در جریان غزوه بنى المصطلق با نزول آیه 6 سوره منافقون ، بى اثر بودن استغفار براى مشرکان بر پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلم) آشکار گردیده بود و در آیه 22 مجادله از دوستى و مودت مشرکان نهى کرده بود. و اگر از همه این موارد صرف نظر کنیم و حدیث ابن مسیّب را بپذیریم سخن ابوطالب (على ملّه عبد المطلب) دلالت بر کفر ندارد، زیرا پدر و اجداد پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلم) همگى مؤمن بوده اند318. و مقصود ابوطالب همان کلمه توحید بوده که در برابر ابوجهل توریه و تقیه کرده است.
2. مسلم319 و بخارى320 و عده دیگرى آیه 56 سوره قصص: (إِنّکَ لا تَهْدى مَنْ أَحْبَبْتَ وَلکنّ اللّه یَهْدى مَنْ یَشاء وَهُوَ أَعْلَم بِالْمُهتَدین)321 ; در حقیقت تو هر که را دوست دارى نمی توانى راهنمایى کنى، لیکن خدا است که هر که را بخواهد راهنمایى می کند و او به راه یافتگان داناتر است. را نیز مربوط به ابوطالب دانسته اند که در وقت مرگ ، بنى هاشم را جمع کرده و آنها را امر به اطاعت از پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلم) کرد تا رستگار شوند و پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلم فرمود: اى عمو آنها را نصیحت می کنى و خود را رها می کنى ، امّا ابوطالب گفت نمی توانم از دین پدر و اجدادم دست بردارم.
در پاسخ این استدلال گفته شده که شأن نزول دیگرى براى این آیه نقل شده و آن مربوط به جنگ اُحُد است که وقتى دندان پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلم) شکسته و صورتش با شمشیر شکافته می شود براى هدایت قومش دعا می کند که این آیه نازل می شود. علاوه بر این که از نوع گزارش مسلم و بخارى برمی آید این آیه و آیه قبلى هر دو در وقت مرگ ابوطالب نازل شده و این در حالى است که این دو آیه با فاصله حدود ده سال ، اوّلى در مکه و دومی در مدینه نازل شده است322 و بر فرض صحت حدیث ، آیه دلالت بر عدم ایمان ابوطالب ندارد، بلکه نشان می دهد ایمان ابوطالب به اراده مستقل پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلم نیست بلکه به خواست خداوند است ، و سخن ابوطالب (على ملّه عبدالمطلب) نیز چنان که ذیل آیه قبل گفته شد توریه بوده و اشاره به کلمه توحید و دین حق است.
3. حبیب بن ابوثابت از فردى که از ابن عباس شنیده نقل می کند323 که ابن عباس گفت آیه : (وَهُمْ یَنْهَونَ عَنْهُ وَیَنْأَوْنَ عَنْهُ وَإِنْ یُهْلِکُونَ إِلاّ أَنْفُسَهُمْ وَما یَشْعُرُون) «و آنان ] مردم را [ از آن باز می دارند و ] خود نیز [ از آن دورى می کنند و ] لى [ جز خویشتن را به هلاکت نمی افکنند و نمی دانند» ،در حقّ ابوطالب نازل شد که مردم را از اذیت رسول خدا (صلى الله علیه وآله وسلم) نهى می کرد ولى خود داخل در اسلام نمی شد324
این حدیث از چند جهت ضعیف است ، اوّل به دلیل مرسل بودن آن ، دوم عدم وثاقت حبیب ابن ابوثابت چنان که ابن حبّان او را مدلّس خوانده325 و منفرد بودن وى در نقل این حدیث ، سوم: طبرى326 به چند طریق به نقل از ابن عباس آیه را در شأن مشرکانى دانسته اند که مردم را از ایمان به پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلم) بازداشته و خود نیز به او ایمان نمی آوردند ، چهارم: با توجه به سیاق آیه ، ضمایر جمع در آن به مشرکانى برمی گردد که در آیه قبل ذکر شده و صفات آنها به هیچ وجه بر ابوطالب صدق نمی کند.
4. به نقل از ابوسعید خدرى ، شخصى نزد پیامبر از ابوطالب یاد کرد ، آن حضرت فرمود: امید است
که شفاعت من در روز قیامت براى او سودمند باشد ، در میان آبى جوشیده از آتش قرار می گیرد که تا دو کعب او می رسد و از آنجا تا مغز او را می جوشاند…327 .
این حدیث به خاطر اشخاصى همچون سفیان ثورى ، عبدالملک بن عمیر لخمی کوفى328 و عبد العزیز دراودى329 که در سلسله سند قرار دارند از نظر سند ضعیف است و بغض و دشمنى مغیره بن شعبه که حدیث را از او نقل می کنند نسبت به بنى هاشم و بخصوص على (علیه السلام) معروف است330 به علاوه این که اگر ابوطالب مشرک بوده چگونه پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلم طبق این حدیث امید شفاعت او را داشته است؟! و امام باقر (علیه السلام) در پاسخ سؤال از حدیث یاد شده فرمود: اگر ایمان ابوطالب در کفّه اى از ترازو و ایمان این مردم در کفّه اى دیگر قرار گیرد هر آینه ایمان او ترجیح خواهد یافت.وحد و خدا پرست بودند و در صلب و رحم ناپاکی قرار نگرفتند

10 – نتیجه
از مجموع آن چه بیان شد، درمی یابیم که جناب ابوطالب شخصیت معروف از طایفه بنی هاشم و عموی بزرگوار پیامبر و پدر امام علی(ع) ، از دنیا نرفت مگر آن که به رسالت پیامبر اسلام ایمان آورده بود. دلایل ما بر این اعتقاد بر خلاف رشیدرضا و سید قطب که تنها به یک روایت در شأن نزول آیه 113 سوره توبه تمسک جسته اند آیات، روایات معتبر، دلایل عقل ی و اشعار و سخنان جناب ابوطالب است . شیعه معتقد است حتی اگر بپذیریم که شواهد و دلایلی ظاهری بر ایمان و توحید ابوطالب وجود ندارد، این به معنای مشرک بودن وی نیست، بلکه از آن جهت است که او با بی طرفی و عدم تظاهر به ایمان بتواند از پیامبر(ص) حمایت کند . نشانه این ادعا، حمایت های فراوان جناب ابوطالب در صحنه های مختلف و تحمل سه سال محاصره اقتصادی در شعب ابی طالب، تا هنگام مرگ است
به عبارت دیگر در مورد ایمان و فضائل ابوطالب می توان چنین نتیجه گیری کرد که :
ابوطالب (علیه السلام) کسى است که پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله درباره‏اش فرود: «یاعم! ربّیتَ صغیراًو کفلت یتیماً و نصرت کبیراً فجزاک الّله غنّى خیراً» 331 عموجان در کودکى تربیتم نمودى در یتیمی کفالتم فرمودى و در بزرگى یاریم کردى، خداوند پاداش خیر این همه زحمت که برایم کشیدى به
تو مرحمت فرماید.
ابوطالب (علیه السلام) بزرگ مکه و قریش، با زبان و قدرت از رسول خدا صلى الله علیه و آله حمایت می ‏کرد تا جایى که حضرت را بر فرزندان خود مقدم می ‏داشت. در تهدیداتى که نسبت به پیامبر صلى الله علیه و آله می ‏شد با قدرت برخورد می ‏کرد. زمانى که پیامبر صلى الله علیه و آله با جمعى از یارانش در محاصره‏ى اجتماعى، اقتصادى قرار گرفته بودند، ابوطالب علیه السلام شب‏ها جاى خواب رسول خدا صلى الله علیه و آله را عوض می ‏کرد و فرزندش على علیه السلام را به جاى او می ‏خواباند که اگر سوء قصدى پیش آمد، جان رسول خدا صلى الله علیه و آله در سلامت باشد. 332و در مواردى شخصاً شمشیر دست می ‏گرفت و از حضرت پاسدارى می ‏کرد و کفار همین که بزرگ مکه و قریش را حامی پیامبر صلى الله علیه و آله می ‏دیدند از حرکات ایذائى خود صرف نظر کرده متفرق می ‏شدند.333
در یکى از روزها ابوطالب، پیامبر صلى الله علیه و آله را نیافت خیال کرد حضرت را گروگان گرفته یا شهید کرده‏اند، فوراً بنى هاشم را جمع و همه را مسلح نمود و هر کدام را براى انتقام به سراغ یکى از بزرگان کفار فرستاد.
حمایت «مکتبى» نه» عاطفى«
بعضى تصور کرده‏اند که این همه حمایت ابوطالب علیه السلام از رسول خدا صلى الله علیه و آله به خاطر آن بود که حضرت فرزند برادرش بود و حمایت جنبه‏ى عاطفى داشته، غافل از اینکه:
1 – عاطفه‏ى انسان نسبت به فرزند خود بیش از فرزند برادر است و ما می ‏بینیم که ابوطالب فرزند خود را فداى رسول خدا می ‏کرد. در شبهاى خطرناک خوابگاه حضرت را با خوابگاه فرزند خود عوض می ‏نمود. 334
2 – اگر عاطفه‏ى عمو بودن سبب این همه محبت است، چرا ابولهب عموى دیگر رسول خدا صلى الله علیه و آله این همه کار شکنى می ‏کرد؟
3 – سایر بنى هاشم که از قبیله پیامبر صلى الله علیه و آله بودند و حتى به حضرت ایمان هم آوردند و در مشکلات نیز سهیم بودند هیچ یک به اندازه ابوطالب علیه السلام ایثار و فداکارى از خود نشان نمی ‏داند.
بنابراین هیچ تحلیل و تفسیرى براى آن همه ایثار در مورد پیامبر جز ایمان قلبى وى در کار نیست.
پیروان پیامبر صلى الله علیه و آله چنان شیفته مکتب می ‏شدند که براى مسایل عاطفى جز در مواردى که خود اسلام مانع می ‏شد حسابى باز نمی ‏کردند.
حتى در تاریخ می ‏خوانیم که یکى از یاران رسول خدا صلى الله علیه و آله خدمت حضرت رسید و اجازه خواست پدر کافر خود را بکشد!!

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   منبع مقاله دربارهسازمان بهداشت جهانی، تشخیص بیماری، استان خراسان

تصاویر

قبرستان ابوطالب قبل از تخریب – مکه مکرمه ، جنه المعلاه

قبرستان ابوطالب بعد از تخریب – مکه مکرمه ، جنه المعلاه

منابع
1. قرآن کریم
2. االخرائج والجرائح، لراوندی، قطب الدین (متوفای۵۷۳هـ)، تحقیق ونشر مؤسسه الإمام المهدی علیه السلام ـ قم،‌ الطبعه‌الأولی، ۱۴۰۹هـ؛
3. تفسیر القرآن، إبن أبی حاتم الرازی، عبد الرحمن بن محمد بن إدریس (متوفای۳۲۷هـ)، تحقیق: أسعد محمد الطیب، ناشر: المکتبه العصریه – صیدا.
4. الاحتجاج، تحقیق: تعلیق وملاحظات: السید محمد باقر الخرسان، ناشر: دار النعمان للطباعه والنشر – النجف الأشرف، ۱۳۸۶ – ۱۹۶۶
5. کمال الدین وتمام النعمه، الصدوق، أبو جعفر محمد بن علی بن الحسین (متوفای۳۸۱هـ)، تحقیق: علی اکبر غفاری، ناشر: مؤسسه النشر الاسلامی ـ قم، ۱۴۰۵هـ؛
6. الکفایه فی علم الروایه، أحمد بن علی أبو بکر الخطیب البغدادی، (متوفای۴۶۳هـ)، تحقیق: أبو عبدالله السورقی , إبراهیم حمدی المدنی، ناشر: المکتبه العلمیه – المدینه المنوره.
7. الاستیعاب فی معرفه الاصحاب، ابن عبدالبر اندلسی، تحقیق علی محمد البجاوی، بیروت، دار الجیل، 1412ق.، چاپ اول
8. الاصابه فی تمییز الصحابه، احمد بن علی بن حجر عسقلانی، تحقیق عادل عبد الموجود، بیروت، دار الکتب العلمیه، 1415ق.
9. إرواء الغلیل، ألبانی، محمد ناصر (متوفای۱۴۲۰هـ)، تحقیق: إشراف: زهیر الشاویش، ناشر: المکتب الإسلامی – بیروت – لبنان، الطبعه: الثانیه، ۱۴۰۵ – ۱۹۸۵ م.
10. الامالی، شیخ صدوق، ابی جعفر محمد بن علی بن الحسین بن موسی بن بابویه قمی؛ تحقیق قسم الدراسات الاسلامیه، قم، مؤسسه البعثه، 1417ق.
11. تدریب الراوی فی شرح تقریب النواوی، باب النوع الثانی، السیوطی، جلال الدین عبد الرحمن بن أبی بکر (متوفای۹۱۱هـ)، ۲۴، تحقیق: عبد الوهاب عبد اللطیف، ناشر: مکتبه الریاض الحدیثه – الریاض.
12. تفسیر القرآن العظیم، القرشی الدمشقی، إسماعیل بن عمر بن کثیر أبو الفداء (متوفای۷۷۴هـ)، ناشر: دار الفکر – بیروت – ۱۴۰۱هـ.
13. تفسیر صافی، ملا محسن فیض کاشانی، تحقیق شیخ حسین اعلمی، تهران، مکتبهالصدر، 1416ق.، چاپ دوم.
14. تفسیر کنزالفوائد، میرزا محمدالمشهدی القمی، تحقیق مجتبی عراقی، قم، مؤسسه نشر اسلامی، 1407ق.
15. جامع البیان عن تأویل آی القرآن، الطبری، أبی جعفر محمد بن جریر (متوفای ۳۱۰هـ)، ناشر: دار الفکر، بیروت – ۱۴۰۵هـ
16. الذهبی، شمس الدین محمد بن أحمد بن عثمان، (متوفای۷۴۸هـ)، میزان الاعتدال فی نقد الرجال ، تحقیق: الشیخ علی محمد معوض والشیخ عادل أحمد عبدالموجود، ناشر: دار الکتب العلمیه – بیروت، الطبعه: الأولى، ۱۹۹۵م.
17. روضه الواعظین، محمد بن فتال نیشابوری، تحقیق سید محمدمهدی سید حسن، قم، منشورات الرضی، 1420ق .
18. الکشاف عن حقائق التنزیل وعیون الأقاویل فی وجوه التأویل، الزمخشری الخوارزمی، ابوالقاسم
محمود بن عمر جار الله، تحقیق: عبد الرزاق المهدی، بیروت، ناشر: دار إحیاء التراث العربی.
19. زندگانى امیرالمؤمنین علیه السلام سیدهاشم رسولى محلاتى .
20. السیره النبویه والآثار المحمدیه، زینی دحلان الشافعی، سید احمد، دار احیاء التراث العربی، بیروت، المطبوعه مع السیره الحلبیه.
21. شرح نهج البلاغه، إبن أبی الحدید المدائنی المعتزلی، أبو حامد عز الدین بن هبه الله بن محمد بن محمد (متوفای۶۵۵ هـ)، تحقیق محمد عبد الکریم النمری، ناشر: دار الکتب العلمیه – بیروت / لبنان، الطبعه: الأولى، ۱۴۱۸هـ – ۱۹۹۸م.
22. شرح نهج البلاغه، ابن ابیالحدید، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت، داراحیا الکتب العربیه، 1378ق.
23. مسند أحمد بن حنبل، الشیبانی، أحمد بن حنبل ابوعبدالله (متوفای۲۴۱هـ)، ۱۹۷۵۰، ناشر: مؤسسه قرطبه – مصر.
24. طبقات الکبری، ابنسعد، تحقیق محمد عبدالقادر عطا، بیروت، دارالکتب العلمیه، 1412ق.
25. الغدیر، امینی، شیخ عبدالحسین؛ بیروت، دارالکتب العربیه، 1397، چاپ چهارم.
26. فتح المغیث شرح ألفیه

دسته‌ها: پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید