دانلود پایان نامه

متمرکز بر معنا بر تغییرات مثبتی که عامل تنیدگی‌زا در زندگی فرد ایجاد می‌کند، تأکید دارد، این سازه معرف سازش فرد با محدودیت‌های موقعیت زندگی است. این نوع مقابله مستلزم ارزیابی مجدد است و هنگامی بروز می‌کند که تجربه‌ای تنیدگی‌زا، غیرقابل مهار و اثرات ناخوشایند آن تداوم یافته‌اند(نعمت طاووسی، 1391) .
مقابله پیش فعال
مقابله پیش فعال لزوماً از نظر ماهیت با انواع دیگر مقابله متفاوت نیست اما هدف این نوع مقابله ممانعت از بروز موقعیت‌های تهدیدکننده یا آسیب‌زا است. مقابله پیش فعال که تقریباً همیشه مسأله محور است، دربرگیرنده تعداد متنابهی از منابعی است که در صورت بروز تهدید، سودمند خواهد بود.
با آغاز ادراک یک تهدید، فرد می‌تواند از راهبردهایی سود جوید که مانع افزایش ادراک تهدید یا اجتناب از آن خواهند شد. اگر پیش‌بینی بروز تهدید به اجتناب از آن کمک کند، فرد تنیدگی کمتری را تجربه می‌کند وبه هنگام اجتناب‌ناپذیر بودن تهدید، شدت تجربه تنیدگی کمتر خواهد بود.
تا این‌جا می‌توان این نتیجه را گرفت که یک پاسخ معین مقابله‌ای معمولاً با چندین مقوله مرتبط است. برای مثال جست‌وجوی حمایت هیجانی مبین مقابله درگیر کننده، درگیرکننده، برون سازی کننده است. هر نوع تمایزی برای پاسخ در پرسش‌های متفاوت درمورد پاسخ به تنیدگی سودمند است. بنابراین نمی‌توان تمایزی را به طور کامل درمورد سبک‌های مقابله قائل شد. به دلیل مشکلات روش شناختی، چگونگی تأثیر پاسخ‌های مقابله‌ای بر بهزیستی دقیقاً مشخص نیست.
با این حال فرا تحلیل‌ها نشان می دهند که اغلب پاسخ‌های درگیرکننده با افزایش سلامت جسمانی و روانی مرتبط هستند ( نعمت طاووسی، 1391) .
2-30-مقایسه سبک‌های مقابله
مقایسه مسأله‌مدار و هیجان‌مدار
این دو سبک از مقابله هدف‌های نزدیک به هم اما متمایزی ‌دارند که تعیین کننده‌ی نوع پاسخ ارائه شده است. برای مثال، اگر هدف، جست‌وجوی حمایت، دست‌یابی به حمایت هیجانی و اطمینان مجدد باشد. هیجان‌مدار است. اما اگر هدف، دست‌‌یابی به تدبیر یا کمک ابزاری باشد، مسأله مدار همچنین مقابله مسأله‌مدار یا هیجان محور می‌‌توانند یکدیگر را تسهیل کنند. مقابله مسأله‌مدار کارآمد با کاهش تهدید، استیصال ناشی از آن را کاهش می‌دهد . مقابله هیجان‌مدار کارآمد با کاهش استیصال و در نظر گرفتن مسأله در شرایط آرام‌تر، امکان استفاده بهتر از مقابله مسأله‌مدار را میسر می‌سازد. ارتباط متقابل این دو نوع مقابله بسیار سودمند است و آنها را به عنوان کنش‌های مقابله‌ای مکمل یکدیگرند و نه دو مقوله مقابله کاملاً مجزا و مستقل از یکدیگر مطرح می‌کنند(نعمت طاووسی، 1391) .
مقابله درگیر کننده در برابر مقابله اجتنابی
مقابله درگیرکننده شامل مقابله مسأله‌مدار و برخی از اشکال مقابله هیجان‌مدار مانند کمک طلبی، نظم‌دهی هیجانی، پذیرش و بازسازی شناختی است. مقابله طفره رونده شامل پاسخ‌های اجتنابی مانند اجتناب، انکار و تفکر آرزومندانه است. مقابله طفره رونده اغلب متمرکز بر هیجان است چرا که متضمن کوشش برای گریز از احساس درماندگی است. در برخی مواقع مقابله طفره رونده به معنای کوشش برای عمل کردن است به گونه ای که عامل تنیدگی‌زا وجود ندارد و از این رو، نباید واکنش رفتاری یا هیجانی ابراز شود.
تفکر آرزومندانه و خیال‌پردازی دست کم به طور موقت فرد را از عامل تنیدگی‌زا دور نگه می‌دارند، و انکار مرزی بین واقعیت و تجربه فرد ایجاد می‌کند. برغم آنکه هدف مقابله طفره رونده گریز از استیصال است، این نوع مقابله معمولاً در کاهش استیصال در درازمدت موثر نیست. در واقع هر چه فرد از رویارویی با مسأله بیش‌تر اجتناب می‌کند، مسئله مشکل آفرین‌تر می‌شود(نعمت طاووسی، 1391).
به طور کلی نمی‌توان گفت که راهبرد مقابله‌ای خوب یا بد وجود دارد. هر کدام از این راهبردهای مقابله‌ای در موقعیت‌ها و شرایط خاص، به عنوان روش مبارزه با مسائل و مشکلات به کار می‌روند، به طوری که ممکن است هر کدام از این راهبردها حالت سازنده و یا غیرسازنده داشته باشند برای مثال فردی که راهبرد مقابله ای مسأله دار از نوع سازنده را به کار می‌گیرد معمولاً مسئولیت حل مسأله را می‌پذیرد، به دنبال کسب اطلاعات صحیح درباره مسأله است، در جست‌وجوی یاری از طرف دیگران می‌باشد، تصمیم‌های عملی واقع‌بینانه اتخاذ می‌کند، به تنهایی و یا به کمک دیگران سعی در انجام نقشه‌های طرح شده دارد، نسبت به انجام کارها و حل مشکلات دیدگاه خوشبینانه داشته و دارای خودکارآمدی و نیز شادکامی بالاست. در عوض فردی که راهبرد مقابله‌ای مسأله‌دار از نوع غیرسازنده را به کار می‌گیرد مسئولیت کمتری در قبال حل مسأله می‌پذیرد، به دنبال فردی که راهبرد مقابله‌ای مسأله‌دار از نوع غیرسازنده را به کار می‌گیرد مسئولیت کمتری در قبال حل مسأله می‌پذیرد، به دنبال اطلاعات ناکافی و ناصحیح است، از منابع نامناسب به جست‌وجوی کمک می‌پردازد، تصمیم‌های غیر واقع بینانه می‌گیرد، دیدگاه بدبینانه داشته و خودکارآمدی و شادکامی وی در سطح پایین است(کار، 2004؛ نقل از علی‌پور، 1385). همین مسأله درمورد راهبرد مقابله‌ای هیجان‌مدار نیز صادق است؛ فردی که راهبرد مقابله‌ای هیجان‌مدار از نوع غیرسازنده را به کار می‌گیرد به دنبال برقراری رابطه حمایتی به ویژه رابطه با دوستان می‌گردد. عقیده بر این است که برقراری چنین را
بطه ای نقش برون‌ریزی عاطفی دارد.
در صورتی که اگر فردی راهبرد مقابله‌ای هیجان‌مدار از نوع غیرسازنده را به کار گیرد اقدام به برقراری روابط مخرب خواهد کرد، به انکار مسائل خواهد پرداخت و به جای تفکر سازنده به تفکر تخیلی و جادویی روی خواهد آورد(علی‌پور، 1385 )
‌2-31-پیشینه پژوهش
2-31-1-پیشینه داخلی پژوهش
1- تمنایی فر و همکار (1391) در پژوهشی با هدف بررسی رابطه ی بین پنج عامل بزرگ شخصیت با سبک های مقابله ای در دانشجویان پرداختند. نتایج نشان داد که بین روان رنجور خویی با سبک مقابله ای مسأله مدار رابطه ی منفی معنا دار وجود دارد و میان عامل روان رنجور خویی با سبک مقابله ای هیجان مدار رابطه ی مثبت معنا دار وجود دارد، در حالی که روان رنجور خویی با سبک مقابله ای اجتنابی رابطه ی معنا داری نشان نمی دهد. نتایج پژوهش حاکی از آن است که برون گرایی با سبک مقابله ای مسأله مدار رابطه ی مثبت معنا دار دارد، برون گرایی و سبک مقابله ای هیجان مدار رابطه ی منفی معنا دار دارد و برون گرایی با سبک مقابله ای اجتنابی رابطه ی منفی معنا دار وجود دارد. همچنین نتایج نشان داد بین انعطاف پذیری با سبک مقابله ای مسأله مدار رابطه ی مثبت معنا دار وجود دارد، بین انعطاف پذیری با سبک مقابله ای هیجان مدار رابطه ی منفی معنا دار وجود دارد و بین انعطاف پذیری با سبک مقابله ای اجتنابی رابطه ی منفی معنا دار وجود دارد. همچنین نتایج پژوهش حاکی از آن است که بین سازگاری و سبک مقابله ای مسأله مدار رابطه ی مثبت و معنا دار وجود دارد، بین سازگاری با سبک مقابله ای هیجان مدار رابطه ی منفی معنا دار وجود دارد و بین سازگاری با سبک مقابله ای اجتنابی رابطه ی منفی معنا دار وجود دارد. همچنین این پژوهش نشان داده است که بین وظیفه شناسی با سبک مقابله ای مسئله مدار رابطه ی مثبت معنا دار وجود دارد، بین وظیفه شناسی با سبک مقابله ای هیجان مدار رابطه ی منفی معنا دار وجود دارد و بین وظیفه شناسی با سبک مقابله ای اجتنابی رابطه ای وجود ندارد.
2- شفیع زاده (1391) در پژوهشی به بررسی رابطه ی پنج عامل بزرگ شخصیت با تاب آوری در همه ی ساکنان شهرستان مبارکه اصفهان پرداختند نتیاج نشان داد بین روان رنجور خویی با تاب آوری رابطه ی منفی قوی و با برون گرایی و انعطاف پذیری، سازگاری و وظیفه شناسی رابطه ی مثبت دارند.
3-شکری و همکاران (1391) در مطالعه ای با هدف بررسی نقش میانجی گر سبک‌های مقابله در بررسی رابطه بین تنیدگی تحصیلی و بهزیستی ذهنی نشان دادند که از بین سبک‌های مقابله تنها سبک مقابله مسأله‌مدار است که به طور معناداری رابطه منفی بین تنیدگی تحصیلی و عاطفی مثبت را کاهش داده، بین همین سبک‌ها تنها سبک مقابله هیجان‌مدار به طور معناداری رابطه منفی بین تنیدگی تحصیلی و عاطفه منفی را کاهش می‌دهند.
همچنین سبک مقابله مسأله‌مدار و هیجان‌مدار به طور معناداری رابطه منفی بین تنیدگی تحصیلی و مقیاس رضایت از زندگی را کاهش می‌دهند.
4-خباز و همکاران(1390) در پژوهشی تحت عنوان رابطه حمایت اجتماعی و سبک‌های مقابله، با تاب‌آوری در پسران نوجوان به این نتیجه رسیدند که همبستگی بین حمایت اجتماعی و سبک‌های مقابله با تاب‌آوری در نوجوانان مثبت و معنادار است.
5-کاکابرایی و همکاران ( 1390) مطالعه‌ای جهت بررسی و مقایسه بهزیستی ذهنی، سبک‌های مقابله و حمایت اجتماعی ادراک شده والدین کودکان عادی و استثنایی انجام دادند. نتایج نشان داد میان دو گروهدر سبک‌های مقابله‌ای مسأله‌مدار و هیجان مدار تفاوت وجود دارد، اما در سبک‌های مقابله‌ای اجتنابی تفاوتی مشاهده نگردید. والدین دارای کودکان استثنایی نمره بالایی در سبک مقابله‌ای هیجان‌مدار و والدین کودکان عادی، نمره بالایی در سبک مقابله‌ای مسأله‌مدار بدست آوردند.
6-خدایی و شکری در پژوهشی که در سال 1388 انجام دادند به این نتیجه رسیدند که بین زنان و مردان از نظر عامل برون‌گرایی و روان رنجورخوی، سبک‌های مقابله مسأله‌مدار، هیجان مدار و اجتنابی و عاطفه مثبت و منفی و رضایت از زندگی رابطه معناداری وجود دارد. نتایج نشان داد که اگر فرد در عامل روان رنجورخوی و سبک مقابله هیجان مدار نمره پایین و در مقابل در عامل برون گرایی نمره بالایی کسب کرده باشد بهزیستی ذهنی بالایی خواهد داشت. همچنین رابطه بین عامل برون‌گرایی و روان رنجورخویی تنها به وسیله سبک مقابله هیجان‌مدار میانجی‌گری شد.
7-جعفر نژاد و همکاران (1383) در پژوهشی به بررسی رابطه میان پنج عامل بزرگ شخصیت با سلامت روان و سبک های مقابله ای پردختند. نتایج نشان داد که بین روانرنجور خویی و سبک مقابله ای مسأله مدار رابطه ی منفی وجود دارد، بین روان رنجور خویی و سبک مقابله ای هیجان مدار رابطه ی مثبت و معنی دار وجود دارد، درحالی که روان رنجور خویی با سبک مقابله ای اجتنابی رابطه ی معنا داری نشان نمی دهد. همچنین نتایج نشان داد که بین روان و برون گرایی با سبک مقابله ای مسأله مدار رابطه ی مثبت و معنی دار وجود دارد، بین برون گرایی و سبک مقابله ای هیجان مدار رابطه ی منفی و معنا دار وجود دارد و بین برون گرای و سبک مقابله ای اجتنابی رابطه ی منفی معنا دار وجود دارد. همچنین نتابج نشان داد بین انعطاف پذیری با سبک مقابله ای مسأله مدار رابطه ی مثبت معنادار وجود دارد، بین انعطاف پذیری و سبک مقابله ای هیجان مدار رابطه ی منفی معنا دار وجود دارد و بین انعطاف پذیری با سبک مقابله ای اجتنابی رابطه ی منفی معنا دار وج
ود دارد. همچنین نتایج پژوهش حاکی از آن است که بین سازگاری و سبک مقابله ای مسأله مدار رابطه ی مثبت و معنا دار وجود دارد، بین سازگاری با سبک مقابله ای هیجان مدار رابطه ی منفی و معنا دار وجود دارد و بین سازگاری و سبک مقابله ای اجتنابی رابطه ی منفی معنا دار وجود دارد. همچنین در این پژوهش نشان داده شد که بین وظیفه شناسی با سبک مقابله ای مسأله مدار رابطه ی مثبت و معنی دار وجود دارد، بین وظیفه شناسی و سبک مقابله ای هیجان مدار رابطه ی منفی معنا دار وجود دارد و بین وظیفه شناسی با سبک مقابله ای اجتنابی رابطه ای وجود ندارد.
2-31-2-پیشینه خارجی پژوهشی
1-از بررسی‌هایی که به نقش صفات شخصیت در تاب‌آوری پرداخته‌اند، می‌توان به پژوهش‌هایی اشاره کرد که رابطه پنج عامل بزرگ شخصیت (نوروزگرایی، برون‌گرایی، گشودگی، مقبولیت و وظیفه‌شناسی) را با تاب‌آوری بررسی کرده‌اند. این پژوهش‌ها در چندین نتیجه با هم هماهنگ بودند. اول اینکه تاب‌آوری با نوروزگرایی رابطه منفی معناداری دارد ( کمیل و همکاران، 2006؛ بشارت، 1386؛ کلیم، کاون و وایمن134، 2000).
پژوهش‌های دیگر معلوم کرد دانشجویانی که در نوروزگرایی نمره بالایی گرفتند، بیشتر رویدادها را ناگوار و غیرقابل کنترل می‌دانستند (ماکنوس، دینر، فوجیتا و پاوت، 1993). دوم اینکه نتیجه بیشتر این مطالعات نشان داد که تاب‌آوری با برون‌گرایی رابطه مثبت دارد (بشارت،1386، لنگوا،2002؛ توکیدوفردریکسون، 2004؛ همینوور، 2003) . در بررسی 100 مرد و زن دانشجو معلوم شد آنهایی که از نظر برون‌گرایی بالا بودند بهتر از آنهایی که از این نظر پایین بودند؛ توانستند با استرس روزمره زندگی مقابله کنند.
پژوهش‌های دیگری رابطه سبک‌های مقابله با تنش و تاب‌آوری را بررسی کردند که به نتایج مشابهی دست یافتند. برای مثال مطالعه واتسون و هیوبارد نشان داد که افراد با ویژگی برون‌گرایی بالا، راهبردهای مقابله‌ای فعالانه و کسب حمایت اجتماعی را دنبال می‌کنند؛ در حالی که افراد با ویژگی‌های روان رنجوری بالا در شیوه‌های منفعلانه و نامناسب مقابله شرکت می‌کنند و افراد با وجدان‌گرایی بالا از راهبردهای مقابله‌ای نامناسب دوری می‌کنند.
2-کاردام و کراپیک 135(2001) در پژوهش خود نشان دادند که افراد با نوروزگرایی بالا در مواجهه با موقعیت‌های تنیدگی‌زا از راهبرد منفعلانه از قبیل اجتناب، خودملامت‌‌گری ، تفکر آرزومندانه و همچنین شیوه‌های مبتنی بر ستیزه‌جویی بین فردی از قبیل واکنش خصمانه تخلیه هیجانی استفاده می‌کنند. لذا، سطوح بالاتر نوروزگرایی به گونه‌ای فزاینده خطر تجربه عواطف منفی را تشدید می‌کند. همچنین نتایج نشان داد که برونگرایی بر سبک مقابله‌ای هیجان‌مدار و مسأله‌مدار اثر مثبت مستقیم و روان رنجورخویی بر سبک مقابله اجتنابی اثر مثبت مستقیم دارد.

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   دانلود پایان نامه ارشد با موضوعافزایش، تولید، عملکرد، خشک

فصل سوم
روش پژوهش

در این فصل به معرفی روش پژوهش، جامعه و نمونه آماری می‌پردازیم. همچنین ابزارهای اندازه‌گیری پژوهش و متغیرهای پژوهش مورد بررسیقرار می‌گیرد و روش اجرای پژوهش و چگونگی روش تحلیل داده‌ها یبان می‌گردد. به بیان دیگر هدف از انتخاب این روش تحقیق آن است که محقق مشخص نماید که چه شیوه‌ای اتخاذ نماید تا او را هر چه دقیق تر و وسیع تر در دستیابی به پاسخ‌هایی برای پرسش‌های پژوهش کمک کند.
3-1-روش پژوهش
پژوهش حاضر با هدف تعیین رابطه‌ی بین پنج عامل بزرگ شخصیت و تاب‌آوری با سبک‌های مقابله انجام گرفت. بنابراین روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی است.


دیدگاهتان را بنویسید