دانلود پایان نامه

کارآفرینی محلی یکی از شیوه های توسعه اقتصادی این مناطق است(Heaton, 2005: 1). پس به طور کلی فرض اصلی در برخورد اقتصادی با کارآفرینی در مناطق روستایی، رفتار عقلایی انسان ساکن روستایی با منابع کمیاب است. در این زمینه، کارآفرینی سازوکاری به شمار می رود که زمینه تخصیص بهینه منابع را با استفاده از شناسایی قوت و فرصت های آتی همراه با ضعف ها و تهدیدها در مناطق روستایی میسر می سازد. در واقع امروزه به زعم تحولات علمی و فنی و توسعه توانایی های بشر در کنترل منابع، هنوز نگرانی هایی در باره نحوه ایجاد تعادل بین امکانات و نیازها رو به تزاید وجود دارد. تلاش های بی وفقه برنامه ریزان و تولید کنندگان کالاها و خدمات برای تامین نیازهای عمومی هموراه با عوامل و موانع محدود کننده کنترل و کم اثر می شود و دائما یک فاصله مشخص بین منابع، امکانات و نیازها وجود دارد، از سوی دیگر، برای احیای اقتصاد جهانی کشورها باید اقتصاد خود را زنده و پویا کنند. هر چند هرکشوری باید متناسب با سنن ملی و فرهنگ و آداب رسوم خود بهبود بهره وری بپردازد، وجود فاصله و شکاف بین منابع و امکانات از یک سو و نیازهای متنوع و فراگیر جامعه انسانی از سوی دیگر، لزوم دخالت و نقش آفرینی را ایجاب می کند. به نظر می رسد در شرایط موجود، عامل مهم کارآفرینی و نقش موثر آن به مثابه راهبردی مناسب برای گسترش بهره وری است، زیرا کارآفرینی موجب ارتقای بهره وری در سطوح مختلف فردی و گروهی، سازمانی، ملی و بین المللی می شود(هزارجریبی، 1384: 158).
عوامل اجتماعی
یکی دیگر از ابعاد فراموش شده کارآفرینی، عوامل اجتماعی و فرهنگی است که ناشی از نگاه تک بعدی به کارآفرینی تا به امروز بوده است، زیرا فردی که به خلق ایده های نو می پردازد، دارای زمینه های اجتماعی، مانند ویژگی های خانوادگی، آداب و رسوم جامعه، میزان مشارکت و همکاری، دوستان و اقوام و همسایگان است که می توانند در دستیابی به موفقیت او را یاری کنند. به همین دلیل، آلیسون به ویژگی های اجتماعی موثر در شکل گیری رفتار کارآفرینی تاکید دارد و آن را به صورت زیر بیان می کند(Alison, 1990: 8)
نقش های موجود در جامعه، تجربیات حاصل از زندگی، پیش زمینه های خانواده، سطح آموزش و آگاهی،طبقه ی اجتماعی، سازمان های دیوان سالاری. از طرفی دیگر کوپر(1996) به نقل از آلیسون با یک نگاه اجتماعی به کارآفرینان عوامل موثر در موفقیت را به سه طبقه کلی عوامل پیشین یا زمینه ساز(مانند ژنتیک، خانواده، آموزش و تجربیات فردی و اجتماعی)، عوامل سازمانی(ارتباط با دیگران، تجربه های فعالیتی در سایر کارها و غیره) و عوامل محیطی(دسترسی، شرایط اقتصادی جامعه، میزان استفاده از مشاور وغیره) تقسیم می کند.
بر همین اساس، امروزه نوع جدیدی از کارآفرینی شکل گرفته است و بر آن تاکید می شود که در آن، نگاه اجتماعی به کارآفرینان به عنوان موتور توسعه، نقش اساسی دارد و از آن با عنوان”کارآفرینی اجتماعی” نام می برند که می تواند در جوامع روستایی نیز، از این طریق، زمینه توانمندسازی اجتماعی، افزایش میزان مشارکت پذیری، سواد، پذیرش خطر، گرایش به نوآوری در کنار اعتقاد به سنت ها و تجربیات، امنیت و غیره را گسترش دهد. بنابراین، کارآفرینی به لحاظ اجتماعی، منافع و آثار مثبتی در جامعه روستایی دارد، زیرا موجب اشتغال می شود، اضطراب های اجتماعی را کاهش می دهد و بهره برداری از منابع و فعال شدن آنها را برای بهره وری عظیم ملی فراهم آورد.
کارآفرینی، سود اجتماعی را از طریق دولت عاید جامعه می کند که نوعی نشان دهنده توسعه اجتماعی-اقتصادی جامعه است. هرچه مشارکت جامعه در فعالیت های کارآفرینی بیشتر باشد، سریع تر به توسعه اقتصادی و اجتماعی دست یابد(بهکیش، 1380: 248).
عوامل محیطی
با افزایش توجه به منابع زیستی و نیازهای نسل های آتی در قالب نظریه توسعه پایدار، از دهه 1980 به بعد، لزوم در نظر گرفتن این بعد از توسعه و عوامل موثر آن در فرآیند توسعه اهمیت بالایی یافت. کارآفرینی در محیط های روستایی نیز نمی تواند مستثنا از این امر باشد، زیرا جوامع روستایی به دلیل ماهیت وجودی و کارکردی و ساختاری خود، ارتباط تنگاتنگی با محیط پیرامونی دارند. از طرف دیگر، کشاورزی به عنوان یکی از فعالیت های مهم روستایی در محیط طبیعی و در یک فضای باز و متاثر از عوامل طبیعی، مانند نوع خاک و اقلیم انجام می شود، در نتیجه، توجه به عوامل محیطی در توسعه کارآفرینی روستایی و کشاورزی اهمیت بالایی در جهت کاهش مخاطرات محیطی، استفاده مناسب از منابع و غیره دارد(افتخاری و سحاسی قیداری، 1389: 47).
عوامل نهادی(سازمانی)
کارآفرینی نمی تواند بدون در نظر گرفتن نقش سازمان ها و نهادهای گوناگون انجام شود، زیرا هرگونه فعالیتی به نوعی سازماندهی و تشکلات در سطوح مختلف، چه ملی و چه محلی، نیاز دارد. دولت، سازمان ها و ارگان های زیر ربط آن یکی از این نهادها هستند و از طرفی دیگر، نهادهای غیردولتی محلی هم که به صورت خودجوش شکل گرفته اند، دارای تاثیرگذاری بالایی در رشد و گسترش فعالیت های کارآفرینی اند. به همین علت از دیدگاه ما یا ارتباط پیچیده ای بین عناصر بخش عمومی و خصوصی و فعالیت هایی که همگی با هم به کارآفرینی منجر می شوند(Maia, 2002: 30).

شکل 5-2 چرخه عوامل موثر در کارآفرینی مناطق روستایی(Allen et al, 2003: 12)
دیدگاه های موجود در کارآفرینی روستایی
بررسی ادبیات کارآفرینی این نتیجه را به دست می دهد که عده انگشت شماری مثل دیوید مک کللند به مفهوم ریشه
ای و گسترده آن پرداخته اند. جوهره مورد نظر او صرفا اقتصادی بود، شاید دلیل این امر را باید در جهان بینی و ایدئولوژی حاکم در آن دوره دانست. با عنایت به تعاریف، ابعاد و ویژگی های کارآفرینی مشخص شد که این واژه، ماهیت میان رشته ای با ابعاد جامعه شناسی، روان شناسی، اقتصادی، مدیریتی، جغرافیایی و توسعه ای دارد و از این رو ضرورت دارد برای درک مفهومی این فعالیت از علوم دیگر نیز کمک گرفته شود(Chambers& shaw,2004: 12).
دیدگاه جامعه شناختی و جمعیت شناختی
جامعه شناسان به آثار و نقش های کارآفرینان در جامعه وقوف کامل دارند و آنان را عاملان اشتغال زایی، انتقال فناوری، تعادل در اقتصادهای پویا، کاهش بوروکراسی اداری، ساماندهی منابع و استفاده بهینه از آنها می دانند. کارآفرینان می توانند عامل تولید سرمایه محسوب و باعث تحول و تجدید حیات ملی و محلی در جامعه شوند، زیرا کارآفرینی فراتر از شغل و حرفه است. کار آفرینان با شناخت، ایجاد و گسترش بازارهای جدید به ترغیب و تشویق سرمایه گذاری و نوآوری می پردازند و نقش و وظیفه مشخصی را در پکبارچگی و ارتباط بازارها و رفع شکاف ها و تنگناها بازار و اجتماع ایفا می کنند. در واقع می توان اذعان داشت که کارآفرینان و شرکت ها و سازمان های کارآفرین با قبول مسئولیت اجتماعی خود، هم به خواسته های جامعه و هم به سیاست های دولت پاسخ مثبت داده اند(Alison,1990: 304). اما تجربه کاری، نارضایتی از شغل قبلی، الگوی نقش، شرایط کودکی، تحصیلات، سن و جایگاه اجتماعی از جمله مشخصات جمعیت شناختی کارآفرینان محسوب می شود. برخی از افراد در کار خود دارای تجربه قبلی هستند و همین امر ممکن است رابطه مثبت و مستقیمی را با موفقیتشان ایجاد کند، به طوری که اکثر آنان، خواه موفق یا ناموفق، در حرفه خود دارای تجربه قبلی هستند. در مقایسه کارآفرینان موفق با ناموفق می توان به این نکته توجه داشت که نارضایتی کارآفرینان موفق از مشاغل قبلی خود، هنگامی که تصمیم به آغاز فعالیت جدیدی می گرفتند، بیشتر از نارضایتی کارآفرینان ناموفق بوده است(دارایانی، 1377: 108). وجود الگوی نقش باعث تشویق تلاش های کارآفرینانه در افراد می شود، این الگوها ممکن است در بین خانواده، دوستان یا در محیط های کاری وجود داشته باشد، به طوری که افراد موفق در محیط های کاری و خانوادگی خود شاهد حوادثی همچون فقر، ناامنی، مرگ والدین یا جدایی آنان بوده اند. به تجربه ثابت شده است که سن نمی تواند عامل مهمی در موفقیت کارآفرینان محسوب شود، از این رو، نمی توان سن خاصی را برای آغاز فعالیت های کارآفرینانه معین کرد(هزار جریبی، 1384: 59-60)
دیدگاه روان شناختی
درباره مشخصات و ویژگی های روانی، اجتماعی، تجربی و رفتاری کارآفرینان مطالعات زیادی انجام گرفته و ویژگی های بسیاری ارائه شده است. به دلیل پیچیدگی های زیاد ابعاد روان شناسی کارآفرینان، برخی از دیدگاه محققان مورد بررسی قرار گرفته که به طور خلاصه به شرح ذیل است:
خطرپذیری، نیاز به توفیق، نوآوری، خلاقیت و ایده سازی، اعتماد به نفس، پشتکار زیاد، آرمان گرایی، پیش قدم بودن، فرصت گرایی، نتیجه گرایی، اهل کار و عمل بودن، آینده گرایی، خود محوری، پیشگام در کسب اطلاعات، برنامه ریزی و ارزشیابی رقبا، ثبات و استحکام کامل در برابر هیجانات، اهل کارو تلاش، جستجوگر اطلاعات، زیر پا گذاشتن قواعد و قوانین در صورت لزوم، انعطاف پذیری، ظرفیت بالا، هدف گرایی، پذیرفتن نتیجه اعمال خود به آسانی، توانایی بالا در تشخیص الگوها، قاطعیت بالا، واقع بینی، وفادار به عهد و پیمان و صادق، عدم رعایت سلسله مراتب، امیدوار به موفقیت، رشد دهنده ایده، دارای تفکر مثبت، همگرایی، واگرایی واداشتن تفکر جانبی و عمودی برای خلق ایده های جدید و توسعه آنها(هزارجریبی، 1384: 59).
دیدگاه اقتصادی(کارآفرینی درون نظریه اقتصادی)
کارآفرینی واژه ای قدیمی و با ارزش در نظریه اقتصادی(Gouger et al, 1990: 7) به رغم انتشار منابع زیادی درباره نظریه کارآفرینی تاکنون هیچ کدام از آنها نتوانسته اند این واژه را به طور کامل معنی و تعریف کننده، بنابراین برای درک بهتر و مناسب تر این مفهوم، دیدگاههای مختلف به این واژه را از نظریه های کلاسیک اقتصادی آغاز می کنیم(Maia,2002: 25).
مفهوم کارآفرینی در نظام های اقتصادی را، برای اولین بار ریچارد کانتیلون5 به کار برد(Mirjam,1999: 5). او برای اولین کارآفرینی را چنین تعریف کرد:” کسی که ابزارهای مورد نیاز برای تولید را با ارزشی معین خریداری و آنها را با هم ترکیب و کالای جدید تولید کند”. مدل اقتصادی کانتیلون در برگیرنده سه عامل اساسی است:
مالکان زمین(سرمایه دارن).
کارآفرینان(مبادله کنندگان ارز و سهام).
مزدورها و افراد اجیر شده(کارگران مزدبگیر).
در این مدل، کارآفرینان مسئول مبادله و گردش سرمایه در اقتصادند و بنابراین نقش محوری را در اقتصاد به عهده دارند. وجود کارآفرینان در یک جامعه نظام آن را به سوی تعادل عرضه و تقاضا هدایت می کند. چون مبادله کنندگان، کالایی را با قیمت معینی می خرند و با قیمیتی نا معین می فروشند، در نتیجه خطر پذیرند. پس، از نظر کانتیلون، کارآفرینی نوعی نااطمینانی توام با خطر پذیری است که به ایجاد تعادل عملکرد در درون نظام اقتصادی منجر می شود(Ripsas, 1998: 7). ژان باتیست سی، تعریف کارآفرینی را به مهارتهای مدیریت سرمایه و ثروت گسترش داد و اولین اقتصاددانی بود که نقش مدیریتی را به کارآفرینان نسبت داد، یعنی در این حوزه، کارآفرین یک هماهنگ کننده، رهبر و مدیر
است. او کارآفرینان را عرصه بازار و تجارت می دید و برا این عقیده بود که کار آفرین، افراد مختلف را برای تولید یک کالا در کنار هم جمع می کند(Maia, 2002: 26).
آلفرد مارشال6 اولین کسی بود که به طور رسمی وجود کارآفرین را برای تولید ضروری شناخت. از نظر او برای تولید چهار عامل اساسی نیاز است:
زمین
نیروی کار
سرمایه
سازمان
سازمان عامل هماهنگ کننده ای است که سایر عوامل را نیز در کنار هم جمع می کند. با این اوصاف، کارآفرین کسی است که تولید جدیدی را به وجود می آورد یا شیوه های تولیدی سنتی را بهبود می بخشد، بنابراین می توان گفت که او در این زمینه بیش از حد به قدرت خلاقیت افراد اهمیت قائل بو(Ibid).
ژوزف شومپیتر در مدل اقتصادی خود، کارآفرینان را اولین موتور توسعه اقتصادی می داند و به آنان، به عنوان افرادی خلاق و رهبر نگاه می کند که چندین ویژگی دارند(Ibid).
ارائه کننده کالای جدید.
معرفی کننده بازار جدید.
استفاده از منابع جدید برای ایجاد کالای جدید.
ایجاد سازمان های جدید برای صنعت.
بنابراین، براساس مطالب بالا، می توان گفت کارآفرینان در داخل چهارچوب ها و نظریه ها اقتصادی(به ویژه نظریه های کانتیلون و شومپیتر)، نقش ویژه ای به عنوان محرکان بازار در مسیر معین دارند(Ibid, 27). از نظر کانتیلون، کارآفرینان ایجاد کننده موقعیت های برابر در جامعه اند و نظریه های سی و مارشال بر نقش مدیریتی و رحیه تصمیم گیری در یک چهارچوب خاص تاکید دارند.
از نظر کانتیلون، کارآفرین” فردی است که ابزار تولید را به منظور ادغام آنها برای تولید محصولاتی قابل عرضه به بازار ارائه می کند”. آدام اسمیت، نقش کارآفرین را در صحنه فعالیت فراگیر اقتصادی بسیار جزئی می دانست. وی متعقد بود که کارآفرین فراهم کننده سرمایه است و هرگز نقش پیشرو و هدایت گرانه ندارد(احمدپور دارایانی، 1380: 5). بر طبق این نظریه اقتصاد مدرن، کارآفرین فردی است که به صورت شخصی براساس درک خود از بازار و خلاقیت خود و قدرت خطرپذیری، مدیریت منابع و فعالیت جدیدی را ابداع و مدیریت می کند(Formaini,2001: 2). دویست سال نقش کارآفرینی در نظریه های اقتصادی ارائه می شود(Aidis, 2003: 3).
روستا هم به عنوان مکانی با ویژگی های اقتصادی خاص خود، از نظر کارآفرینی جایگاه خاصی را در دانش اقتصاد بر عهد دارد، زیرا اکثر صاحب نظران توسعه روستایی یکی از دلایل عمده مشکلات روستایی را پایین بودن نرخ بهره وری، کمبود سرمایه و منابع مالی، بیکاری و اشتغال ناقص، مهاجرت، فقر و تنگدستی می دانند. بنابراین کارآفرینان در اجتماع سبب پویایی و افزایش بهره وری می شوند و در سطح اجتماع ارزش کار را افزایش می دهند روحیه سعی و تلاش در بدنه جامعه را بالا می برند. کارآفرینان سبب تشویق جامعه به کارهای خلاق و کارآفرین می شوند و همین امر سبب رشد و بالندگی در اجتماع می شود. زمانی که کارآفرین می شوند و همین امر سبب رشد بالندگی در اجتماع می شود. زمانی که کارآفرین که کارآفرینی به عنوان یک شیوه زندگی از سوی اکثریت افراد یک جامعه پذیرفته شود، آن جامعه بسیار سریع توسعه می یابد(شاه حسینی، 1383: 74). همچنین نتایج حاصل از مطالعات تطبیقی پروژه بازبینی جهانی کارآفرینی(GEM) نشان وجود می دهد که ارتباط مثبت و معنی دار بین فعالیت های کارآفرینانه و رشد اقتصادی وجود دارد، زیرا کشورهایی که از فعالیت های کارآفرینانه سطح


دیدگاهتان را بنویسید