والدین مؤثر بودن، یکی از خطیر ترین و پر تلاش ترین وظایف در زندگی است(دینک مایر، (1989)، ترجمه مهرداد فیروزبخت، 1387). درجامعه مدرن ، والدین تحت استرس یا فشار روانی شدید هستند. انجام وظایف پدری ومادری هم بدون استرس امکان پذیر نمی باشد. برای مثال، وجود فشارزاهای عمده در زندگی خانوادگی افراد با اختلال سلوک دو یاچهار برابر بیشتر از خانواده های دیگر می باشد(وبستر، استراتون وداهل،1995 به نقل از لیل آبادی 1377).

پژوهش ایوب والوتن و مسترگئورگ[1](2011) نشان داده است مداخله در استرس والدینی تأثیر گذار است، و همچنین خود آسیب زنی، پرخاشگری و دیگر رفتارهای مخرب، استرس والدینی شدیدی ایجاد می کنند(ریچمن[2] وهمکاران،2009)، این تحقیق بوسیله آموزش خودکنترلی تلاش دارد با کاهش پرخاشگری نوجوانان براسترس والدینی را مؤثر باشد.

استرس والدینی

استرس یک عامل خطرآشکاربرای اختلال سلامت روانی است(سازمان خدمات انسانی و سلامت آمریکا[3]،1999). اصطلاح استرس در ادبیات با معانی مختلفی مشخص شده است (ماسن[4]،1975)، مدل پزشکی، محیطی و روانی انواعی از استرس هستند (ام.سی.نامارا[5]،2000). در مدل پزشکی استرس یک مرحله مضطرب کننده در پاسخ شخصی به عوامل محیطی ناگهانی است. این پاسخ از ارگانیسم را می توان با افزایش ضربان قلب، بالا رفتن فشارخون و وجود هورمونها ونوروترانسمیترها(کورتیزول، آدرنالین، نوراپی نفرین) اندازه گیری کردکه باعث افزایش تحریک درارگانیسم می شود(سلیه[6]،1993). اضطراب در محدوده ی نرمال روی می دهد که بصورت طبیعی سازگاری ایجاد می شود و برای ارگانیسم تحریک جهت ایجاد مقدار مؤثری استرس بوجود می آورد. به هرحال در زمان طولانی، محرکهای مزمن از سیستم استرس- پاسخ باعث از بین رفتن کارکرد ایمنی می شود(استین و میلر[7]،1993) و رضایتمندی زندگی را کاهش می دهد(ایوانس، بالگیر،هیگ[8]،1998).

در مدل محیطی، استرس یک عامل خارج ارگانیسم است که شامل تهدیدها ازیک آسیب جدی ویا حالتهای نفرت انگیز محیطی است.استرس در این نوع، با استفاده از عوامل استرس زای موجود اندازه گیری می شود، لیستی از عوارض شخصی قابل قبول حوادث وجود دارد.استرسهای خارجی می توانند با اضطراب خارجی منفی، افسردگی و پرخاشگری مرتبط باشد (جاسر[9] و همکاران، 2005)، طبق دستاوردهای آکادمیک (الوا و دی لوس ریس[10]،1999) توهین کردن (چاسین و همکاران[11]،2003)، رضایت اجباری از زندگی(ام سی کا نایت،هابر،سالدو[12]،2002) هم در آنها وجود دارد.

مدل روانی استرس بر مفهومی از درک استرس تأکید دارد که به تأثیر متقابل اضطرار محیطی معطوف می شود (استرس خارجی)؛ عکس العمل فیزیولوژیکی بدن(پریشانی و شناخت شخصی، هیجانات، پاسخ رفتاری به تأثیرات ایجادشده است.استرس هنگامی که حوادث بیرونی باعث فشار فیزیولوژیکی و شناختی نامطلوب می شوند بوجود می آید که اطلاعات رفتاری و هیجانی شخصی از اثرات منفی ومضر تنش زاهای بیرونی را در فرد برانگیخته می کند.تصور اثر متقابل استرس توجه مسلم اشخاص به دارا بودن مهارتها را می پذیرد. مثل کنار آمدن؛ آزمودن استرس خارجی بدون عملکرد سازشی آزمودنی.در سالهای اخیر مفاهیم متعددی از استرس(لازاروس و فلکمن[13]،1984) بیان شده که تعاریف پذیرفته شده وسیعی را مورد توجه قرار داده است(هس و کاپلاند[14]،2006).

تعریف پذیرفته شده هرچه باشد،اغلب دانشمندان اتفاق نظر دارند که بروز تنیدگی فرد را وادار می کند تا در جهت تغییر موقعیت خود ویا سازش یافتگی با ان گام بردارد. سازش یافتگی ای که می تواند مؤثر یا نامؤثر باشد(دادستان،1386).

یک نوع از استرس، تنشی است که افراد درنقش والدینی خود احساس می کنند(گلفاند[15]، تتی[16] و فوکس[17]،   1992).

لازاروس(1996، به نقل از هیل وهیل،2007) تنیدگی والدینی را درک استرس بیشتر درخانواده که باعث دگرگون شدن تعادل خانواده می شود، تعریف میکند.

استرنبرگ(2000)وریتمن[18](2002)، معتقدندکه تنیدگی والدینی از فشارهای ناشی از ایفای نقش والدینی بوجود می آید وبه طور کلی والدگری ومسئولیتهای توأم با آن سطوح بالای تنیدگی را ایجاد می کنند.

لازاروس(2000)، استرس والدینی را ناشی از ارزیابی شناختی منفی والدین از توانمندیهای خود به عنوان والد می داند. به نظر او در صورتیکه موقعیت وشرایط والدگری را منفی ارزیابی کنند، دچار تنیدگی می شوند.

ابیدین[19](1992)، تنیدگی والدینی را حاصل اثر تعاملی کنش وری خصوصیات اصلی وآشکار والدین(مانند افسردگی، احساس صلاحیت، سلامت، روابط توأم با دلبستگی با کودک، روابط با همسر، محدودیت ناشی  از مادرگری)، با خصوصیت کودک(مانند سازش پذیری،پذیرندگی،افزون طلبی، خلق، فزون کنشی وتقویت گری) می داند و در عین حال براین باور است که ویژگیهای والد- کودک همراه با متغیرهای موقعیتی بیرونی وعوامل تنش زای زندگی(مثل طلاق،مشکلات شغلی و…)، دلیل افزایش نارسا کنش وری والدگری وتنیدگی والدینی است(به نقل از فرزاد فرد،1385).

نوپ و نوپ[20](1991)، نشان دادند که منبع اصلی تنیدگی برای مردان محل کار است، در حالیکه برای زنان منبع اصلی استرس  نقش مادری است(مالسو ودیگران،2002،به نقل از حلاج باشی،1388).

وونگ[21](1999)، نیز معتقد است که در جوامع شرقی مادران نقش مراقبتگری در قبال نیازهای جسمانی، عاطفی واجتماعی کودکان را به دوش می کشند و پدران کمتر با کودکان درگیر شده و عمدتاٌ درگیر نقشهای انضباطی هستند(دادستان وهمکاران،1385).

برای مشخص کردن پیش بینی کننده های تنیدگی والدینی، مفهوم سازیهای بسیاری وجود داشته است.درمیان آنهامدل تنیدگی والدینی ابیدین ومدل ذهنی وبستراستراتن مدلهای اصلی هستند.این دو مدل مخالف هم نیستند بلکه مکمل یکدیگرند(جنگ[22]،2007).

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   سفارش ترجمه

مدل تنیدگی والدینی ابیدین:

مدل تنیدگی والدینی ابیدین که درسال 1976ارائه شد، یک الگوی قدرتمند وعمومی برای تنیدگی والدینی است. دراین الگو، آمده است که میزان تنیدگی که والدین تجربه می کنندازکنش وری خصوصیات اصلی وآشکار والدین(مثل افسردگی،احساس صلاحیت، روابط توأم با د لبستگی با کودک ، روابط باهمسر، محدودیت ناشی ازنقش پذیری یا مادری کردن وخصوصیات کودک مانندسازش پذیری، پذیرندگی، فزون طلبی وتقویت گری) تشکیل میشود.به طور خلاصه، ابیدین (1976) ویژگیهای والد وکودک، همراه با متغیرهای موقعیتی بیرونی مانند عوامل تنیدگی زای زندگی(مانند طلاق،مشکلات شغلی و…) را دلیل افزایش احتمالی نارساکنش وری فرزندپروری
می داند.

الگوی ابیدین(1976) درنهایت منجر به ساخت شاخص تنیدگی والدینی [23]PSI شد. ابیدین معتقداست که تأثیر رویدادهای مهم زندگی خارج از نظام والد-کودک باکاهش منابع والدین وتوانایی آنان درکنارآمدن بانقش والدینی مشخص می شود. درتأیید این یافته می توان به تعداد قابل ملاحظه ای پژوهشهایی اشاره کرد که وجود ارتباط بین وقایع تنیدگی زای زندگی(مانند مشکلات مربوط به مسائل خانوادگی، بامرگ یکی ازخویشاوندان، بیکارشدن و…)وسطح تنیدگی والدینی – دروالدینی که کودکان با رفتارهای برونی سازی شده دارند-راتأیید کرده اند. ابیدین پیشنهاد کرد که میزان بالای تنیدگی والدین، مشکلات کودک ونارساکنش وری تعاملهای والد-کودک به افزایش اقتدارمنفی والدینی منجرمی شود که به نوبه خوداین رفتارهاتأثیر مستقیم ومنفی بر رفتارهای کودک برجای
می گذارد و باعث افزایش مشکلات سازشی کودکان می شود(فرزادفرد،1385).

مدل وبستر-استراتن[24]:

وبستر-استراتن فرض می کنند که سه تنش زای فرا خانوادگی، درون والدینی وتنش زاهای مربوط به کودک برای رویارویی والدین با موقعیتشان مورد نیاز است.وی منابع تنیدگی والدینی را فراتر از خانواده به عواملی چون وضعیت اجتماعی-اقتصادی گسترش داد. به علاوه وی نتایج مثبت ومنفی تنش زاهارا تفکیک کرد. والدگری کارآمد می تواند عاملی دفاعی در برابر تنش زاها باشد ووالدگری مختل وناکارآمد منجر به مشکلات رفتاری کودک می شود.

جالب اینکه در مدل وبستر – استراتن اتفاقات تنش زای زندگی ومشکلات روزمره ازهم جدا میشود که این صریحاًبا مدل ابیدین متفاوت است. برای فهم اینکه تنیدگی والدینی چطور رشد می کند، چگونه بر سلامت جسمانی وروانشناختی خود والدین اثر میگذارد وچگونه بر رابطه ی والد – فرزندی اثردارد باید بدانیم که بیشتر تنیدگی والدین در پرورش کودک از مشکلات روزمره ناشی می شود ونه از یک اتفاق مهم زندگی.

مدل وبستر-استراتن تأکید می کند که رفتار کودکان به طور غیر مستقیم از تنش زاهای خانوادگی اثر می پذیرد، اگرچه این تنش زاها به طور مستقیم می تواند برکودکان اثر گذارد. بوسیلۀ تعاملات والدین با بچه ها بر اساس شایستگی و حساسیت والدین مدیریت می شوند.

به همین صورت سلامت روان شناختی والدین و واکنش آنها به تنیدگی ها احتمالا به عنوان واسطه های بین تنش زاها وکودکان عمل می کند(جنگ،2007).

حل وفصل مشکلات تنیدگی والدینی منجر به ارتقای بهداشت روانی وعملکرد بهترآنان درایفای نقش والدینی می شود.(روشن بین،1386).

پیامدهای تنیدگی بر والدین وکودکان

شناخت عواملی که می توانند تنیدگی والدینی را پیش بینی کنند، از حساسیت خاصی برخوردار است، چراکه تأثیر تنیدگی بالقوه هم بروالدین وهم برکودک زیان بخش است. اگر چه پژوهش ها کمتر به بررسی سطوح بهنجار تنیدگی والدینی  پرداخته اند(مانند ،دتیر،دکارت واسکار،1996)، اغلب پژوهشهایی که در زمینه تنیدگی والدینی انجام شده اند، برپیامدهای شرایط یاوقایع تنیدگی زا مانند بیماری کودک(ارتباط مستقیم تنیدگی والدینی ودیابت نوع یک درفرزندان) یا مشکلات اقتصادی خانواده متمرکزند(وبستر،استراتون، 1990).

تأثیر تنیدگی والدینی می تواند از طریق بافت کلی محیط خانه بیش از تعامل بلافصل والد-کودک منتقل شود. در خانواده های که براثر تنیدگی، والدین دچار درماندگی روانشناختی شده اند، محیط عاطفی براساس کاهش یا بی ثباتی ابراز عاطفی، کاهش پاسخ گویی  وتعامل خصمانه مشخص می شود که چنین جو عاطفی منفی، از طریق تشدید بار هیجانی مستقیما صلاحیت اجتماعی وهیجانی کودکان را تحت تأثیر قرار می دهد (قشنگ، 1382).

عوامل تأثیر گذار بر تنیدگی والدینی و والدگری

منابع متعدد تنیدگی، توانمندیها ومهارتهای والدگری رابا مشکلاتی مواجه می کنند (بلسکی، 1984) . این منابع شامل عوامل برون خانوادگی، مانند فقر وبیکاری وعوامل درون خانوادگی، مانندوقایع منفی زندگی، اغتشاشات خانوادگی، انزوا، اضطراب وافسردگی، سوء ومصرف الکل ومواد، مشکلات روزانه، و والدگری به تنهایی(مجرد بودن) می شوند(وبستر – استراتون،1990). پژوهشهای انجام شده برای سبب شناسی تنیدگی والدینی برخی والدین درپرورش فرزندان غالبا به مشکلات زندگی والدین وهمچنین فشارهای بین فردی واجتماعی رایج تمرکز کرده اند. شواهدی موجود است که نشان می دهند تجارب کودکی اولیه برمهارتهای والدگری بزرگسالی تأثیر می گذارند. هرچند بخش جدیدی از تحقیقات ژنتیک به بررسی عوامل مؤثراحتمالی ژنتیکی برتفاوتهای فردی مشهود در رفتار والدگری پرداخته اند، اما هنوز داده های آشکاری در این مورد وجود ندارد(براوون، داگلاس، همیلتون، گیاچ ریتیسیس وهگرتی[25]،2006).

[1] Ayoub, C., Vallotton, C.D. & Mastergeorge, A.M.

[2] Richman

[3] U.S. Department of Health and Human Services

[4] Mason

[5] McNamara, S

Selye [6]

[7] Stein & Miller,

[8] Evans., Bullinger & Hygge, S

[9] Jaser.

[10] Alva & de Los Reye

[11] Chassin

[12] McKnight, C. G., Huebner, E. S., & Suldo, S

[13] Lazarus, R. S., & Folkman, S

[14] Copeland, E., & Hess, R

[15] Gelfand

[16] Teti

[17] Fox

[18] Reitman

[19] Abidin

[20] Nope

[21] Woong

[22] Jeng

[23] Parent Stress Index

[24] Webster- Straton

[25] Browen,K,  Douglas,J,  Hamilton,Giachritsis,C..

دسته‌ها: بهترین ها