دانلود پایان نامه

محراب(همیشه در سمت راست محراب) از دوره عمر تاکنون تغییر اندکی کرده است. منبر ترکیبی است از یک پلکان که غالبا دارای دست انداز است با سکویی کوچک(و یک آسمانه یا یک سقف کوچک) در بالای آن. منبر جزئی از وسایل مسجد است و تنها در موارد استثنایی یک بخش از ساختمان است. پلکان در سمت نمازگزاران قرار دارد و موذن همیشه روی پله(نه بر روی سکوی بالایی) قرار می گیرد. موقعیت منبر استثنایی است که مورد توجه قرار نگرفت. بیشترین استثنا در مساجد بومی آفریقا است. جایی که تنوع ترکیب منبر و محراب نشانه ای از خلاقیت سازندگان آن است. موقعیت متداول منبر در ترکیب فضای داخلی مسجد کمال مطلوب نیست. زیرا منبر عنصری منفرد است و در تضاد با تقارن استوار موجود در فضای مسجد است. در یک دوره منبر با قاب محراب یا با نخستین ردیف ستون های مسجد انطباق یافت و نیاز به این نوع همانگی در ترکیب معماری مسجد تحولی در همه نواحی به وجود آورد(پروچاسکا1373، 36)
منبر در معماری اسلامی هرگز مانند محراب وجهه تقریبا جهانی به دست نیاورد. کارکرد منبر در آغاز کار بیشتر در نماز جمعه بود و بالطبع در مساجد جامع مورد مصرف داشت در حالی که محراب جزء اصلی حتی کوچکترین مسجد شد و حتی در مدارس، مقابر، کاروانسراها و سایر بناها نیز یافت می شد. خطبه جزء جدایی ناپذیر نماز جمعه بود که بخشی از آن را امر به معروف بخش دیگری از آن را موعظه و بخشی از آن را نیز سلام های رسمی تشکیل می داد. خطبه نماز جمعه رنگ قوی سیاسی داشت. در واقه دعوی مشروعیت حاکم و فرمانروا وقتی موضوعیت می یافت که نام وی در خطبه ذکر می شد. خطبه ابزاری برای تصدیق بیعت بود. دیده شدن و شنیده شدن صدای خطیب به هنگام ایراد خطبه اهمیت داشت. اینگونه بود که منبر به وجود آمد. منبر معمولاً در سمت راست محراب قرار می گرفت. اگرچه در دوره اموی مکان آن در درون خود محراب قرار داشت. نمونه مشابه منبر در مراسم عبادی مسیحی سکوی وعظ است. اَمبو6 کلمه ای که در کلیسای اوایل قرون وسطی برای اشاره به سکوی خطابه دار کلیسای بیزانس به عنوان نامی برای تخت اسقف استفاده می شد. نزدیکترین نوع به سکوی خطابه، منبر است. کلیساهای قبطی اَمبوهایی داشتند که از همان سادگی قابل توجه شکل منبر برخوردار بودند. این سکوی خطلبه مثلث قائم الزاویه پله داری بود که به دیواری تکیه می کرد و از نظر سادگی شباهت فوق العاده ای به منبر داشت. محققا هیچ منبر تاریخ داری که متعلق به پیش از قرن نهم باشد باقی نمانده است. از این رو تعیین دقیق خویشاوندی بین شکل منبر مسلمانان و شکل اولیه مفروض مسیحی آن دشوار است. درباره منبر نظریه های دیگری نیز وجود دارد. یکی از آن‌ها این است که منبر بنای یادبودی از کرسی خطابه حضرت محمد است که وی از بالای آن پیروانش را خطاب می کرد. ولی از این منبر هیچ اثری باقی نمانده است. نظریه دیگر منبر را با تختی مرتبط می داند که از فراز آن فرمانده ساسانی ارتش را سان می دیده است. اما اینکه منبر تا چه میزان با صندلی اسقف یا تخت شاهان ، پرسشی است که جواب قاطعی ندارد. در واقع منبر هیچ کدام از این ها نیست و در عین حال هر دوی این ها است. در این رابطه حتی می‌توان منبر را با پلکان های موجود در آتشکده های ایرانی نیز مقایسه کرد(شکل 4-1). در بسیاری از کتب آمده است که مسلمانان در ابتدای امر جهت رفع نیاز های خود به محلی برای تجمع و انجام فرایض مذهبی و سیاسی تعدادی از ابنیه موجود را یا انجام تغییراتی تبدیل به مسجد کردند. این امر در ایران با تبدیل آتشکده های ساسانی به مسجد صورت گرفت. بنابراین، با توجه به این مطالب شاید بتوان گفت منبر در اسلام از یک عنصر قدیمی به جای مانده و تحول یافته است که زمانی جزئی از بنا بوده و به مرور زمان از آن جدا شده و به صورت یک عنصر جداگانه در کنار دیگر عناصر فضای معماری جای گرفته است.

فقدان مدارک لازم ادامه هرگونه بحثی را غیرممکن می سازد. به نظر می رسد تداخل دویست ساله ای که بین اَمبو این عنصر مسیحی پیش از اسلام و اولین منبر تاریخ دار(منظور از اولین منبر عموما منبر ساخته شده از چوب ساج در مسجد جامع قیروان است) مانعی محسوب نشود. مقایسه نمونه منبر موجود در قیروان با اَمبو موجود در اپا ارمیاس در سقاره شباهت شکلی آن‌ها را به حد کافی آشکار می سازد و مقایسه بین این دو را توجیه می کند. منبری که در مسجد تاریخانه دامغان ساخته شده و بعید به نظر می رسد که متاخرتر از قرن نهم باشد و احتمالا مربوط به قرن هشتم است نمونه مشابه تری را با اَمبو قبطی ارائه می دهد مضاف به اینکه منبر تاریخانه دامغان از خشت است و نه از چوب. نظر به اینکه خشت جانشین سنتی چوب است، می‌توان پنداشت که شکل مثلث پله های به کار رفته در دامغان برگردانی است از اَمبو سنگی قبطی، که آن را از نمونه موجود در دسترس ساخته اند. شاید این منبرها سنگی، آجری یا خشتی(که امروز هم در لیبی متداول است) همزمان با نمونه های منبر چوبی که آن‌ها را به طور استادانه ای می ساخته اند، وجود داشته است. نوع متاخر منبر چوبی گاهی دارای چرخ بوده است که آن را به هنگام برگزاری نماز جماعت بزرگتر به حیاط منتقل می کرده اند. پیوند منبر با زندگی شاهانه از دوره آغازین اموی برقرار گردید. نقل است که معاویه منبر خود را در سفر به همراه می برده است. تصور اینکه خود حضرت محمد از یک چنین منبر قابل حملی استفاده می کرده است می تواند به ذهن متبادر شود. مطمئنا در صدر اسلام از منبر به عنوان تختی استفاده می شد که حاکم می توانست از فراز آن رعایای خ
ود را خطاب کند یا بیعت آن‌ها را به شکل سوگند دریافت دارد. در یک چنین اوضاعی مسجد اساسا کارکردی سیاسی مشابه بخش های جانبی یک کاخ داشت. مثال منبر قیروان علی رغم تغییرات و اصلاحات مختصری که طی قرون متمادی در آن صورت گرفته نمونه است از آن چه که بعدها توسعه یافت. برای افزایش خصوصیات صوتی که منبر به آن احتیاج داشت روی پاگرد آخر آن قبه ای اضافه شد که معمولاً به شکل چند وجهی بود و کارکردی مشابه قبه یا آسمانه سکوی خطابه اروپایی دارد. غالبا دری لولا دار دسترسی به پلکان منبر را فراهم می کرد. این هم مشابه نمونه اروپایی آن است. هر چند ضرورتی وجود ندارد فرض شود که الزاما یکی بر دیگری اثر گذاشته است. گاه در جاهای دیگر مسجد جامع مثلا در حیاط آن در هوای آزاد یا در یک عیدگاه و یا در مصلی منبرهای اضافی گذاشته می شد یا حجاری می گردید که اعتبار آن‌ها در حد همان اضافی بودن آن‌ها بود. دو واژه عیدگاه و مصلی به مسجدی گفته می شد که در آن‌ها نمازهای فوق العاده به مناسبت دو عید بزرگ فطر و قربان یا نماز باران و .. در مواقع خشکسالی، قحططی و نظایر آن برگزار می شد. تزئین منبرها بر اساس سنتی اتفاقی به صورت قابل تشخیصی کلیشه ای بود. سازه چوبی آن‌ها بر اساس قطعات چوبی بود که وقتی با هم ترکیب می شدند طرح کلی به وجود می آمد. این طرح معمولاً هندسی بود هر چند که نمونه های اولیه نظیر منبرهای فاس و مراکش دارای طرح های گل و بته ای هستند. از قرن چهاردهم به بعد انواع متنوعی از منبرها پدید آمد. نمونه هایی از آن که با کاشی کاری تزئین شده بودند در ایران و به صورت روزافزونی در عثمانی بر پا شدند. منطقه اخیر به نوعی سنگی یا مرمرین منبرها با آسمانه یا گنبد کوچک همراه با تزئینات منبت و مشبک متمایل بود. منبرهایی نیز از آجر و آهن دیده شده است. معمولاً کاربرد مصالح مقاوم با طرح های ساده همراه بود. در اصفهان دوره صفویه در قرن هفدهم میلادی(یازدهم هجری) منبرهایی ساخته می شد که عینا مشابه شکل منبر دامغان بود که به یک هزاره پیش از آن تعلق داشت منتهی این بار به جای خشت از سنگ مرمر گرانقیمت استفاده شده بود(هیلن براند1380، 49).

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   پایان نامه با موضوعسطح اشغال بنا

4-2- گونه شناسی منبرها
کمبود منابع درباره منبرها و ناچیز بودن اطلاعاتی که در مورد سال ساخت و سازندگان آن‌ها در دست داریم، باعث می‌شود، تنها از روی دوره مسجدی که منبر مورد نظر در آن قرار دارد، زمان ساخته شدن آن را حدس زد. افزون بر ایراداتی که در فرآیند گونه شناسی منبرها به دلیل کمبود شواهد و مدارک کافی، با آن مواجهیم، مسائلی چند تشخیص دوره و سال ساخت این منبر ها را مشکل تر می کند. در بعضی از مواقع منبری خارج از مسجد ساخته می شد، اما در طول سالیان متمادی به علت کمبود جا، فرسایش های متوالی در اثر عوامل طبیعی و دلایلی نظیر آن، به مسجد منتقل می شد. در بعضی موارد منبر به سفارش فردی خیر، سالها پس از بنا شدن مسجد ساخته و به آن اهدا می شد؛ که این امر باعث می‌شود تا در صحت تعلق منبرها به مساجدی که اکنون در آن قرار دارند، همچنان جای شک و شبهه باقی باشد. عامل دیگر تشخیص دوره و ساخت منبر است که امروزه به روش آزمایش کربن 14 انجام می‌شود. مساله مهم در این زمینه این است که این آزمایش ها سن چوب مورد استفاده در منبرها را مشخص می کند و نه سن منبری که با این چوب ساخته شده است. بنابراین ابتدا تاریخچه کوچکی از مساجدی که در این تحقیق مورد برررسی قرار گرفته اند ذکر می‌شود.
4-2-1- تاریخچه مساجد مورد مطالعه
بنای اولیه مسجد جامع فعلی اصفهان بر روی مسجدی به سبک شبستانی از دوران عباسی و تماما از آجر، در سال 156 هجری قمری ساخته شده است. این مسجد مشتمل بر چهار ایوان یا چهار صفه است به این ترتیب که ایوان جنوبی آن به صفه صاحب، ایوان شمالی آن به صفه درویش؛ همین‌طور ایوان غربی به صفه استاد و ایوان شرقی به صفه شاگرد مشهور است. مسجد جامع یا جمعه اصفهان در حقیقت مجموعه ای از صنایع معماری و هنرهای زیبای ایران از ادوار بعد از اسلام تاریخ ایران است (هنرفر1350،67). از جمله این صنایع زیبا، منبرهایی در شبستان محراب اولجایتو است. بر طبق مطالعات نگارنده و مطابقت با عکسهای قدیمی که بطور اتفاقی شامل منبر هم شده؛ به نظر می رسد، منبر اصلی مسجد منبری است که بین دو تای دیگر و سمت راست محراب جای دارد و دو منبر دیگر احتمالا از مساجد دیگری به مسجد جامع آورده شده اند. این منبر از دو همتای دیگر خود، زیباتر و با تزیینات بیشتری ساخته شده است. مثلا در تمام سطوح این منبر حتی پله های آن هنر گره چینی بکار گرفته شده و درون لقاطی که بر روی سرتاسر سطوح جانبی و پله ها ساخته شده، نقوش گردان، منبت و برجسته کاری شده است. از نکات جالب این منبر شمسه ای است که تقریبا در مرکز ضلع راست آن قرار دارد و نقش کامل محراب اواجایتو درون آن منبت شده و این خود می تواند گواهی بر این مدعا باشد که منبر اصلی مسجد، منبر فوق الذکر است(عکس 4-1). مشهور است که در صفه صاحب(به نام صاحب کافی، اسماعیل بن عباد) منبری چوبی بود که بالای یک طرفش خطوطی جلی و خفی از چوب روی هم سوار کرده و نوشته و تراشیده بودند و منبت کاری این منبر امتیازی داشت. یگانه جواهری صنعتی می نمود، افسوس چون دیگر نفایس کندند و از ایران برون افکندند(جابری انصاری1378، 111). در این مسجد سه منبر وجود دارد که همگی در شبستان اولجایتو و به ترتیب در چپ ، وسط و راست محراب اولجایتو قرار دارند. از این سه منبر (چپ) یکی که به نطر می رسد قدیمی ترین باشد دارای تزئیناتی مانند قطاربندی در زیر دست
ه صندلی و گره چینی پوک بر روی نرده ها است. منبر دوم (وسط) که به نظر می رسد منبر اصلی مسجد جامع عتیق باشد دارای تزئیناتی از قبیل منبت کاری و گره چینی است و درون آلت های آن با استفاده از هنر منبت کاری نقوش زیبای گردان یا اسلیمی و ختایی به زیبایی کنده کاری شده است(عکس 4-2). منبر سوم (راست) مسجد نیز دارای تزئینات گره چینی است که در بعضی از لقاط به هنر زیبای خاتم نیز مزین است. به نظر می رسد در گذشته تمامی آلات و لقاط این منبر دارای روکش خاتم بوده‌اند.

مسجد سید به دستور حجه الاسلام شفتی در سال 1245 ه.ق و در زمان حکومت فتحعلی شاه قاجار ساخته شده و با تزئینات هنری مختلفی همراه است(ماهرالنقش). در این مسجد نیز دو منبر مشاهده می‌شود که یکی دارای تزئینات گره چینی بسیار زیبا، واقع در شبستان شمالی و در کنار محراب و دیگری به صورت ساده و فاقد هرگونه تزئین (رنگ شده)، در حیاط مسجد است. مسجد حکیم از مساجد عهد صفویه، به دست صاحب بن عباد و بر جای مسجدی قدیمی تر ساخته شد و نامش جورجیر یا گورگیر بود. این مسجد در محله گل بهار بوده، پس از ویرانی های قرون و دهور، حکیم داوود اسپهانی معروف به هندی، جنب آن مسجد مسجدی بزرگ ساخت و اساس آن مسجد تغییر یافت و به مسجد حکیم معروف شده است. (جابری انصاری1378،129). در این مسجد دو منبر قرار دارد که یکی در شبستان آقایان و تمام منبر از جمله آلات و لقاط آن رنگ شده است. منبر دیگر آن در صحن و زیر گنبد اصلی آن قرار دارد که به لحاظ ابعاد و ارتفاع از تمامی منبرهای مورد مطالعه در این تحقیق بزرگتر بوده و جمعا به فرم مربع نزدیکتر است.از دیگر مساجد عهد صفویه مسجد آقانور در محله دردشت است که آن را منتسب به آقانورا می دانند که از فضلا و علمای زمان شاه عباس اول بوده است و در ایوان شرقی آن اشعاری است. منبر این مسجد در حیاط خلوت قرار دارد و با اینکه آلات و لقاط آن با بهترین کیفیت ساخته شده است اما در بدترین وضعیت نگهداری می‌شود.مسجد شاه عباس بر روی شالوده مسجدی بزرگ ساخته شده است که در آن ناحیه و به سلطنت سلطان محمد بن طهماسب(که نور چشمانش ضعیف بود) قرار داشت که نذر نموده بود در شکرانه نجات از قتل خود در زمان اسماعیل ثانی تاسیس نماید. پس از شهادت میرزا سلمان در بیرون قلعه هرات به دست امرای خائن در نهصد و نود و یک و سپس شهادت حمزه میرزا در نهصد و نود و چهار و انقلاب احوال و آمدن شاه عباس بزرگ در نهصد و نود و هشت به اصفهان، تصمیم به وفای نذر پدر و توسعه مسجد گرفت. جنگ با ازبکان و عثمانی و انقلاب خراسان و آذربایجان، عزم شاهانه را دو سالی تاخیر انداخت تا آغاز هزار که میدان نقش جهان را ساخت سال به سال به تکمیل ابنیه پرداخت. اواخر یکزار و نوزده به اتمام مسجد اهتمام شده کتیبه درب دخول یکهزار و بیست و پنج و کتیبه بزرگ ایوان سمت مغرب یکهزار و چهل است(همان125). آن طور که به نظر می رسد این مسجد دارای دو منبر است. یک منبر آن از جنس سنگ و دارای پله و ارتفاع زیاد است که در این تحقیق مورد بحث نیست. منبر دیگر این مسجد یک منبر دو پله و از لحاظ ابعاد و اندازه کوچکترین منبر مورد مطالعه در این تحقیق می‌باشد و تمام سطح آن با خاتم پوشانده شده است. این منبر اکنون در موزه چهلستون نگهداری می‌شود.
4-2-2- بررسی منبرها از نظر ساختمایه – نوع نقوش به کار رفته – زوایا


دیدگاهتان را بنویسید