منابع پایان نامه ارشد درباره اثر مشترک

مسلط توده‌های مردم و نخبگان سیاسی خاورمیانه و نظام بین‌الملل در راستای مقابله با گفتمان رایج تحمیلی غربی تبدیل شده است.
نخبگان سیاسی نقش تعیین کننده ای در توسعه یا زوال جامعه ی خود بازی می کنند. در مورد ایران، ودرطول تاریخ آن وحتی در انقلاب اسلامی 1357 گروه نخبگان سیاسی قبلی را از بین برد و گروه جدیدی خلق کرد. چنین به نظر می رسد که گروهها یا طبقات اجتماعی از نخبگان سیاسی با گفتمان های متفاوت که نقش مهمتری را در پیروزی انقلاب بازی کرده اند، به همان نسبت و اندازه در گروه هیأت حاکمه نماینده دارند.
درسالهای قبل و پس از انقلاب اسلامی، جغرافیای سیاسی و هویت ملی ایرانی از فرهنگ سیاسی نخبگان بویژه نخبگان جمهوری اسلامی ایران تاثیرگرفته است. این تاثیررامی توان ازلحاظ ایدئولوژی انقلاب برتحکیم وتداوم هویت سرزمینی ایران درچارچوب گفتمان انقلاب اسلامی، تحول این ایدئولوژی ازگفتمان انقلاب به گفتمان اصلاحات، وتوسعه اقتصادی وشناخت بسترهای تکوینی گفتمان مردم سالاری دینی و گفتمان دولت اسلامی او نیز از لحاظ تاثیر بر مشارکت توده ای وبسیج سیاسی درچارچوب گفتمان انقلاب اسلامی برتحکیم وتداوم ناسیونالیسم ایرانی، تحول مفهوم مشارکت، و تاثیررویکردهای متفاوت برآن دید. دراین پایان نامه، درراستای آزمون فرضیه های پیشنهادی، ازمباحث مطرح نتیجه گیری به عمل آمده است. این پژوهش با توجه به اهمیت و نقش نخبگان رسمی در ساخت جغرافیای سیاسی ایران به مواردی چنداز آن می پردازد بر مبنای چنین فرضیه ای است که ما روندرشدوتوسعه جغرافیای سیاسی را درایران از طریق تحلیل نخبگان سیاسی آن بررسی کرده ایم که مفهوم نخبگان سیاسی آنچنان که دراین پایان نامه مورد استفاده قرار گرفته است یک مفهوم تجربی یا رفتاری است.

1-2) بیان مسئله
با توجه به این که در طول تاریخ و در عرصه های مختلف جهانی در بحث ژئوپلتیک نخبگان سیاسی وعلمی ودانشگاهی از جمله راتزل نقش بسزائی درپیشبردوتحول در جغرافیای سیاسی داشته اندو این امر نیز در ایران قابل لمس است برآن شدیم تا با بررسی های گسترده تحلیلی بر نقش گفتمان نخبگان سیاسی در جغرافیای سیاسی ایران داشته باشیم.
گفتمان باید بینش سیاسی، فرهنگی وبویژه دینی را در مخاطبان ارتقا‌ داده و نتیجه آن نیز آنان را به حقایق نزدیک کرده و پیوند دوستی و تفاهم را ‌بین گروه‌های مختلف در چارچوب نظام اسلامی تقویت کند و وحدت میان امت‌ها را مستحکم‌تر نماید
در این پایان نامه میخواهیم تاثیرات فرهنگ سیاسی نخبگان ایران وبخصوص جمهوری اسلامی ایران طی سال 1357تا1391 تحلیل نمائیم.
در تشریح این امرابتداعا به انواع تعاریف مختلف از نخبگان سیاسی ووضعیت نخبگان سیاسی در انواع نظامهای سیاسی و نحوه تاثیر گذاری آنان در حکومت های مختلف چه دیکتاتوری و چه دموکراسی از مقاطع زمانی را در نظر گرفته ایم وسپس براساس مقاطع زمانی مختلف گفتمانهاراپیرامون نحوه تاثیرگذاری گفتمان سیاسی نخبگان جغرافیای سیاسی برگزیده ایم. سپس به وضعیت جغرافیای سیاسی ایران در دوره های مختلف و حتی وضعیت جغرافیای طبیعی و ویژگی های خاص ایران رامورد بررسی قرار داده ایم سپس برای تبیین وارزیابی نقش گفتمان های مختلف از دوره های تاریخی بخصوص از زمان قاجار و پهلوی و همچنین بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در سال های 1357 تا1368 ازگفتمان ((انقلاب اسلامی)) بهره گرفته وسال های پس از آن یعنی سال های 1368 تا1376 درچارچوب گفتمان ((اصلاحات وتوسعه اقتصادی)) تحت بررسی و ارزیابی علمی قرار داده و بلاخره سالهای 1367 تا 1384را باابتناء به گزاره های گفتمانی ((مردم سالاری دینی)) وهم چنین سال های 1384تا 1391رااز گفتمان دولت اسلامی مورد تجزبه وتحلیل علمی قرار داده ایم. همچنین در این مبحث به موارد خواص تصمیم گیری نخبگان سیاسی ایران بویژه بحث جمعیت و پیشرفت و عدالت وتاثیرات گفتمان ها در مسائل منطقه ای اشاراتی داشته ایم.
بی تردید تاریخ معاصر ایران وخصوصا دوره های زمانی مورد پژوهش، مشحون ازنظرات مختلف و کنش‎های متفاوت وبعضا متعارض گفتمان سیاسی نخبگان در ارتباط با رویکرد جغرافیای سیاسی می باشد که البته حسب دلایل مذکور، ما در اینجا صرفا به قدر مشترک گزاره های گفتمانی فرهنگ سیاسی نخبگان اکتفا نموده ایم وبه همین جهت گزاره های گفتمانی مورد بررسی را تحت عناوین کلی و متمایز و در عین حال مرتبط به هم از جمله ” گفتمان انقلاب اسلامی”، “گفتمان اصلاحات و توسعه اقتصادی و توسعه اجتماعی “و بلاخره ” گفتمان مردم سالاری دینی” می باشد، مورد ارزیابی علمی قرار داده ایم.

1-3) سوال تحقیق
بدون تردید هر تحقیقی در راستای شکل گرفتن سوال یا سوالاتی در ذهن محقق انجام می گیرد و شخص پژوهشگر همواره تلاش می کند تا در طول تحقیق به شیوه ای علمی و دقیق به پاسخ های مناسب و قانع کننده ای برای سوالات خود دست یابد. ضمن اینکه برای انجام یک تحقیق خوب پرسش ها خیلی اساسی‎اند و این پرسش‎ها ما را به دانش جدید یادرحل مسئله ی ویژه هدایت می کنند. با توجه به موضوع تحقیق که به ((تحلیل تاثیرنقش گفتمان نخبگان سیاسی برجغرافیای سیاسی ایران)) می پردازد، نگارنده سوالی به شرح زیر تدوین نموده است.
1- آیا گفتمان نخبگان سیاسی بر جغرافیای سیاسی ایران تاثیر گذار بوده است؟

1-4) فرضیه های تحقیق
دریک بررسی علمی لازم است محقق برای تعیین دقیق و تبیین منطقی اهداف تحقیق فرضیه ها را مطرح سازد، زیرا به عنوان استخوان بندی طرح
مطالعاتی مطرح می باشند. فرضیه، توجیه و تبیین های حدسی معینی را درباره واقعیات عرضه می کند و پژوهشگران را در بررسی این واقعیت و تجارب کمک و هدایت می کند. فرضیه یک پیشنهاد توجیهی و به زبان دیگر راه حل مسئله است که هم به یافتن نظم و ترتیب در بین واقعیات کمک می کند و هم باعث استنتاج می شود (حافظ نیا، 1386، 111).
باتوجه به سوال تحقیق که دست یابی اهداف گوناگونی را دنبال می کند برای جهت‎دهی سوال تحقیق وهدایت آن درراستای چارچوبی منسجم، فرضیه های زیر مطرح گردید:
1- به نظرمی رسدنقش نخبگان سیاسی ایران در دوره های مختلف بر جغرافیای سیاسی ایران متغیر بوده است.
2- به نظرمی رسدنقش نخبگان سیاسی ایران برهویت ملی وسرزمینی تاثیرگذار بوده است.

1-5) پیشینه پژوهش
به اعتقاد یکی از صاحبنظران، مقولات سیاسی سراسر آکنده از ابهام، عدم اطمینان و اصل غافلگیری است و البته قطعااز طریق برخورد علمی می توان تاحدودی زوایای تاریک پدیدههای سیاسی – اجتماعی را روشن ساخت و یا حداقل اعتماد به نفس خویش را در پرداختن به معضلات وچالش ها افزایش داد (کاظمی، 1374، ص206 ).
می دانیم که فرهنگ سیاسی به مثابه مکانیزمی عمل می کند که طی آن اعضای یک جامعه روابط سیاسی را بدرستی تصور نموده ویاحداقل امکان ادراک آن راپیدا می‎کنند (رزاقی، 1376، ص201 ).
بنابراین، گفتمان سیاسی هرجامعه متاثر از فرهنگ سیاسی همان جامعه بوده وفرهنگ سیاسی نیز محصول تاریخ جمعی یک نظام سیاسی و تاریخ زندگی افرادی است که آن نظام را میسازند (تاجیک، 1382، ص26-25) به همین جهت است که ((لوسین پای))، فرهنگ سیاسی را یک چارچوب مناسب به منظور ترکیب دو حوزه روانشناسی و جامعه شناسی می داند که درواقع فرهنگ سیاسی با پیوند زدن به دو رهیافت خرد و کلان، زمینه ساز طبقه بندی و مقایسه نظام های سیاسی گردیده ونحوه توسعه وتحول آن را نیز مشخص می‎نماید. (لوسین پای، 1370، ص47-37)
((آلموند)) و ((وربا)) در اثر مشترک خودتحت عنوان ((فرهنگ مدنی)) درباره انتخاب رهیافت فرهنگ سیاسی می گویند: ((اصطلاح فرهنگ سیاسی را به این دلیل انتخاب کرده ایم که ما راقادر می سازد از چارچوب های نظری ومفهومی ورویکردها و رهیافت های انسان شناسی، جامعه شناسی وروانشناختی استفاده کنیم. (Gabriel Almond and Sydney verba1980’p82)
((ماکس وبر)) جامعه شناس آلمانی معتقد است که اعمال سیاسی توسط عده کمی تعیین می شود که بدین ترتیب خط مشی آنها سایرین حیاتی قلمداد گردیده وموثر است (پیشه ور، 1376، ص71-70) به هر ترتیب، اگر بتوان فهمید که چه کسی بیشترین اطلاعات را دریافت کرده ونظریات چه کسی از اهمیت اجتماعی ومیزان تاثیرگذاری بیشتری برخوردار است، آنگاه می توان ارزیابی نمود که چه کسی درجایگاه نخبگان قرار گرفته ویا قادر به تشخیص نخبگان می باشد. (دی. 1 استریکلند، الویدوآرجانستون، 1380ص 111-110)
((پیروزمجتهدزاده)) براین اعتقاداست که بی تردید، هویت یک ملت موضوعی درقلمروجغرافیای سیاسی است و نیز مربوط به چگونگی پیدایش وبقای یک ملت وبخش پراهمیتی ازموجودیت، روحانی بشر تلقی می گردد، لذا احساس تعلق داشتن ایرانیان به یک محیط جغرافیایی ویژه ونیاز به شناخته شدن با ویژگی ها وارکان آن محیط جغرافیایی ویژه در زمره مسائل هویت ملی ایران می باشد. (مجتهد زاده، 1377، ص125)
دکترحافظ نیاابتدا هجمه غیر منصفانه به ژئوپلیتیک سنتی را مورد نقد قرار داده و کاربران آن را شایسته نقد دانسته است نه خود ژئوپلیتیک سنتی را. در واقع از منظر و دیدگاه دکتر حافظ‌نیا، نمی‌توان به‌خاطر سوءاستفاده کاربران از دانش یک رشته علمی از جمله ژئوپلیتیک، آن رشته را مقصر دانست و به‌آن حمله‌ور شد. بلکه چنین داوری باید در ارتباط با کاربران و جهان‌بینی و ایدئولوژی آن‌ها صورت پذیرد نه نظام و رشته علمی مربوطه. از دیدگاه دکتر حافظ‌نیا، باید ترتیبی داده شود که دانش ژئوپلیتیکی در هر مقیاسی مورد سوء استفاده بازیگران سیاسی قرار نگیرد. بلکه برعکس، این دانش در خدمت انسان‌ها، ملت‌ها و جوامع بشری قرار گرفته و بازیگران سیاسی نیز آن‌را در همین راستا به‌کار گیرند.
در این‌نظریه، دکتر‌حافظ‌نیا به ژئوپلیتیک به عنوان علمی در‌خدمت بشریت نگاه کرده و می‌نویسد: …….. در ژئوپلیتیک انسان‌گرا، فلسفه حکومت، مردم و شهروندان هستند، نه شهروندان فلسفه حکومت. در ادامه، ابتدا مقدمه و سپس اصل نظریه دکتر ‌حافظ‌نیا تحت ‌عنوان “ژئوپلیتیک انسان‌گرا” عینا آورده می‌شود.
به‌دلیل وجود برخی از “نظریه‌های استنباطی یا به ادعای بعضی صاحب‌نظران، “معماری شده” که بر تبیین رابطه فضا و قدرت” در راستای کنترل و سلطه بر جهان توسط قدرت‌های بزرگ تاکید داشتند، ژئوپلیتیک متهم گردید که رفتار سلطه‌طلبی قدرت‌ها را توجیه نموده، به توسعه منازعه کمک کرده و اساسا دانشی است که مورد استفاده و یا سوءاستفاده صاحبان قدرت قرار می‌گیرد. به همین دلیل شاید ژئوپلیتیک را دارای ماهیتی کاربردی دانسته که دانش آن در راستای اهداف سیاسی قدرت‌ها و حکومت‌ها مورد بهره‌برداری قرار می‌گیرد. برخی نیز پا فراتر گذاشته و ژئوپلیتیک را در بروز جنگ‌های جهانی اول و دوم مقصر دانسته و آن‌را سرزنش می‌کنند. بنابراین ژئوپلیتیک سنتی و چهره منفی آن تحت عنوان ژئوپلیتیک امپریالیستی را به چالش می‌کشند. ظهور دیدگاه‌های دیگر نظیر “ژئوپلیتیک انتقادی”، “ژئوپلیتیک زیست ‌محیطی” و نیز “ضد ژئوپلیتیک” توام با نگرش انتقادی را می‌توان در همین راستا ارزیابی کرد.
نگارنده (دکتر‌حافظ
‌نیا)، ژئوپلیتیک را به‌عنوان شاخه جغرافیای سیاسی دارای ماهیتی علمی می‌شناسد که همانند هر نظام علمی دیگر دارای دو وجه بنیادی و کاربردی است. وجه بنیادی ژئوپلیتیک به تولید گزاره‌های علمی و توسعه قلمرو معرفت‌شناسی ژئوپلیتیک می‌پردازد. وجه کاربردی آن ناظر بر کاربرد معرفت علمی ژئوپلیتیک در راستای رفع نیازهای جوامع بشری است که همانند گزاره‌ها و نظریه‌های معماری شده تا حد زیادی تابع جهان‌بینی، ایدئولوژی، نگرش و علائق کاربران می‌باشد. این امر در مورد وجه کاربردی سایر رشته‌های علمی نیز مصداق دارد. بنابراین مختص ژئوپلیتیک نیست و نمی‌توان به‌خاطر سوءاستفاده از دانش یک رشته علمی توسط کاربران، آن رشته را مقصر دانست. بلکه چنین داوری باید در ارتباط با کاربران و جهان‌بینی و ایدئولوژی آن‌ها صورت پذیرد نه نظام و رشته علمی مربوطه.
از این‌رو اگر معرفت ژئوپلیتیکی، توسط صاحبان قدرت مورد سوء استفاده قرار گرفته یا قرار می‌گیرد، آن‌که باید سرزنش شود کاربر است نه رشته ژئوپلیتیک. به‌ علاوه این‌که تمامی رشته‌های علمی ب

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *