منابع و ماخذ پایان نامه برنامه سوم توسعه، دانش آموختگان، بخش اقتصاد

7)
هدف این رویکرد انتخاب و ارزیابی قلمروی( سرزمینی)، ایجاد یک گروه کاری برای حمایت از نهادهای توسعه کارآفرینی روستایی و تشکیل گروههایی برای اجرای کارآفرینی است. برای رسیدن به این اهداف، تلاش ها باید در دو سطح متمرکز شوند(Ibid.,8-10).
گسترش تولیدات، خدمات و نتایج.
نوآوری از طریق فرآیند یادگیری سازمان های داخلی(محلی).
در این رویکرد، عوامل اصلی برای گسترش و تسهیل کارآفرینی روستایی عبارتنداز:
تهیه کنندگان خدمات.
گروهها بخش های اقتصادی روستا(کشاورزان، صنعتگران و ارائه کنندگان خدمات).
فعالان زنجیره بازار.
خدمات حمایت کننده تجاری.
دیدگاه نهادی
در این دیدگاه، با اینکه انواع کارآفرینی مورد توجه قرار می گیرد، اما تلاش می شود که “کارآفرینی نهادی11” بیش از پیش توسعه یابد. به موجب ایده کارآفرینی نهادی، که دیمجیو12 ارائه می دهد، کارآفرینان، منابع در اختیار را در جهت تشکیل و قدرتمند ساختن نهادها به کار می گیرند و نهادها را همسو با منافع خود ایجاد می کنند. آنان قدرت ایجاد نهادها و تغییر نهادی را دارند. کنشگران(کارآفرینان) معانی نهادی را درک و بر مبنای این درک، معانی را به کنش های خود تبدیل می کنند. مسئله مهم در شکل گیری نهادها توجه به نقش کنشگر در ایجاد نهادهای جدید است. کارآفرینان نهادی، نظام معانی جدیدی ایجاد می کنند که کارکرد مجموعه متفاوتی از نهادها را با هم پیوند می دهد. آنان تلاش ها را به سمت عمل جمعی بسیج و راهبردهایی برای ایجاد تعامل با دیگر سازمان ها اتخاذ می کنند تا نهادهای مرتبط به هم و جدیدی را ایجاد کنند(قلی پور، 1384: 160).
در بحث کارآفرینی نهادی ذاکر و دیمجیو جالب توجه است:
از نظر دیمجیو کارآفرینان نهادی می کوشند منابع را بسیج و آنها را در نهادسازی درگیر کنند. در نظر زاکر کنشگران(کارآفرینان) کلیدی، تشکلها(جامعه و نهادهای جمعی کارآفرینی) هستند تا افراد، به خصوص تشکل های(نهاد) رسمیت یافته مثل سازمان ها، زیرا آنها بسیار نهادی شده اند و بیشتر مستعد ایجاد کسب مشروعیت اند.
دیمجیو معتقد است وقتی نهادها شکل می گیرند بسیار با ثبات هستند، مگر اینکه کنشگران ذی نفع دیگری آنها را تغییر دهند. در حالی که در نظر زاکر، نهادها به طور پیوسته تضعیف می شوند و از این رو، نهادسازی فرآیند مستمری است.
نهادها به عقیده دیمجو استحکام دارند و بنابراین مشکل اساسی، یافتن سازو کارهایی برای تغییر نهادهاست؛ در حالی که در نظر زاکر مشکل اساسی، یافتن راههایی برای حفظ عناصر نهادی است و ایجاد نظم اجتماعی در نظر وی بیشتر از ایجاد تغییراجتماعی اهمیت دارد(همان، 161).
دولت و توسعه کارآفرینی در روستاها
دولت ها کارآفرین تولید نمی کنند، بلکه راهبردهایی را بر می گزینند که کارآفرینان به راحتی دست به ابتکار و نوآوری بزنند. برای تقویت این افراد، بخش دولتی و بخش خصوصی باید تقویت شوند. وقتی می گوییم دولت کارآفرین به این معنی نیست که تغییر و تحولات فقط در بخش دولتی رخ می دهد، بلکه منظور، نقش راهبردی برای هر دو بخش است. عصر امروز، عصر سرعت، تحول فناورانه، ارتباطات گسترده و رقابت شدید است که در یکدیگر تاثیر می گذارد(جهانگیری، 1381: 75). نقش دولت در کارآفرینی، مشخص کردن مسیر، بهبود محیط های مناسب و فراهم کردن زیر ساخت های مناسب است(Alison, 1990: 80). همچنین دولت از طریق اعمال خط مشی در وزارتخانه و موسسات، به ویژه آنهایی که با امور روستایی و فعالیت های اقتصادی مرتبط اند، می تواند موجب شکوفایی کارآفرینی شود. دولت می تواند محیط های شغلی مناسبی برای شروع فعالیت و مدیریت کارآفرینان ایجاد کند. برای موفقیت، تشویق توسعه کارآفرینی نه تنها در سطح کلان، بلکه باید در تمامی بخش های خرد جامعه نیز مطرح شود. شیوهای حمایت دولت از کارآفرینی کشاورزی عبارتند از:
نظام آموزشی
دولت از طریق وزارت آموزش و پرورش نظام آموزشی و موسسات وابسته به آن می تواند مفهوم کارآفرینی را از نظر اقتصادی و اجتماعی معرفی کند. برای ارتقای کارآفرینی می توان ابزار آموزشی را با موضوع کارآفرینی در میان دانش آموزان توزیع کرد.
تسهیلات و خدمات
تسهیلات و خدمات مناسب موجب جذب مشاغل می شود. کارآفرین ترجیح می دهد کار خود را در مکان هایی که دارای زیرساخت های قابل اعتماد ارتباطی، آب، برق، تسهیلات بانکی وغیره است، شروع کند. دولت می تواند با ایجاد خدماتی مانند جاده های مناسب، تلفن، برق و آب موجب تشویق مشاغل جدید شود.
نظم و آرامش
کارآفرین همیشه می کوشد که کار خود را در محیطی آرام و امن شروع کند و بهترین محیط کاری را محیطی خالی از مشکلات و دخالت های غیر ضروری می داند. شروع کار جدید خود نوعی خطر است و تشدید این خطر در محیط های ناآرام منطقی به نظر نمی رسد. یک کارآفرین خواهان زندگی آرام و منظمی برای خود، کارگران خود و کار خود است. برای حفظ نظم آرامش، دولت نیز اقدامات جدیدی را شروع می کند و این امر به کارآفرینان اطمینان می بخشد که دارای امنیت شغلی و فردی هستند و این اعتماد به نفس باعث شروع مشاغل جدید می شود.
حمایت های اجرایی
کارآفرین کار خود را به محض اینکه به آن فکر می کند شروع نمی کند، بلکه ابتدا باید کار/ شرکت خود را به ثبت برساند، مجوزهای لازم را دریافت می کند، پروانه کار بگیرد و حتی در خواست وام نماید. تمامی این مراحل وقت گیر است و در اکثر مواقع، کارآفرینان باید با ادرات مختلف دولتی سروکار داشته باشند. از طرفی به راحتی می توان دولت را
برای این تشریفات اداری مقصر دانست، اما این تشریفات به دلیل مراحل و پیگری های لازم قبل از به ثبت رساندن یک کار جدید اجتناب ناپذیر است. ثبت شرکت از کارآفرین در مقابل رقبای که ممکن است محصولات او را جعل و از نام شرکت او سودجویی کنند، حمایت می کند. از طرف دیگر، مصرف کننده را از خرید محصولات تقلبی و کالاهای غیر استاندارد محافظت می نماید؛ بنابراین، بهبود وضعیت تشریفات اداری یکی دیگر از راههای توسعه کارآفرینی است.
مساعدت نسبت به کارآفرینان جدید
کارآفرینان کوچک به همکاری دولت در زمینه های مختلف نیاز دارند. آنان مانند کارآفرینان بزرگ قادر به پرداخت مبالغ هنگفت به کارشناسان و مشاوران برای حل مشکلات کاری خود نیستند(افتخاری، سجاسی قیداری، 1389: 91) .
سازمان های غیر دولتی روستایی و توسعه کارآفرینی
سازمان های غیر دولتی فعال در بخش روستایی را می توان همانند یک نظامی یا نظام دانست که از مجموعه عناصری با مشخصه هایی ویژه تشکیل شده است. این سازمان ها یک نظام اجتماعی-اقتصادی باز و هدف مدار محسوب می شوند که با کمک خود روستاییان در راستای نیل به اهداف توسعه، به ویژه توسعه اقتصادی، تلاش مستمری دارند. سازمان های غیر دولتی به دلیل تعاملات فراوان با افراد جامعه و دولت می توانند یک سازمان تسهیلگر برای توسعه کارآفرینی باشند. این سازمان ها به دلیل ویژگی های اصلی آنها شناخت لازم از موضوع و اشراف کامل در حیطه های تخصصی است. بنابراین سازمان های غیر دولتی می توانند با ارائه راهنمایی ها اطمینان لازم را به مخاطبان بدهند، چرا که سرمایه گذاری فنی و تخصصی و توسعه آن به وسیله مردم در بخش های اقتصادی نیازمند تایید سازمان های تخصصی است که صلاحیت های لازم را داشته باشند یا آن را کسب کنند. در هر صورت، سازمان های غیر دولتی بخش اقتصادی روستا می توانند مشاوران فنی و تخصصی مناسبی برای روستاییان، تعاونی ها و اتحادیه ها بوده و با آنان در تعامل باشند. سازمان های غیر دولتی از طریق خدماتی مانند ترویج، برگزاری نشست های هم اندیشی، مشاوره، ارائه تسهیلات اعتباری، بازاریابی محصولات و تشکیل تعاونی ها(تولید، توزیع و فروش) موجب تسهیل فعالیت های اقتصادی روستایی می شوند. از طرفی دیگر، سازمان های محلی از طریق تشکیل شرکت های کوچک و متوسط مقیاس رقابت پذیر و خودجوش، مخصوصا در بخش های صنعت و خدمات، ممکن است. پاسخی مناسب و منطقی به مسائل باشند که با تنظیم فعالیت های بخش کشاورزی زمینه توسعه آنها را فراهم می سازند. در این شرکت ها روستاییان، از جمله کشاورزان در کانون تصمیم گیری ها قرار دارند. در ضمن، از این طریق فعالان اقتصادی روستا می توانند با بسیج کردن منابع داخلی، به منظور حمایت از منافع تطبیقی و کارآفرینی داخلی و نوآوری، راهبردهای پیشرفته ای را به وجود آورند برای طراحی و توسعه فعالیت کارآفرینی به وسیله گروههای محلی، مراکز روستایی تشویق به رعایت چهار مرحله در برنامه های کارآفرینی می شوند(Scott al., 2006: 3).
راهبرد. تعقیب فرصت های اقتصادی واقعی.
رهبری. ایجاد و پیوند ظرفیت های محلی.
اجرا. ارزش آفرینی برای کارآفرینان.
پایداری. تخصیص منابع به میزان مورد نیاز.
سابقه کارآفرینی در ایران
علی رغم اینکه در کشورهای پیشرفته دنیا از اواخر دهه 1970 به بعد موضوع کارآفرینی توجه جدی شده و حتی در بسیاری از کشورهای در حال توسعه هم از اواخر دهه 1980 این موضوع را مورد توجه قرار داده اند، در کشور ما تا شروع اجرای برنامه سوم توسعه، توجه چندانی به کارآفرینی نشده بود. حتی در محافل علمی و دانشگاهی نیز به جز موارد بسیار نادر، فعالیتی در این زمینه صورت نگرفته بود. مشکل بیکاری و پیش بینی حادتر شدن آن در دهه 1380 موجب شد که زمان تدوین برنامه سوم توسعه، موضوع توسعه کارآفرینی مورد توجه قرار گیرد. در برنامه اخیر، توسعه کارآفرینی در سطح وزارتخانه های علوم، تحقیقات و فناوری، بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، جهاد کشاورزی، صنایع و معادن و فلزات و همچنین موسسه جهاد دانشگاهی به دلیل ارتباط با فعالیت های آنها، مطرح شده است(همتی، 1388: 48).
واژه کارآفرینی که ترجمه ی کلمه Enterpreneurship است، موجب گردیده است که معنی ایجاد کار و یا اشتغال زایی از این واژه برداشت شود. در حالی که کارآفرینی دارای مفهومی وسیع تر و با ارزش تر از اشتغال زایی است. این برداشت ناصحیح از این مفهوم و همچنین تورم نیروی انسانی بیکار در جامعه ( به ویژه در بین دانش آموختگان دانشگاهی) موجب شده بسیاری از سیاست هایی که برای توسعه آن اتخاذ شده و نیز در بخشنامه ها و سخنرانی های مسئوولان در این زمینه، صرفا جنبه اشتغال زایی برای آن در نظر گرفته شود. در حالیکه کارآفرینی دارای پیامدهای مثبت و مهم دیگری همانند: باور شدن خلاقیت ها، ترغیب به نوآوری و توسعه آن، افزایش اعتماد به نفس، ایجاد و توسعه تکنولوژی، تولید ثروت در جامعه و افزایش رفاه عمومی است و در صورتی که فقط به جنبه اشتغال زایی آن توجه شود، از سایر پیامدهای آن بی بهره خواهیم ماند(همتی، 1388: 52).
کارآفرینی روستایی در ایران
مطالعات و جستجو در منابع علمی و اطلاعاتی در ایران نشان می دهد تحقیق با پژوهشی که به وسیله کارآفرینی روستایی پرداخته باشد بسیار اندک است؛ مثلا می توان به مقاله پاسبان اشاره کرد. وی در بررسی خود به این نتیجه رسید که توسعه کارآفرینی زنان در مناطق روستایی نیازمند مجموعه ای از زمینه های مناسب ، مانند تغییر نگرش نسبت به حضور زنان در محیط های کاری
، شناساندن توانایی های اجتماعی و اقتصادی زنان روستایی به خودشان و تهیه و تنظیم قوانین و مقررات مناسب است. پاسبان نقش کارآفرینی روستایی را در توسعه پایدار نیز مورد تاکید قرار می دهد(پاسبان، 1383: 299).
از طرح های مطالعاتی دیگر در این زمینه می توان به “طرح اشتغال و کارآفرینی روستایی در سال 1383″ که سازمان همیاری اشتغال انجام داده و یک طرح دیگر به نام”تاک” که با همکاری ایفاد(IFAD)13 و بانک کشاورزی در چهار استان آذربایجان غربی و شرقی، اردبیل و کردستان در سال 1384 اجرا شده است، اشاره کرد. با این توصیف و با وجود توجه اندک به مسئله کارآفرینی در مناطق روستایی ایران به صورت کلان و غیر مستقیم می توان برنامه های کارآفرینی را در قالب برنامه ها و سیاست های اشتغال و اشتغال زایی مورد بحث و بررسی قرار داد و از این منظر آن را تحلیل کرد(افتخاری وسجاسی قیداری،1389: 118).
کارآفرینی و اشتغال زایی روستایی قبل از انقلاب اسلامی
برنامه هفت ساله عمرانی اول به صورت برنامه های کلی در قالب دیدگاه های اجرایی توسعه بخش کشاورزی و عمران ناحیه ای مطرح شد که مظاهر عمده آن، تاسیس شرکت عمران سهامی دشت مغان با اهداف اقتصادی، اجتماعی و سیاسی خاص، به کارگیری شیوه جدید زراعت و بهره برداری، تعمیم استفاده از ماشین آلات کشاورزی، موتور های آب، بذر، کود شیمیایی و آموزش روش های به کارگیری آنها و غیره بود(افتخاری، 1376: 354).
این برنامه شروع ماشینی کردن و استفاده از ماشین آلات کشاورزی را از طریق اجرای قطب های کشاورزی به صورت طرح های مجزا مورد توجه قرار داد(رضایی سرتشنیزی، 1383: 303) که هدف اصلی آن، تغییر شیوه های زراعت و بهره برداری سنتی از طریق به کارگیری نهاده های جدید، توجه به آموزش و ترویج و غیره بود(نفیسی، 1327: 18). در برنامه هفت ساله عمرانی دوم نیز، همانند برنامه اول، به توسعه کشاورزی و افزایش تولیدات آن تاکید گردید و اهدافی چون افزایش تولید، بهبود و افزایش صادرات و تهیه مایحتاج مردم در داخل کشور، ترقی کشاورزی و صنایع، اکتشاف و بهره برداری از معادن و ثروت های زیرزمینی، اصلاح و تکمیل وسایل ارتباطی، اصلاح امور بهداشت عمومی و اتمام کلیه طرح های نیمه تمام عمرانی کشور، بالا بردن سطح فرهنگ و زندگی افراد و بهبود وضعیت معیشت عمومی دنبال شد(فرهنگ، 1354: 274). که براساس نظریه توسعه رشدگرای رستو و مبنای نظریه ای آن نو گرایی بود.
در مجموع تلاش هایی در جهت برنامه ریزی برای اجرای ایجاد قطب های کشاورزی، اجرای طرح های آبادانی زمین های بایر، افزایش سطح زیرکشت، افزایش دام و دامپروری، گسترش قطب های مستعد کشاورزی، شیوه های جدید زراعت و دامداری و استفاده از نهاده های جدید انجام شد که می توان گفت همگی، به نوعی به منظور فراهم کردن ظهور زمینه های جدید علمی و ذهنی در میان روستاییان و در کلیه ابعاد معیشتی آنان بود. اما نتیجه معکوس این اقدامات و فعالیت ها در جامعه روستایی به مهاجرت روستاییان به شهرها منجر شد؛
زیرا این برنامه ها، زمینه نوآروی های اقتصادی، معیشتی، اجتماعی، فعالیتی و اشتغال را برای روستاییان فراهم نکرد، بلکه خود، زمینه ساز تشدید بیکاری و وابستگی روستاییان به جامعه شهری شد. در برنامه پنج ساله سوم عمرانی، یکی از مبانی الگوی رشد اقتصادی، هارود-دومار14 بود. این الگو، یکی از ساده ترین الگوهای رشد اقتصادی است و با فرض اشتغال کامل شروع می شود(تصدیقی، 1368: 57).
براساس این الگو، از جمله

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *