تصمیم گیری

با اینکه افلاطون روح انسانی رو به ارابه­ای تشبیه کرده که به وسیله دو اسب خرد و احساس به حرکت میاد، اما در قرون گذشته محققان به خرد بیشتر بها داده و از احساسات به عنوان بخشی که مانع خردورزیه یاد کردن.[۱] در اراده کردن تا کنون این عقیده بیشتر مطرح بوده که آدم در تصمیمات خود –اونجا که سخن از نفع و ضرره- به طور کامل عقلایی و بدور از احساسات عمل می کنه. اما بعضی از دلایل مطرح در روانشناسی در سال­های گذشته نشون داده که آدم در اراده کردن و رفتار خود از هر دو اسب استفاده می کنه.

روانشناسی

تحقیقاتی که گزارش اون در انجمن اقتصاد آمریکا در ژانویه ۲۰۰۵ مطرح گردیده، نشون دهنده اون هستش که تکنولوژی جدید به آدم این امکان رو داده تا تصویر ورداری شدید شدن شده بوسیله مغناطیس واسه مشخص کردن وظایف هر بخش از مغز کنه. این کار امکان ثبت لحظه ای فعالیتای مغز رو میده. محققان مدیریت و اقتصاد از محققان پزشکی و روانشناسی خواسته­ان که امکان اینکه بشه فهمید که کدوم بخش از مغز کار اراده کردن رو انجام میده رو مهم بدوننش.

مثلا، ذهن بشری موضوع ارزش مورد انتظار در حوادث آینده در اقتصاد رو مورد محاسبه قرار میده. اینکه یه فرد در بازار بورس سرمایه گذاری می کنه و یا هزینه بیمه عمر رو پرداخت می کنه، بستگی به اون داره که اون فرد چیجوری آینده رو در پیش خود تصویر کرده و به حوادثی که ممکنه اتفاق بیفته چه مقدار وزن بده. ممکنه که شما ارزش مورد انتظار بیمه عمر رو با اینکه کمه بیشتر مورد توجه بذارین، وقتی که فکر می کنین با احتمال زیاد قبل از بازنشستگی شما، قیمت سهام کاهش پیدا انجام میده.

نوشته ای دیگر :
روانشناسی با موضوع عوامل موثر بر سرسختی

سرمایه گذاری

 

۲-۳- سطوح اراده کردن

اراده کردن

در طول روز اطلاعات زیادی به یه مدیر می رسه. به شکل کلی میشه گفت که مدیر پس از اخذ این اطلاعات سه نوع اراده کردن می کنه.

نوع اول که بیشتر به نام تصمیمات هدف دار میگن، تصمیمات مربوط به امور دراز مدت، پیچیده، و غیر ساختمنده که به وسیله مدیران عالی رتبه در پیش گرفته میشه (Lucas & Henry, 1985). اطلاعات مربوط به اینجور تصمیماتی، عموما تعریف نشده، غیر بر اساس موارد از پیش تجربه شده، با اصل بیرون از سازمان، جمع آوری شده از راه های غیر رسمی و کوتاه شده(Davis & Margrethe, 1984).

نوع دوم از تصمیمات، بیشتر به نام تصمیمات کنترلی مدیریت[۲] خونده شده که به وسیله مدیران میانی اتخاذ می شه. عموما اطلاعات دریافتی واسه این نوع تصمیمات، با معیارهایی مثل استانداردهای سازمان و یا بودجه سنجیده می شه. اطلاعات مربوط به این نوع تصمیمات، بیشتر متوجه داخل سازمان، کوتاه مدت، تاریخی و ساده تره.

نوع سوم، تصمیمات عملیاتی است. مثل این تصمیمات بدون هیچ سختی ای فرموله شده و سیستمای کامپیوتری هم می تونن کار رو راحت­تر کنن(Edwards ,1991).

 

۲-۴- درجه سختی اراده کردن

درجه سختی و راحتی کار اراده کردن به ۴ عامل بستگی داره:

۱-اطلاعات: در بعضی از تصمیم گیریا، همه اطلاعات مربوط به مسئله هست. اما در یه سری های دیگه هرچند اطلاعات در آخر در جایی هست، اما ما بلحاظ محدودیت در موشکافی اونا و یا نبود وسیله لازم بدانان دسترسی نداریم. هرچه که اطلاعات کمتر در دسترس باشه، اراده کردن مشکلتره (Lowler & Rhode, 1976).

نوشته ای دیگر :
خلاقیت : مدل تورستن

 

۲-نامعلومی[۳]: عموما در مسائل اراده کردن با فاکتورهایی مواجه میشیم که اندازه، جهت و رفتار اونا واسه ما به طور کامل معلوم نیس. مثلا واسه ارائه یه کالای جدید به بازار، واقعا رفتار بازار و استقبال مشتریان واسه ما مشخص نیس.

۳-منابع کم پیدا: در بیشتر اوقات و حتی با وجود اطلاعات مکفی و نبود نامعلومی، پدیده کمبود منابع نکته مهمی در تصمیم گیریه. وقتی که منابع واسه تولید کمیابه و ما با راه حلای رقابتی زیاد روبروئیم، واقعا ما با مشکل ارزشیابی هرکدوم از منابع و بعد اراده کردن روبروئیم.

۴-عوامل روانی[۴]بیشتر تصمیم گیریا مشکل هستن از نظر اینکه عوامل روانی مثل ترس، قدرت، اضطراب و نگرانی هم در این پروسه سهیم هستن (Monahan, 2000).

[۱] Economic Focus: Mind Games; Economist; Jan. 15, 2005; P. 75.

[۲] Management Control Decisions

[۳] Uncertainty

[۴] Psychological Factors