانی، 1386: 10).
مفهوم «تدریس» به آن قسمت از فعالیتهای آموزشی که با حضور معلم در کلاس درس اتفاق میافتد اطلاق میشود. تدریس بخشی از آموزش است و همچون آموزش یک سلسله فعالیتهای منظم، هدفمدار و از پیش طراحی شده را در بر میگیرد و هدفش ایجاد شرایط مطلوب یادگیری از سوی معلم

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   پایان نامه رایگان درموردسلسله مراتب، مصرف کنندگان، مصرف کننده
دسته‌ها: No category

دیدگاهتان را بنویسید