دانلود پایان نامه

سازمان یافته بهره نمی بردند. با این وجود حتی امروزه نیز حکومت هایی وجود دارند که در داخل قلمرو خود مکان هایی وسیع از حیات وحش را در بر دارند، مانند جنگل های بارانی آمازون که این مناطق یا خالی از سکنه هستند و یا کم یا زیاد توسط افراد بومی مورد سکونت قرار گرفته اند (که بعضی از این بومیان نیز هنوز بدون هر گونه ارتباطی با دنیای خارج از قبیله خود به سر می برند ). هم چنین حکومت هایی وجود دارند که تمام کنترل را بر قلمروی مورد ادعای خویش ندارند یا حداقل کنترلی بر مکان های مورد مناقشه در داخل قلمرو خویش ندارند. اکنون جامعه جهانی از حدود دویست حکومت تشکیل می شود که اکثر آن ها در سازمان ملل نمایندگی می‎شوند.

2-30) جوامع پیشا تاریخی فاقد حکومت
در بیشتر مدت زمان تاریخ بشریت، مردم در جوامع فاقد حکومت زندگی می کرده اند، که ویژگی بارز آن‎ها فقدان قوای حاکم مرکزی بوده است و در آن ها نابرابری های عمده در اقتصاد و قدرت سیاسی وجود نداشته است.
یکی از مردم شناسان با نام رابرت ال کارنیرو می نویسد:
“در 99. 8 درصد تاریخ بشر مردم منحصرا در گروه های خودمختار و روستا ها زندگی می کردند. در اوایل دوره کهنه سنگی (برای مثال عصر حجر) تعداد این واحد های سیاسی خودمختار باید کم بوده باشد، اما در سال 1000 قبل از میلاد به ششصد هزار واحد افزایش می یابند. بعد از آن دهکده های بزرگ تر شروع به حمله به مناطق دیگر و دستیابی به منابع بیشتر می کند و در طی سه هزاره بعدی این واحد های سیاسی خودمختار از ششصد هزار تا به 157 عدد می رسد. در پرتو این اتفاق می توان انتظار این را داشت که در آینده این 157 واحد به یک واحد کلی کاهش یابند و این امر نه تنها قابل انتظار است بلکه در واقعیت نیز رو به وقوع است. (Robert L. Carneiro, 1978 p. 219 ).
مردم شناس دیگری به نام تیم اینگولد می نویسد:
“مدارک زیادی برای مشاهده در دوره های پیش از تاریخ و زمان شکار نیست، وقتی که مردم در جوامع فاقد حکومت زندگی می کردند و نمی توان این نتیجه را گرفت که زندگی مردم در آن دوره ناکامل بوده و منتظر تکمیل آن به واسطه نهادی همچون حکومت بوده اند، بلکه حتی می توان نتیجه گرفت که زندگی آنها و شیوه گذران امورشان کاملا برخلاف وجود نهادی چون حکومت برای رتق و فتق امور بوده است. (Ingold,Tim1999 p. 408 ).

2-31) دوره نو سنگی
در دوره نوسنگی، جوامع انسانی تحت تغییرات عمده فرهنگی و اقتصادی قرار گرفت، که شامل توسعه کشاورزی، شکل گیری جوامع یکجا نشین و ساختن سکونت گاه های دائمی، رشد تراکم جمعیت انسان ها و استفاده از سفالگری و دیگر ابزار های پیچیده بود. (p. 423. Shaw,Ian2002 & Jameson,Robert). کشاروزی در زمان یکجا نشینی منجر به توسعه حقوق مالکیت، جوامع مردسالار و پرورش گیاهان و حیوانات توسط انسان ها شد و در این دوره اندازه خانواده ها هم بزرگ تر شد. این دوره هم چنین مهیاگر پایه های حکومت متمرکز شده از طریق تولید منابع هنگفت غذا بود (, 2009p. 29 : Scott ). چرا که باعث می شد تقسیم کار پیچیدگی بیشتری یابد و مردم هر یک باید در کاری متخصص می‎شدند تا بتوانند سهمی ازتولیدات غذایی داشته باشند.
(1994p. 28 Erick Langer & StearnsPeter). حکومت های اولیه در مکان هایی تشکیل شدند که جوامعی به شدت طبقه بندی شده داشتند و طبقه ثروتمند و حاکم جامعه همگی تحت فرمان پادشاه بودند. طبقات حاکم شروع به تمایز قائل شدن میان خود و کشاورزان و دیگر طبقات اجتماعی کردند و البته این تمایز قائل شدن با آن حالت که این طبقه بخواهند طبقات کارگر را به سر سپردن به خود وادارند، متفاوت بود ( Cohen, Ronald 1978 p. 36).
در گذشته، اعتقاد بر این بود که حکومت های متمرکز به خاطر توسعه نظام های کارگری مختلف توسعه یافتند (مانند شیوه های آبیاری جدید) و برای این که بتوانند اقتصاد های پیچیده را نظم بخشیده و سامان دهند. با این وجود مدارک باستان شناسی و مردم شناسی مدرن این نظریه را اثبات نمی کنند و به وجود جوامعی غیر متمرکز از نظر سیاسی اشاره دارند pp. 266-267) Roosevelt,Anna.1999).

2-32) حکومت در اوراسیای باستان
عموما بین النهرین به عنوان قدیمی ترین جایی شناخته می شود که در آن تمدن یا جامعه پیچیده شکل گرفت و به معنی شهر هایی بود که در تمام مدت در آن ها تقسیم کار شکل می گرفت، تمرکز اجتماعی ثروت به سرمایه در آن ها وجود داشت، ثروت به طور مساوی بین همه تقسیم نمی شد، طبقات حاکم وجود داشتند، روابط بیشتر بر پایه اقامت در جایی بود تا اینکه بر پایه خویشاوندی باشد، تجارت های راه دور انجام می شد، معماری های به جای ماندنی داشت، و اشکال هنر و فرهنگ، نویسندگی، ریاضیات و علم از استاندارد بهره مند شده بودند p128) Mann,Michael1986). این تمدن اولین تمدن باسواد جهان بود که اولین مجموعه قواعد نوشتن را شکل داده بود. (Yoffee, Norman1988 p. 95 ).
با رسیدن نیمه های هزاره چهارم پیش از میلاد بیشتر ساکنین بین النهرین افرادی غنی بودند که دلالت بر این داشت که رفاه در این تمدن سازمان یافته شده بود. (Christian, David 2005 p. 278)

2-33) حکومت در یونان باستان
گرچه اشکال مختلف اولیه ای از حکومت، قبل از ظهور امپراتوری یونان باستان وجود داشتند، اما یونانی ها اولین مردمانی هستند که به شکل دادن دقیق و صریح فلسفه سیاست در حکومت شناخته شده هستند و به گونه ای منطقی نهاد های سیاسی را مورد تحلیل قرار داده اند. پیش از این، حکومت ها براساس افسانه های مذهبی تشریح و توجیه می شدند (p. 17 : (Nelson, 2006 ).
بسیاری از ابداعات مهم سیاسی متفاوت دوران باستان از شهر حکومت های یونان و جمهوری روم
به دست آمده اند. حکومت-شهر های یونان پیش از قرن چهارم حق شهروندی را به مردمان آزاد خویش اعطا می‎کردند و در آتن این حقوق شامل روند های مستقیم دموکراتیک بود برای داشتن دولت که پس از این دوره نیز، مدت زمان زیادی در نظام های مختلف سیاسی جهان مورد استفاده قرار می گرفتند.

2-34) حکومت فئودال
در دوره قرون وسطی در اروپا، حکومت بر اساس اصل فئودالیسم شکل می گرفت، و رابطه میان ارباب و رعیت تبدیل به مرکز این سازمان اجتماعی شده بود. فئودالیسم منجر به توسعه سازمان های اجتماعی بزرگ‎تر و نظام های دارای سلسله مراتب عظیم تری شد. (Jones,Rhys2007p. 52) شکل گیری درگیری ها بر سر مالیات گیری میان پادشاه و دیگر نهاد های جامعه (به ویژه اشراف و شهر ها) باعث ظهور چیزی شد که امروزه آن را حکومت به معنی فعلی می شناسیم که دارای یک مجلس قانون گذاری است که باعث می شود گروه های اجتماعی مختلف در آن نماینده داشته باشند و با هم به مذاکره بپردازند و شاه با مشورت با ایشان درباره مسائل اقتصادی و حقوقی تصمیم گیری نماید. تخت و تاج پادشاه بعضی مواقع به طور کامل به تصمیم های مجلس قانون گذاری احترام می گذاشت ولی در مواقعی هم تصمیم گیری های ایشان را نادیده می گرفت که این امر منجر به متمرکز شدن بیشتر قدرت قانون گذاری و اختیار اداره کردن و داشتن قدرت ارتش در دستان پادشاه شد. در آغاز قرن پانزدهم، این روند تمرکز گرایی به حکومت هایی که قدرت مطلق را در دست داشتند، مجال ظهور داد. (Poggi, G1978p33).

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   منبع تحقیق دربارهانحراف معیار، روابط موضوعی، سازگاری عاطفی، سطح معنی داری

2-35) حکومت مدرن
همگن سازی فرهنگی و ملی به طور عمده با ظهور نظام های حکومتی مدرن گره خورده است. از زمان حکومت هایی که قدرت مطلق را در دست داشتند، حکومت ها به میزانی گسترده بر پایه های ملی سازماندهی شدند. با این وجود مفهوم حکومت ملی مترادف با مفهوم حکومت-ملت نیست. حتی در جوامعی که بیشترین حد همگنی قومی را دارند، یک مطابقت کامل میان حکومت و ملت وجود ندارد، از این رو نقش اصلی حکومت ها این شد که ملی گرایی را ترویج کنند و این کار را از طریق تاکید بر سمبل های مشترک و هویت ملی انجام می دادند. (Breuilly, John. 1993p68 ).
از آنجاکه ملت سازى ” nation” خمیرمایه ی اصلى روند هویت است، بحث پراهمیتى کشورسازى state Building” یا “buildingدر جغرافیاى سیاسى به حساب مى آید که از راه مطالعه‎ى تاریخ، شکل گیرى هاى فرهنگى یک گروه انسانى( ملت )را تبیین مى کندو شناسنامه ى ملى همان ملت شمرده مى‎شود. به گفته ى دیگر، که به عنوان یکى از عناصر اصلى تشکیل دهنده مفهوم” ملت ” یک نقطه توجه اصلى در مطالعات جغرافیاى سیاسى است، بقاى، “کشور” خود و راهیابى آینده خود را در شناخت درست شکل گیرى هاى فرهنگى و مدنى گذشته ى خود جست وجو مى کند و نقش آفرینى هاى آینده‎ى خوددر خانواده بشرى را بر اساس همان زمینه هاى تاریخى و اهداف تمدنى آینده برنامه ریزى مى کند. این فرآیند، به ویژه در دوران کنونى از زندگى بشر اهمیت فراوانى پیدا کرده است. دورانی که انقلاب جهان گستر دراقتصاد ” جهانى شدن” تکنولوژى اطلاع رسانى راه را بر چیرگى روندبازار آزاد و مادى شدن بیش از پیش جهان بشرى هموار کرده و استنباط در نوردیده شدن مرزها توسط اقتصاد بازار آزاد و فرا آمدن پایان تاریخ وجغرافیا در اندیشه برخى از دانشگاهیان متداول کرده است و هویت ملى عبارت است” چه کسى بودن “هویت به معنى از به دست آوردن خود آگاهى ملى. پویایى یک سلسله پدیده هاى مادىرا واقعیت مى بخشد: “ملت ” و معنوى در جمع گروه هاى هویتى مفهوم پدیده هایى چون سرزمین سیاسى مشترک، دین مشترک، زبان مشترک، خاطرات سیاسى مشترک، برخى دیدگاه هاى اجتماعى مشترک و یک سلسله آداب و سنن و ادبیات و هنرهاى مشترک آن چنان که ژان گاتمن، پدر جغرافیاى سیاسى نوین برشمرده است. مجموعه اى از همه ى این ملى یک گروه” هویت ملى” پدیدار مى آورد که شناسنامه اى، مفاهیم انسانى یا یک ملت را واقعیت مى بخشد. با توجه به این حقیقت که هویت ملى هر ملتى، در درجه نخست زاییده محیط جغرافیایى آن ملت است و باید از راه مطالعه روند تاریخى شکل گیرى هاى فرهنگى و مدنى آن محیط جغرافیائى تبیین شود، پیگیرى مداوم مطالعات تاریخى تکامل تدریجى هویت فرهنگى سیاسى دردرازاى قرون و اعصار لازمه اصلى شناخت ابعاد هویتى آن ملت شمرده مى شود: مطالعاتى مداوم که هر بار بتواند حقایق تازه اى را کشف کند وبر گنجینه حافظه تاریخى آن ملت بیافزاید. در مطالعات چند سال اخیر در تاریخ شکل گیرى هاى جغرافیاى سیاسى ایران می توان در فلات کشور “state ” ابعاد شگفت آورى از روند پیدایش نظام حکومتى ایران را ریشه‎یابى کرد. این نظام از آغاز جنبه ى فدرال داشته و اساس دیالکتیکش احترام به حقوق اقوام و گسترش دادگرى میان مردمان بوده است. در نتیجه گیرى این تحقیقات، که طى چند سال اخیر به زبان‎هاى فارسى و انگلیسى منتشر شده است، این حقیقت خودنمایى مى کند که آغاز شکل گیرى هویت ایرانى با انگیزه هایى مردم گرایانه عجین شده را در خانواده بشرى ریشه دار ساخته” دموکراسى ” است که امروز مفهوم است. شایان توجه است که دادگرى شالوده فلسفه سیاسی حکومت درایران باستان بود، تأمل در این ایده نمى تواند چندان دشوار باشد که سازمان فضایى مدیریت سیاسى در ایران باستان سهم به سزایی در سیرتکاملی مفهوم دموکراسی داشته است. هستند کسانی که می گویند وقتی کوروش نظام حکومتى فدراتیو چند ملیتى خود را بنیان نهاد که در غرب معروف است درستکارى و بردبارى را به مدد” امپراتوری پارس” به استعداد خودش اختراع نکرد، بلکه از سنتى کهن و ریشه دار پیروى می
کردرا، ” دولت خوب” که رفتار یک پادشاه ایده آل را تبیین می کرد. وی آیین براساس دادگرى میان مردمان، مدارا با دیگران و احترام به باورهای دینى گوناگون، از مادها به ارث برده بود. دیاکو، پادشاه مادها همه ایرانیان رادر قالب یک ملت گردهم جمع کرد. با این همه، قدیمی ترین شواهد دردسترس نشان می دهند که دادگرى بنیان حکمرانی خوب را سنت ایران باستان تشکیل می داد و به همین دلیل، کوروش به هنگام فتح بابل درسال 539 پیش از میلاد فرمان آزادى و برابرى همه ملل را در فدراتیوبزرگ هخامنشى صادر کرد.
براساس سنگ نوشته های برجای مانده از بیستون در باختر ایران، داریوش بزرگ (داریوش اول 486، 521، ق. م) سی ساترابى را ایجاد کردکه هر یک تحت فرمانروایی یک پادشاه خودمختار بود، و یک فرمانداررا

دسته‌ها: پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید